X
تبلیغات
ادبیات 1234

ادبیات 1234

شرح وتوضیح ادبیات دبیرستان

پاسخ خودآزمایی درس درآتش افکندن ابراهیم-حسنک-شیروگاو-گلستان

خودآزمايي درس نهم (داستان در آتش افكندن ابراهيم ع)ص66

1-الف)كهنگي مثل : مر اورا گرفت .                                          ب) كوتاهي جمله:آگاه برفتند./ هيزم بياورند./ برويد./هيزم آوريد. 

   پ) تكرارفعل.د)سادگي ورواني.                                           ث)فاقدآرايه هاي ادبي است.

  ج)پيام به سادگي منتقل مي شود.                                         ح)حروف به جاي هم به كارميروند.  مثل :  به اخبار/  (دراخبار.)

 

 2-الف)آوردن (ي)درآخربعضي افعال به جاي(مي)ماضي استمراري  مثل :  نديمان گفتند:كه اگركوهي بودي نيست شده بودي.

     ب)آوردن « ب » دراول فعل ماضي مثل :  برفتند/ بياوردند/ بساختندو

     پ)آوردن« مر» و« را» مثل مراوراگفت/ نمرودمرنريمان راگفت.

     ت)به كاربردن واژه هاي كهنه مثل :  منجنيق/ گرديدن.

 

      د)تقدم فعل برمفعول  مثل : هيزم آريد سوختن ابراهيم را/ بود كه نصرت كندتورا.

 

3-آبرو واعتباروموقعيت درباري وحكومتي ما ازبين مي رود.

4- فرمود                      قديم:دستورداد.                                  امروز:گفت.

    ملك                           قديم:خداوند                                    امروز:پادشاه.

    ايمن                          قديم:به اطمينان برسيم.                   امروز:آسوده شويم.

    پاره كردن           قديم:شكستن                          .              امروز:تكه وپاره كردن.

5-الف)كيكاووس:چون به علت تهمتي كه سودابه به سياوش زده بود براي آزمايش ، سياوش را از آتش عبوردادونمرودهم حضرت ابراهيم رادرآتش انداخت. ب)نمروددستوردادكاخي بسازندتاازآن بالارود و بالاتر از خدا باشدو به خداي ابراهيم تيراندازي مي كندتا او را بكشد.كيكاووس سوار بر تختي با چهارعقاب به آسمان پروازكرد. / جمشيدهم ادعاي خدايي مي كند.

6-خدايا اين آتش سوزان عشق راكه مرا بي تاب وقراركرده است مثل آتش نمرود بر خليل براي من سرد و خاموش بساز.   آرايه ي تلميح         اشاره داردبه داستان حضرت ابراهيم (ع) و انداختن او در آتش به فرمان نمرودپادشاه ستمگر زمان و سرد شدن آتش بر او .

 

خودآزمايي درس دهم (بردار كردن حسنك)ص76           

 1ـ الف)من در موردخواجه(شما)هيچ قصد و گمان بدي نكردم و به خويشاوندان و اطرافيان خواجه احترام گذاشتم.

    ب)من از نعمت هاي جهان بر خوردار بودم و مدتي در(پست هاي مختلف)كارهاي مهمي انجام دادم. 

    پ).(بامرگ)همه ي ابزارهاي جنگ و دشمني به خاطر مال بي ارزش دنيا كنار گذاشتند.

    ت).(بوسهل)در آن دنيا گرفتار پاسخ دادن به كارهايي است كه در دنيا انجام داده است.يا درآن دنياگرفتار عمل خودش است.

2ـ الف) توصيف حسنك .            ب) توصيف بردار كردن حسنك.              پ )توصيف بوسهل زوزني.               ت).توصيف مادرحسنك.

3- الف )بيان جزئيات، يكي ازهنرمندي هاي بيهقي است.                           ب )نوآوري در كلمات مثل خلق گونه، ترگونه، بزرگا مردا. 

     پ )استفاده از شعر، حديث ، آيه و  ضرب المثل ها .

4-عبرت آموزي : ( اين است حسنك و روزگارش و اين افسانه اي است باعبرت بسيار ).

   تقديرگرايي : ( نعوذوبالله من قضاءالسوء.،جهان خوردم وكارهاراندم ،اگرامروزاجل رسيده است كس بازنتواندداشت كه بردار كشند يا‌جز دار) .

5- الف)صحنه اي كه مادر حسنك به كنار جنازه ي او مي آيد : ( مادر حسنك زني سخت جگرآوربودچنان شنودم  كه دو سه ماه اين حديث از او پنهان داشتند چون بشنيد جزعي نكرد- چنان كه زنان كنندبلكه بگريست به درد ،چنان كه حاضران از درد وي خون گريستند).   

    ب)تجسم بدار كشيدن حسنك.                               پ)توصيف بوسهل : ( اين بوسهل مردي امامزاده و محتشم بود……. ) .

6-به عده اي پست و فرومايه پول دادندتا حسنك را سنگسار كنند.

 

خود آزمايي يازدهم : ( داستان شير و گاو ) ص 85

1 ـ  نظر تو در مورد پادشاه‌كه در جاي‌خود ايستاده است و حركت  و شادي از خود نشان نمي دهد يا شادي و  نشاط را رها كرده است ، چيست ؟

  ·   گاو پشتيبان و تكيه گاه ( ياور ) سپاه من بود و براي دشمنان زيان و ضرر و براي دوستان مايه ي زيبايي و رونق بود .

  ·   هر كس انديشه ي سست و ناتوان و عقل سبك و ضعيف داشته باشد ( يعني عقلش خوب كار نكند ) از مقام بلند به رتبه ي بي‌ارزش و پايين سقوط مي كند و به مرتبه ي گمنامي و پستي مي رسد .

        ·           قناعت نشانه ي پست همّتي و پايين بودن درجه ي مردانگي است .

2ـ كاربرد مترادفات زياد ، كاربرد فراوان آرايه هاي ادبي ، استفاده از تمثيل ، استشهاد به حديث و آيه و شعر فارسي و عربي ، استفاده از لغات فراوان عربي ، حذف شناسه ي افعال به قرينه .

3ـ الف ) در اداره ي حكومت بايد آينده نگر و چاره انديش بود در حالي كه شاه چنين نبود .

    ب ) افراد مستبد آسيب پذير هستند اگر محل آسيب آن ها را پيدا كنند ، راحت تر مي توانند آن ها را از بين ببرند .

    پ ) ساده لوحي ، حرص و طمع هر دو عامل شكست و نابودي است .

    ت ) فتنه انگيزي و سخن چيني از كشتن و قتل بدتر است ( الفتنه اَشّدمِن القتل ) .

ث)  به قدرت رسيدن ، خطر آفرين است يا نزديك شدن به مراكز قدرت خطر آفرين است .

4 ـ گاونماد افراد خير خواه ، با عظمت ، سليم النفس ، صبور و سالم امّا ساده لوح است .

     شير نماد افراد مستبد و خود رأي ، دهن بين ، بي تدبير و آسيب پذير است .

     كليله نماينده ي افراد زيرك ، خير خواه ، قانع به وضع موجود ، مشاور است .

     دمنه نماينده ي افراد جاه طلب و زيرك ، فتنه انگيز ، سخن چين ، حسود ، منافق ، جسور ، اهل خطر و حريص است.

5) الف ) صفحه ي 77 بازرگاني بود بسيار مال و او را فرزندان در رسيدند تا مهمل گذارد .

    ب )صفحه ي 79 چون سگ گرسنه كه به استخواني شاد شود و به پاره اي نان خشنود گردد .

    پ) صفحه ي 80 چنان كه فروغ آتش اگر چه فروزنده خواهد كه پست سوزد ، به ارتفاع گرايد .

    ت) صفحه ي 82 چون خوره در دندان جاي گرفت ، از درد او شفا نباشد مگر به قلع .

    ث) صفحه ي 83 هم چون هم خانه ي مار و هم خوابه ي شير است كه اگر چه مار خفته و شير نهفته باشد آخر اين سر بر آرد و آن دهان بگشايد .

6) گرم شكمي : آزمندي و حرص زدن

     بر باد نشاندن : فريب دادن ، تحريك كردن ، از راه به در كردن .

7 ) صفحه ي 83 ، يك پاراگراف به آخر مانده آزردگي شير ، پيمان شكني ، از بين بردن گاو و به هدر رفتن خون او .

 

خود آزمايي درس دوازدهم : ( چگونگي تصنيف گلستان ) ص 90

1ـ با گريه كردن بر دلم اثر مي گذاشتم و آن را صفا و رونق مي بخشيدم .

·         تصميم گرفتم برگردم .

2ـ الف ) خلاف راه صواب است و نقضِ راي اولوالالباب .

       ب ) آزردن دوستان جهل است و كفاّرت يمين سهل .

       پ) چندان كه نشاط ملاعبت كرد و بساط مراعبت گسترد .

       ت) گفتي كه خرده ي مينا بر خاكش ريخته و عقد ثّريا از تاكش در آويخته .

3ـ در حسن معاشرت و آداب محاورت به كار آيد ، مترسّلان را بلاغت بيفزايد ، متكلمان را به كار آيد .

4ـ الف ) هر چه نپايد دلبستگي را نشايد . الكريم اذاوعد وفا .

    ب ) هر كه مزروع خود بخورد به خويد                              وقت خرمنش خوشه بايد چيد .

    پ) عمر بر فست و آفتاب تموز                                            اندكي ماند و خواجه غِرّه هنوز

5ـ الف) استفاده از سجع استفاده از تمثيل

    ب) حذف فعل به قرينه مثل :در كجا وه انيس من بودي ودر حجره جليس و

   پ) كوتاهي جمله ها مثل : هر چه نپايد دلبستگي را نشايد يا دامن گل بريخت ودر دامنم آويخت .

   ت) استفاده از واژه ها واشعار عربي مثل : صم بكم ، اجلء / روضه ماء نهر ها سلسال        دوحه سجع طير ها موزون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 9:43  توسط حسین امیدی  | 

درس هشتم                                  داستان شیرو گاو

 

1-  دررسیدند ` بزرگ شدن 2- اعراض نمودند ` دوری نمودند 3- پدر مو عضلت و ملامت ایشان واجب دید ` پدر نصیحت و سرزنش ایشان واجب دید 4- فراخی معیشت است ` آسایش زندگی است 5- رفعت منزلت ` بالا بردن مقام 5- الفغدن مال است ` ذخیره ی مال است 6- رضای اهل ` رضایت مردم 7- صیانت نفس ` حفظ نفس 8- مهمل گذارد ` رها کند 9- روزگار ، حجاب مناقشت پیش مرادهای او بدارد ` روزگار رسیدن به آرزوهای آن شخص را سخت می کند 10- پسران بازرگان عفلت پدر بشنودند ` پسران بازرگان نصیحت پدر بشنودند 11- نیکو بشناخت ` نیکو بشناختند 12- برادر مهتر ایشان روی به تجارت آورد ` برادر بزرگ تر ایشان روی به تجارت آورد 13- در راه خلابی پیش آمد ` در راه باتلاقی پیش آمد 14- حالی ` فوراً 15- وی را تیمار می داری ` وی را مواظبت می کند 16- ملول گشت ` خسته و درمانده شد 17- سقط شد ` مرد 18- به مدت ` به مرور 19- انتعاشی حاصل آمد ` بهبود یافتن حاصل آمد 20- انواع نبات و اصناف ریاحین ` انواع گیاهان و انواع گیاهان خوش بو 21- بطر اسایش و مستی نعمت بدو راه یافت ` در اثر آسایش و نعمت فراوان مقرورو متکبر شد 22- مردی را برای تعهد او بگذاشت ` مردی را برای مراقبت او بگذاشت 23- و حوش و سباع ` امارت وحشی و درندگان 24- می بهراسد ` می ترسد 25- بر جای ساکن می بود ` از ترس خشک شده بود 26- در میان اتباع او دو شگال بودند ` در میان پیروان او دو شغال بودند 27- هر دو دهای تمام داشتند ` هر دو زیرک کامل داشتند 28- چه می بینی ` نظرت چیست 29- بر جای قرار کرده است ` خشک شده است 30- فایده ی تقرب به ملوک رفعت منزلت است و اصطناع دوستان و قهر دشمنان ` فایده ی تقرب به ملوک بالا بردن مقام و برگزیدن دوستان و خشم گرفتن دشمنان 31- و ما از آن طبقه نیستیم که این درجات رامرشح توانیم بود و در طلب آن قدم توانیم گذارد ` و ما از آن گروهی نیستیم که خودمان را آماده چنین مقام های کنیم و بتوانیم به آن برسیم 32- مراتب میان اصحاب مروت و ارباب همت مشترک و متنازع است ` این سخنان بین جوانان و انسانها با همت مشترک و مختلف نقل شده 33- هر که نفس شریف دارد خویشتن را از محل و ضیع به منزلت رفیع می رساند ` هر کسی نفس و شریف دارد خودش را از محل پست به مقام بالا می رساند 34- عقل سخیف است از درجت عالی به رقبت خامل گراید ` کم عقل است از مقام بالا به مقام بی ارزش و پست می رسد 35- عرضه کنم ` نشان کنم 36- که تردد و تحیر بدو را ه یافته است ` دو دلی و سر گردانی بدو راه یافته است 37- تفرجی حاصل آید ` آسایش حاصل آید 39-  چگونه قربت و مکانت جویی ` چگونه نزدیکی و مقام جویی 40- فراست خویش ` زیرکی خویش 41- مباشرت کار بزرگ و حمل بار گران او را رنجور نگرداند ` اقدام کار بزرگ و تحمل بارگردان او را رنجور نگرداند 42- مقرون گرداناد` همراه کنند 43- کجا می باشی ` کجایی 44- مقیم شده ام ` اقامت کنم 45- کفایت کنم ` انجام می دهم 46- خامل منزلت و بسیار خصم باشد ` پست و بی ارزش و بسیار دشمن باشم 47- چنان که فروغ آتش اگر چه فروزنده خواهد که پست سوزد به ارتفاع گراید ` شعله های آتش اگر چه روشن کننده ی آن می خواهد بسیار شعله ور نشود ولی آتش به زات خود شعله ورت می شود 48- بر کافه ی خدم و حشم ملک که آن چه ایشان را فراز آید تا نصیحت باز نمایند ` بر همه ی خدمتکاران پادشاه که آن چه برای آن ها پیش می آید از نصیحت باز نمایند 49- با او الفی تمام گرفت ` با او دوستی تمام گرفت 50- اتباع خویش را نیکو نشناسد ` اطرافیان خویش را نیکو نشناسد 51- جای ببرد ` ترساند 52- که عنان تمالک و تماسک از دست او بشد ` که او اختیار خودش را از دست داد 53- مقام صواب نباشد ` ماندن درست نیست 54- دمنه با او وثیقتی کرد ` دمنه با او عهد کرد 55- از شفقت و اکرام و مبرت و انعام مانصیبی تمام یاوی ` از مهربانی و اکرام  و نیکی و نعمت ها ما بهره مند شویم  56- در اعزاز و ملاطفت اطناب و مبالغت نمود` درعزیز داشتن و مهربانی زیادروی نمود 57- چه ترحیب می نماید ` چه نزدیکی می نماید 58- تا قربت و مکانت یافت ` تامقام یافت 59- می اندیشم که به لطایف حیل بکوشم تا او را درگردانم ` تلاش می کنم که با حیله های زیرکانه او را منصرف کنم 60- وجهی دارد ` خوب است 61- و اگر مضرتی بدو پیوندد ` و اگر ضرری به شیر برسد 62- زینهار تا آسیب بر آن نزنی ` مواظب باش که آسیبی به گاو نرسانی 63- چون دژمی ` چون ناراحت 64- در حال فراغ خلوتی راست آید ` مهرمانه این موضوع را بگویم 65- مهمات تاخیر بر ندارد ` کارهای مهم دیر نشود 66- خردمند مقبل کار امروز به فردا نیفگند ` خردمندخوشبخت کار امروز به فردا نیفگند 67- گزارد حق ` به جای آوردن حق 68- وفور امانت تو مقرر است ` زیادی امانت تو مشخص است 69- نوعی استمالت نمود ` نوعی دل جویی نموده 70- رای و مکیرت او برانست ` نکر و اندیشه زیرکی او را فهمیدم 71- در هر یک خللی تمام و ضعفی شایع دیدم ` خیلی ضعیف و ناتمام 72- افراط نمود ` زیاده روی کرد 73- تا هوای عصیان از سر او باد خانه ای ساخت ` تا خیال های بیهوده بر سرش زد 74- دمدمه ی دمنه در شیر اثر کرد ` وسوسه دمنه در شیر اثر کرد 75- چون خوره در دندان جای گرفت ` چون درد در دندان جای گرفت 76- مگر به قلع ` مگر بیرون آوردن 77- آن چه تازه است ` آن چه تازه اتفاق افتاده است 78- من کاره شده ام مجاورت گاورا ` من از نزدیک شدن به گاو کراهت دارم و این امر را زشت می دانم 79- دمنه از اعزای شیر بپرداخت ` دمنه از تحریک شیر           بپر داخت 80- به دم او آتش فتنه از آن جانب بالا گرفت ` به سخنان او آشوب از آن جانب بالا گرفت 81- از مضمون ضمیر او تنسمی کنم ` از دلش باخبر شود 82- شنز به ترحیب تمام نمود ` گاو احوال پرسی تمام نمود 83- سوابق اتحاد ` گذشته دوستی ها 84- مشفق و یار کریم عهد ` دلسوز و یار وفادار 85- وحوش را به گوشت او نیک داشتی خواهم کرد ` با گوشت او برای حیوانات مهمانی و ضیافت خواهم کرد 86- بروجه مسارعت روی به حیلت آری ` بر وجه تند و سریع روی به حیلت آری 87- مگر دفعی دست دهد ` شاید رها شوی 88- عهود و مواثیق شیر پیش خاطر آید ` عهد و پیمان شیر پیش خاطر آید 89- شیر بر من غدر اندیشید ` شیر بر من خیانت اندیشد 90- بر من اغالیده باشند ` بر من شوریده باشند 91- شیر تشمر او مشاهدت کرد ` شیر آمادگی او مشاهدت کرد .                                   92  - باران دویست ساله هم نمی تواند گرد و غباری که تو بلند کردی بنشاند 93- بنگرای نادان ، در وخامت عواقب حیلت خویش ` به فکر عاقبت حیله خودت باش 94- رنج نفس شیر و سمت نقض عهد ` آزار شیر و علامت پیمان شکنی 95- چون مفاوضت ایشان ` چون نصیحت ایشان 96- چندان عقل و کیاست ` آن همه عقل و زیرکی 97- این کار مصیب ` در این کار درست اندیشیدم 98- توجع و تحسر سود نخواهد داشت ` دردمندی و حصرت سود نخواهد داشت 99- ناکامی و مذلت ` ناکامی و خواری 100- جای ترحم نیست ` جای رحم نیست 101- روزگار انصاف بستد ` روزگار حق کار را گرفت 102- افتدا و زرق او شیر را معلوم گشت ` دروغ و ریاح او شیر را معلوم گشت 103- عواقب مکر و غدر همیشه نا محمود بوده است ` عواقب مکر و خیانت همیشه نا پسند  بوده است 104- خواتم و بدسگالی ` عاقبت بد اندیشی

 

درس نهم                              چگونگی تصنیف  گلستان

 

 

1-  سنگ سرا چه ی دل به الماس آب دیده می سفتم :` با ریختن اشک سنگ خانه ی کوچک دلم را صیقل می دادم (با گریه کردن دلم را سبک می کردم)

2-  هر لحظه از عمر من سپری می شود و وقتی می بینم که چیزی زیادی نمانده است

3-  ای کسی که پنجاه سال از عمرت گذشت و تو در خواب غفلت به سر می بری امید است که این 5 روز باقی مانده را قدر بدانیم

4-  آن کسی که بمیرد برای آن آمادگی نباشد شرمنده خواهد بود طبل حرکت ( مرگ ) فرا رسیده است او هنوز بار توشه خود را فراهم نکرده است

5-  خواب شیرین صبح سفر انسان پیاده از راه باز می دارد

6-  هر کسی به این دنیا آمدو خانه ای نویی برای خود درست کرد بعد از مدتی از دنیا رفت و آن را به دیگری واگذار کرد .

7-  آن شخص دیگر هم آرزوهای کوچی به سر داشت در حالی که هیچ کس در این عمارت دنیا تا ابد به سر بنده

8-  این دنیا را که مانند رفیق نیمه راهی است دوست نداشته باش زیرا این رفیق فریب کار شایسته ی دوست داشتن نیست .

9-  خوب و بد همه با ید بمیرند پس خوش با حال آن کسی که از دیگران به خوبی سبقت بگیرند .

10-  عمر مانند برخی در مقابل آفتاب تابستان است اندکی از عمر باقی مانده است در حالی که صاحب آن غافل و مغرور است .

11-  ای کسی که با دست خالی به بازار رفته مطمئن هستم که تو دست خالی بر می گردی .

12-  هر کس محصول خودش را پیش فروش کند هنگام برداشت محصول به دیگران نیازمند می شود

13- روز دریابی ` درک کنید      14- رحلت `کوچ   15- رحیل ` کوچ    16- سبیل ` راه   17- هوسی` آرزوی کوچ 18- غدار `فریب کار    19- خنک ` خوشا   20- تموز` تابستان 21- غره ` فریب خورده 22- ترسمت پر نیاوری دستار ` مطمئن هستم با دست خالی بر می گردی 23- بعد از تامل این معنی مصلحت آن دیدم که در نشین غدلت نشینم ` بعد از اندیشیدن به این موضوع رسیدیم که گوشه نشینی کنم . 24- دامن از صحبت فراهم چینم ` گوشه نشینی اختیار کنم

25- آن کسی که کرو لال در گوشه ای بنشیند از کسی که مهار زبان خود را در دست ندارد بهتر است .

26- صم بکم ` کرو لال 27- تایکی از دوستان که در کجاوه انیس من بودی ` تایکی از دوستان که در محمل هم نشین و هم صحبت من بود  28- حجره جلیس به رسم قدیم از در در آمد ` حجره دوست به رسم قدیم وارد شد  29- چندان که نشاط ملاعبت کرد ` چندان که نشاط شوخی کرد 30- بساط مداعبت گسترد جوابش نگفتم ` هر قدر زمینه شوخی و خنده را فراهم کرد به او پاسخی ندادم

31- و از سر زانوی تعبد بر نگرفتم ` و از سر زانوی عبادت بر نگرفتم  32- اکنون قدرت حرف زدن دادی با خوبی خوش سخن بگو  33- زیرا وقتی فردا عجل برسد مجبوری که ساکت و خاموش بمانی 34- زبان درکشی ` خاموش شدن  35- از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید ` تایکی از نزدیکان بر حسب اتفاق او را ماجرا مطلع گردانید  36- نیت جزم که بقبت عمر معتکف نشیند ` بقیه ی عمر خود را گوشه نشینی کند  37- سر خویش گیر ` دنبال کار خود رفتن 38- راه مجانبت پیش ` راه دوری پیش 39- به عذت عظیم ` قسم به بزرگی خداوند  40- عادت مالوف ` عادت همیشگی 41- آزردن دوستان جهل است ` آزردن دوستان نادانی است  42- کفارت یمین سهل و خلاف راه صواب است ` کفاره قسم شکستن آسان و خلاف راه صواب است  43- نقض رای اولو الالباب : ذوالفقار علی درنیام و زبان سعدی درکام ` اندیشه ی خردمندان است که شمشیر علی (ع) در غلاف بماند و زبان سعدی در دهان آرام بگیرد

 44- ای خردمند زبان در دهان چه حکمی دارد زبان مانند کلیدی برای گنجینه ی هنرمند است .

45- وقتی زبان به سخن درنیاید چه کسی می داند که انسان طلا فروش ( باارزش ) است یا خورده فروشی ( بی ارزش ) است .

 46- اگر چه در نزد انسانهای خردمند سکوت نشانه ی ادب است ولی بهتر است که انسان به هنگام نیاز سخن بگوید .

 47- دو چیز نشانه سبکی عقل است یک سخن نگفتن به هنگام ضرورت و دوم سخن گفتن به هنگامی که ساکت باشی

 48- پیله ور `خرده فروش 49- دو چیز طیره ی عقل است ` دو چیز سبکی عقل است 50- فی الجمله زبان از مکالمه ی او در کشیدن قوت نداشتم ` در هر حال زبان از مکالمه ی او در کشیدن قوت نداشتم 51- محادثه ی ` با یکدیگر سخن گفتن 52- یار موافق بود و ارادت صادق ` دوستی یک دل به من ارادت پاکی داشت . 53- وقتی که می خواهی با کسی به جنگی با کسی به جنگ که یا چاره ای برای او داشته باشی یا بتوانی فرار کنی 54- گزیرت بود ` چاره بود 55- تفرج کنان بیرون رفتیم : در فصل ربیعی که صولت برد آرمیده بود و اوان دولت ورد رسیده بود ` گردش کنان بیرون رفتیم : در فصل بهار که حمله سرما آرمیده بود و هنگام دوران حکومت رسیده بود

 56- اول اردیبهشت ماه از روی تقویم جلالی که بلبل ها از روی منبر شاخه های درخت آوازخوانی می کردند . 57- بر روی گل سرخ مرواریدی از شبنم نشسته است مانند قطره ی غرقی که برروی چهره ی یک زیبا روی خشمگین نشسته باشد .

 58- ماه جلالی ` گل سرخ 59- منابر قضبان ` منبر شاخه ی درخت 60- لالی ` مروارید 61- بر عذار شاهد غضبان ` بر چهره زیبا و خشمگین 62- شب را به بوستان یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد ` به هنگام شب در باغ بوستان یکی از دوستان شب را بر صبح رساندیم 63- گفتی که خرده ی مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تاکش در آویخته ` انگار که شیشه های رنگی بر خاکش ریخته بودند و خوشه های انگور همانند ستارگان پروین از درختان انگور آن آویخته باشد

 64- بوستانی که آب جویبارش خوش گوار و درختستانی که آوای پرندگانش خوش و آهنگین بود

 65- آن باغ پر از گلها رنگارنگ بود و درختان پر از میوه های گوناگون بودند

 66- و باد زیر سایه های درختان آن خرش رنگارنگی گسترده بود .

 67- سلسال ` آب گوارا 68- بوقلمون ` رنگارنگ 69` دیرمش دامنی گل و ریحان و سنبل در ضمیران فراهم آورده و آهنگ رجوع کرده ` دیرمش یک بقل گل و گیاهان خوشبو و سنبل و ریحان دشتی جمع کرده و قصد بازگشت کرد 70- گفتم : گل بستان را چنان که دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد ` همانطور که می دانی گل زیاد پایدار نیست و باغ گلستان به عهد سرسبز بودن خود وفادار نیست 71- هر چه نپاید دلبستگی را نشاید ` هر چیزی که جاودانه و پایدار نیست شایسته دوست داشتن نیست 72- برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستانی توانم تصنیف کرد ` برای خوشحالی و خرمی بینندگان و آسودگی خاطر حاضران می توانم کتاب گلستانی بنویسم 73- که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیع آن را به طیش خریف مبدل نکند `که باد پاییزی نتواند وراق آن را نابود کند و گذر زمان نتواند خوش بهار آن را به خشم پاییز تبدیل کند

 74- این طبق پر از گل به چه دردت می خورد بیا و از یک ورق از کتاب گلستان من همراه داشته باش

 75- عمر گل بسیار کوتاه اس در حالی که این کتاب گلستان من همیشه خوش و خرم خواهد بود

 76- « الکریم اذا وعد و فی » ` جوان مرد وقتی وعده دهد وفا کند 77- فصلی در همان روز اتفاق بیا من افتاد ` در همان روز پاک نویس کردن یک فصل از گلستان میسر شد 78- در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسلان را بلاغت بیفزاید ` به شیوه ی که به درد سخن وران بخورد و بلاغت شیوای بیفزاید .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 9:39  توسط حسین امیدی  | 

پاسخ خودآزمایی های تاریخ ادبیات 2

خودآزمایی درس1::جواب سوال1:در قلمرو ادبیات وذوق روزبه روزسستی وضعف وبی ضابطگی آشکارترشد.گذشته ازحضورورواج پاره ای واژه های مغولی در زبان و ادبیات فارسی دل مردگی وبی سرانجامی وبلاتکلیفی با اندیشه ی ادبی فارسی قرین گشت ذوق هاپژمرده شدوعواطف شاعران ونویسندگان ازخلاقیت بازماند.جواب سوال2:     شاهرخ میرزاپس ازآن که شهر هرات رامرکزفرمانروایی خود قرارداد با علاقه ای که به هنرو فرهنگ اسلامی داشت نظر هنرمندان وصاحبان ذوق از جمله خوش نویسان وشاعران راجلب کردوحامی نهضت بزرگ هنری عصر خویش شد.جواب سوال 3:     در عصر حافظ پهنه ی وسیعی زیستگاه و قلمرو بالندگی زبان وفرهنگ فارسی بود.شبه قاره ی هندو آسیای صغیر همچنان میزبان زبان فارسی بودوآذربایجان واصفهان وفلات مرکزی ایران هم دانشوران وهنرمندان خاص خود راداشت.اقلیم پارس به رغم کشمکش های تاریخی فراوانی که دراثرروی کارآمدن خاندان تیموری جریان داشت مانندگذشته کانون جوشنده ی زبان وشعر فارسی بودوشیراز همچنان پایتخت شعر وادب این عصربه شمارمی رفت.وجود فرهنگ شهرهای بزرگی مثل نیشابورسبزوارتوس مرووبه خصوص هرات موجب شدخراسان از لحاظ شعروادب موقعیت پیشین خودراحفظ کند.جواب سوال4:       به دلیل آن که مدح ومدیحه سرایی جایگاه خود راازدست داده بودودیگرحاکمان با هدیه های خود؛شاعران وهنرمندان را موردعنایت قرارنمی دادند.جواب سوال5:     مضامینی ازقبیل حمدخدا؛نعت رسول اکرم(ص)؛منقبت امامان؛عرفان؛حکمت؛شکوه وشکایت؛موعظه ومسایل اجتماعی؛هجووهزل ومقداری هم مدح شاهان وصاحب منصبان.جواب سوال6:       زبان شعراین دوره جزدر سروده های برخی ازشاعران مانندحافظ وخواجو؛رو به سقوط وتباهی گذاشت که هم در لفظ وهم درساخت وبافت کلام می توان این تباخی وکم مایگی رادید.گسترش شعر وادب درمیان افرادنافرهیخته ی عامی به این امردامن میزد.اگر بقایای عرفانگذشته ورغبت برخی ازشاعران به طرح مسایل اخلاقی واجتماعی شعر این دوره نبود؛حافظ یک تنه به نجات زبان وفرهنگ ایران برنمی خواست وزبان فارسی به سرنوشتی بدتر دچار می شد. جواب سوال7:     نام دیگرعشاق نامه«ده نامه»و موضوع آن مباحث عرفانی است که شاعرسخن خود راهمراه باچندتمثیل وحکایت به پایان رسانیده است.       جواب سوال8:قالب هردو؛غزل است.ازنظرمحتواهردو بیانگرشور وعشق عرفانی است.هردو گرم ودلپذیر وساده اند ولی وزنی متفاوت دارند.        

خودآزمایی درس2::جواب سوال1:بخشی از قصایدخواجودر توحیدونعت ومنقبت معصومین؛بخشی در زهدوپند وپاره ای هم به انظمام بیشترقطعاتش دربرگیرنده ی مطالب ومسایل اجتماعی وانتقادی است.

جواب سوال2:مضمون غزل های ابن یمین به رسم معمول شاعران؛عشق ودلدادگی است.

جواب سوال3:قناعت پیشگی وبی اعتباردانستن دنیا.

جواب سوال4:برای بیان انتقادهای کوبنده وطرح دیدگاه های اجتماعی واخلاقی خویش سود برده است.

جواب سوال5:ذوق وهنرعبیددرنکته یابی وانتقادهای ظریف اجتماعی جلوه می کندودر اغلب آثارش درغالب طنزولطیفه های دل نشین آشکار می شود.

جواب سوال6:وی توانسته است با استفاده از شیوه طنزدر بیان خود اوضاع نابسامان اخلاقی و فرهنگی روزگار خودرا به روشنی نشان دهد بیان او حالت کاملا انتقادی دارد و بی پرواست.او در این منظومه که حکایتی تمثیلی است وضع جامعه و دو طبقه حاکمان و قاضیانرا مورد انتقاد قرار دهد

جواب سوال7:این تندی و پر رنگی،واکنشی در برابر شدت فساد و تباهی روزگار شاعر است ،در حقیقت میزان فساد اخلاقی در ان زمان به حدی بالا بود که جز با همین زبان تلخ و گزنده و عریان نمیشد ان را بیان کرد و در رفع ان چاره جویی نمود.جواب سوال8:به نمادین و تمثیلی بودن این حکایت اشاره دارد عبید در این منظومه وضع جامعه و دو طبقه حاکمان و قاضیان زا مورد انتقاد قرار می دهد در عمق سخنان اوپیام های اجتماعی سیاسی و اخلاقی دیده می شود.خود آزمایی درس3:جواب سوال1:ِحافظ ازهمه ی علوم قرآنی ازقرائت وتفسیرگرفته تاکلام وفلسفه وعرفان بهره داشت.اوحتی شاگردشاعری سبک ویژه ی بیان خودراازقرآن کریم آموخته بودودر آگاهی اززیروبم الفاظ ومعانی ومفاهیم ازقرآن الهام می گرفت.

جواب سوال2:دوران حکومت سخت گیرانه ی امیرمبارزالدین محمدباتعصب وخشونت همراه بودوزندگی حافظ راتلخ می ساخت.شاعرآزرده حال بیشترین غزل های آبدار خودرادرمبارزه باریاکاری وعوام فریبی بالحنی نیشداروگزنده تلویحاخطاب به همین امیرریاکارمظفری سروده وباکنایه وتمسخراورامحتسب خوانده است.

جواب سوال3:لحن حافظ گزنده وتلخ توام با نیشخند وکنایه آمیز است ودر آن مایه ای از خیرخواهی واصلاح طلبی هم دیده می شود.گویی حافظ بعدازسیف فرغانی وعبید وابن یمین بارندی وهوشیاری وفرزانگی خویش شیوه ی تازه ای برای مبارزه بانابسامانی هاوبداخلاقی های جامعه برگزیده است که به مانندبیان شاعرانه ی اوتازگی دارد.

جواب سوال4:نحوه ی نگرش حافظ به زندگی به معنای وسیع کلمه از خاک تا افلاک از ملک تاملکوت رادر برمیگیرد.نگاه حافظ حتی به نازیبایی های زندگی زیباست.از ویژگی های دیگر نگاه حافظ نگرش انتقادی ونافذاوست وبهره گیری ازطنزوکمرنگ اماکارساز.مهم ترین آموزش غیر مستقیم حافظ این است که به ما شیوه ی درست نگا ه کردن به زندگی رامی آموزد.

جواب سوال5:در غزل های اجتماعی او فرهنگ گذشته ی ایران با همه ی کمال ایرانی-اسلامی خود رخ می نماید.گویی حافظ در تلفیق دو فرهنگ ایران و اسلام به مانند فردوسی به توفیق بیشتری دست یافته است ومضمونی بهترولازم ترازحماسه انسان عصر خود نیافته وهمان راباصداقتی بی مانند در عرصه شعر خودبه نمایش گذاشته است.

جواب سوال6:غزل«در آرزوی تو باشم»ازسعدی وغزل«دل می رود زدستم»از حافظ هر دودر سبک عراقی وبامختصات این سبک سروده شده اند.ساختار زبان هردو ساده ولطیف با درون مایه ی عاشقانه وعارفانه است.غزل های سعدی غالبا عاشقانه ی صرف هستند ولی غزل های حافظ عارفانه عاشقانه وآسمانی زمینی اند.

جواب سوال7:از جامی در شرح وتوضیح لمعات فخرالدین عراقی.

جواب سوال8:بهارستان.

خود آزمایی بخش نمونه اول:جواب سوال1:سبب عمده ی آن حکومت قوم بیگانه ی تاتار وخونریزی های ناشی ازآن بود.فترت وهرج ومرجی که در ای عصردر قلمروذوق و اندیشه ملاحضه می شود چیزی جز بازتاب جریان های سیاسی وپریشان حالی اقتصادی و اجتماعی پس از فتنه ی مغول نیست.

جواب سوال2:پریشانی اندیشه سستی گرفتن بنیان های فلسفی رواج خرافات وبی مسولیتی دل سپاری به قضا وقدروگسترش روح تسلیم وبی توجهی به دنیا.

جواب سوال3:بی عقیدگی برخی از ایلخانان وبی تعصبی آنان.

جواب سوال4:در میان شاعران عصرحافظ تقلیدباشدت تمام رواج داشت وبه دو صورت  جلوه کردنخست تقلیداز شیوه وسبک استادان پیشین ودیگر جواب گویی شعرهای مشهورپیشینیان غالبا برهمان وزن وقافیه .ازشاعران دوره های پیش بیش ازهمه از سبک وشیوه ی کار انوری ظهیر فاریابی کمال الدین اصفهانی وخاقانی وشیوه ی داستان سرایی نظامی تقلیدمیشد

جواب سوال5:عبید زاکانی وبسحاق(ابو اسحاق)اطعمه.

جواب سوال6:«عشاق نامه»یا«ده نامه»فخرالدین عراقی.

جواب سوال7:عرفان وسیروسلوک عارفانه.

جواب سوال8:اثر جامی-در شرح وتوضیح لمعات فخرالدین عراقی(عرفان و سیر وسلوک عارفانه)

 

جواب سوال9:سبک غزل خواجودر دیوان حافظ بارندی وکمال هنرمندی به اوج تعالی وزیبایی رسیده ودر مواقع به نام حافظ شیرازی ثبت شده است.حافظ خود متعرف است که در بسیاری ازغزلیات خودازخواجوی کرمانی استقبال کرده

        جواب سوال10:-رساله اللبادیه درمناظره ی نی وبوریا

2-سبع المثانی درمناظره ی شمشیر وقلم

3-مناظره شمس وسحاب

جواب سوال11:مدح ومنقبت امامان

جواب سوال12:عبیدزاکانی

جواب سوال13:اغلب خنده آوروگاهی رکیک است اما در پس آن پیامی اصلاح جویانه وخیرخواهانه نهفته است،

جواب سوال14:شاعر باید متانت طبع داشته باشد ودر مقابل صله وپاداش حاکمان دروغین سرفرود نیاورد.این ابیات نشاگردآن است که سیف فرغانی ازشعربرای بیان انتقادهای کوبنده وطرح دیدگاه های اجتماعی واخلاقی خویش سودبرده است بی آن که خود رادر«اصطبل ثناخوانی»گرفتار کند.

جواب سوال15:سلسه الذهب در ذکرحقایق عرفانی

2)سلامان وابسال منظومه ای تمثیلی حاوی اشارات اخلاقی وعرفانی

3)تحفه الاحرار در پند ونصیحت همراه با حکایت هاوتمثیل های فراوان

4)سبحه الابراردر ذکر مراحل سلوک وتربیت نتس

5)یوسف وزلیخا نظم داستان یوسف وزلیخا

6)لیلی ومجنون داستان معروف لیلی ومجنون

7)خردنامه ی اسکندری درذکرموعظه ونصیحت اززبان فیلسوفان یونان

خودآزمایی درس4:جواب سوال1:تاریخ نویسی در عصرحاکمیت مغول وتیمور به دو دلیل عمده رونق یافت:

1)مغولان وتیموریان به ویژه شخص تیموربه تثبیت ظبط وقایع وکشور گشایی هاوباقی نگه داشتن نام وآوازه یخویش از این راه بسیار علاقه مند بودندوبه همین دلیل مورخان را حمایت وتشویق می کردند.

2)فرزانگان ایران از بیم از بین رفتن ارزشهای فرهنگی وتاریخی ایرانیان ونیز به تثبیت رساندن مظلومیت ملت ایران در صفحات تاریخ به نگارش وقایع اقدا می کردند.

جواب سوال2:در این عصرهمان شیوه های نویسندگی دوره های قبل اقدام پیدا کرد.نویسندگان متکلف از به کار بردن واژه های ترکی که در اثرحضوروحکومت بیگانگان در فضای فرهنگ وتاریخ ایران رو به فزونی بود رو ی گردان نبودند بنا براین میزان استفاده از واژه های بیگانه ترکی که از دوره ی پیش آغاز شده بود افزایش یافت تاثیر زبان عربی نیز به مراتب بیشتر از این بود.

جواب سوال3:نثر جهان گشامصنوع ودشوارودر همان مسیرکلی نثر فنی فارسیدر قرن هفتم هجری است.دراین کتاب لغات عربی وواژه های مغولی فراوانی به کار رفته است.

جواب سوال4:اگر از پاره ای لغات ترکی ومغولی که در روزگار نویسنده ودردستگاه اداری مغولان رایج بوده است بگذریم نثراین کتاب به سبب سادگی واستحکام آن قابل توجه  واز نمونه های سالم نویسندگی در قرن هشتم هجری است وبرای تاریخ نویسان بعدی سرمشق به حساب می آید.وبا نثری پخته وعالمانه نوشته شده است.

جواب سوال5:نثرجهان گشامصنوع ودشوارولی نثربیهقی تقریبا ساده وروان است.درجهانگشادرصدواژه های عربی زیاد است ولی در تاریخ بیهقی بسامد بسیار کمتری دارد.علاوه برآن نوع لغات عربی به کار رفته دراین دواثر متفاوت است.لغات عربی جهان گشا لغاتی مشکل واغلب غیر مستعمل اند اما لغات عربی بیهقی سلده ومصطلح هستند.

جواب سوال6:این کتاب درشرح ظهورچنگیزخان واحوال وفتوحات اووتاریخ خوارزمشاهیان وفتح قلعه های اسماعیلیه  وحکومت جانشینان حسن صباح است.ونویسنده بهتراز هر کس توانسته است اوضاع  اجتماعی وباورها وخلقیات زمانه ی مغولان رادر کتاب خویش منعکس کند.

خودآزمایی درس5:جواب سوال1:در دستگاه حکومتی هند فارسی زبان فارسی بودوشاعران فارسی گوی از نواخت وتشویق وصله هاوجوایز عالی بهره مند می شدند.بی مهری شاهان صفوی به شعر وشاعری وشاعر نوازی سلاطین بابری هند از عوامل مهم مهاجرت شاعران ایرانی به هند بوده است.

جواب سوال2:قالب عمده شعر ازلحاظ کمیت همچنان غزل وموضوع آن سخن دل بودو برخلاف گذشته خود شاعر وخواسته های(تمنیات)اومرکز توجه قرار می گرفت .مضمون غزل عموماعشق ولوازم مربوط به آن بود؛آن هم نه عشق به معبود ومعشوق برتر.

جواب سوال3:فزونی آرایه ی حس آمیزی2)کاربرد فراوان آرایه ی جان بخشی3)استفاده از ضرب المثل وتشبیه تمثیل4)استفاده از زبان والفاظ محاوره5)توجه به تجربه های ساده وروز مره ی زندگی6)رواج حکمت واستدلال عامیانه ودر نهایت رسیدن به نوعی تقدیر گرایی وتسلیم در برابر حوادث7)خیال پردازی های غریب وبی سابقه

جواب سوال4:پدر مرثیه سرایی محتشم کاشانی است وعلت شهرت اوترکیب بند معروف اوست که در دوازده بنددر رثای شهدای کربلا سروده است.

جواب سوال5:توجه به تجربه های ساده وروز مره زندگی به این معنی که شاعریک تجربه ساده«ریختن چربی کباب برآتش وشعله ورشدن آتش»رادرشعرخودبه کار برده است.غلاوه برآن آرایه های تشخیص وتمثیل نیز در آن دیده می شود.

جواب سوال6:وحشی بافقی آن راسروده وناتمام ماند.سپس     وصال شیرازی آن راکامل کرد.

خودآزمایی درس6:جواب سوال1:ابداع معانی وخیال های رنگین به غزل کلیم لطف ویژه ای بخشیده است.ضرب المثل ها والفاظ محاوره که غزل این دوره را به افق خیال عامه نزدیک کرده در سخن اوبرجستگی زیادی یافته است.شهرت کلیم بیشتر به غزلیات اوست.

جواب سوال2:تازگی مضامین وتصاویر شاعرانه وپس ازآن پیچیدگی فکر ودشواری تعبیرات.

جواب سوال3:غزلیات او خیال انگیز وپز مضمون است ودر خیال بندی ونازک اندیشی های شاعرانه وبه کار بردن مضامین بدیع وگاهی دور ازذهن شگفتی آفرین است.ویژگی عمده ی شعر بیدل اشتمال بر مضمون های پیچیده واستعاره های رنگین وخیال انگیزوسرشار ازابهام وتخیل های رمز آمیزشاعرانه است.

جواب سوال4:غزل های اوست که محتوای آن ها آمیخته ای از عرفان وحکمت ومعنی آفرینی است.

    جواب سوال5:الف)وجود آرایه ی حس آمیزی در«شیرین کلام   وحرف تلخ »

ب)استفاده از زبان والفاظ محاوره «جان به لب رسیدن حرف تلخ»

ج)مضمون آفرینی وخیال پردازی

جواب سوال7:عرفات ومحیط اعظم.

خودآزمایی نمونه بخش3:جواب سوال1:دراین عصرشعر از حوزه ی تصرف شاعران با سواد وآگاه به فنون ادب خارج شده ودر دسترس عامه قرار گرفت.این امر ازآن جهت که شعر میان مردم رفت وبا مضمون ها وقلمروهای تازه ای در آمیخت حرکتی سودمند بود اما از جهت دیگر چون افراد کم اطلاع وعامی به شعر رو می آوردند وآن راازاستواری وسلامت پیشین خود دور می کردند برای آینده ی ادبیات زیان بار بود.

جواب سوال2:با نفوذروز افزون زبان ترکی وعربی در عصر صفوی زبان فارسی رو به ضعف وسستسی نهادچرا که صفویان از آذربایجان برخاسته بودند بنا براین به زبان ترکی تعلق خاطر داشتند.هم چنین با حضور علمای غربی زبان شیعه در حوزه های علمی زبان عربی بار دیگر در کانون توجه قرارگرفت وناهمواری های تازه ای در قلمرو زبان فارسی پدید آورد که بعدهاموجب تضعیف وبیماری زبان مخصوصا در قلمرو نثر شد.

جواب سوال3:او گفت«من راضی نیستم شاعران زبان به مدح وثنای من بگشایند.بهتر است قصیده درشان حضرت علی(ع) وامامان معصوم بگویند وجایزه ی خود را ابتدا از ارواح مقدس آنان وپس از آن از ماتوقع نمایند.»

الف)جان بخشی به اشیا  ب استفاده از زبان و الفاظ محاوره

پ)توجه به تجربیات عا میانه            ت)استفاده از نوعی استدلال عامیانه

ث)خیال پردازی غریب وبی سابقه (نازک خیالی)

جواب سوال6:خلد برین؛ناظر ومنظور؛فرهاد وشیرین که در هر سه ی آن ها به طریقه ینظامی نظر داشته است.

جواب سوال7:جلالیه که زمینه ی اصلی آن عشق است.

خود آزمایی درس7:جواب سوال1:عوامانه شدن نثرودرآمیختن آن باالفاظ وتعبیرات عربی

جواب سوال2:سادگی صراحت بیان ایجاز وپختگی ازاختصاصات نثراوست.

جواب سوال3:-رواج صنعت چاپ وتاسیس وگسترش روزنامه نویسی2-گسترش سواد خواندن ونوشتن در بین مردم 3-رفتن دانش آموزانودانشجویان ایرانی به اروپا وآشنایی با پیشرفت های دنیای جدید4- تاسیس مدرسه دارالفنون با کوشش امیر کبیر5-رواج سفر نامه نویسی6- رواج وگسترش ترجمه از زبان های اروپایی.

جواب سوال4:ترجمه ی حاجی بابای اصفهانی؛مسالک المحسنین؛سیاحت نامه ابراهیم بیگ؛شرح زندگانی من.

جاب سوال5:نوعی سفرنامه خیالی؛موضوع آن سفررویایی گروهی باتخصص های گوناگون است که مامور می شوندبه قله ی دماوندصعود کنند.تمام ماجرای کتاب گفتو گوها وچاره اندیشی های همین گروه کوهنورد است.

جواب سوال6:جمیزموریه نویسنده انگلیسی وبه قصد انتقاد از ایرانیان عصر قاجاری وبرخی ازآداب ورسوم آن زمان نوشته است.

خودآزمایی نمونه بخش4:جواب سوال1:حاج زین العابدین مراغه ای-اثری تاریخی خواندنی وشیرین که هر چند از لحاظ زمان ومضمون با روزگار ما فاصله زیادی دارد ومربوط به زمان گذشته است اما تازگی وجذابیت خود را حفظ کرده است.

جواب سوال2:میرزا مهدی خان استرآبادی منشی مخصوص نادر شاه.این اثر نماینده ی نثر فنی ومتکلف است.

جوابسوال3:از میرزاابوالقاسم فراهانی به شیوه ی گلستان سعدی.

جواب سوال4:تشریح اوضاع اجتماعی به ویژه روشن کردن جریان کار های دولتی واداری در ایام زندگانی خود.

خودآزمایی درس8:جواب سوال1:میر سید علی مشتاق؛سید محمد علی شعله وآذر بیگدلی بودند وبعدها گروهی دیگر از قبیل طبیب اصفهانی؛میرزا نصیر اصفهانی؛سید احمد هاتف اصفهانی وعاشق اصفهانی هم به آن ها پیوستند.آنان در جهت احیای سنت های ادبی دوره های پیشین که در عصر حافظ وسعدی ومولوی معمول بود تلاش می کردند.

جواب سوال2:زیرا عمومیت یافتن تقلید از شاعران گذشته راه را بر هرگونه تازگی وابتکار در شعر بست.ودر این میان شاعری توانا وکامیاب تر بود که بهتر می توانست از عهده ی تقلید استادان پیشین برآید.

جواب سوال3:موضوع غزل همچنان عشق؛هجران وفراق بود اما به جای آن که مانند شاعران عصر حافظ و مولوی بریک تجربه ی مستقیم واصیل عارفانه وبیان  عواطف اصیل متکی باشد بر بازگویی وتکرار وتقلید مضامین عاطفی تکیه داشت.

جواب سوال4:زیرا مردم وشاعران صاحب دل عموما بر مذهب شیعه بودند واز ابزار وعواطف دینی خود در شعر لذت می بردند.

جواب سوال5:وی از طبقه سادات اصفهان بود وبا بازگشت به روش قدما تا حد معتدلی علاقه به صنایع بدیعی را که در عصر صائب از یاد رفته بود از نو بر انگیخت.او در شیوه ی قدما به طرز گویندگان عراق وفارس توجه داشت.

خودآزمایی درس9:جواب سوال1:تذکره آتشکده از آذر بیگدلی است وشرح حال مختصر وگلچینی از اشعار850شاعر پارسی گوی در آن گردآمده است.

جواب سوال2:اخوانیات یا نامه های دوستانه که در واقع زیرمجموعه ی نوعی ادبی ترسل قرار می گیرد؛نامه هایی منثور یا منظوم است که شاعر یانویسنده خطاب به دوستان وگاهی همه ی مردم می نویسد.اخوانیات در نثر فارسی دامنه گسترده تری داشته که از ویژگی های عمده ی آن رعایت سجع درآن ها بوده است.از اخوانیات منظوم می توان از نامه رشیدالدین وطواط به خاقانی نام برد کا خاقانی به آن پاسخ داد.هم چنین برخی از غزل های حافظ جنبه ی نامه ای دارند ومی توان احتمال داد که آن ها راخطاب به شاهی در ولایت دیگر فرستاده است.

جواب سوال3:مضمون ترجیع بند هاتف؛عشق عارفانه ودعوت به انصاف وسعه ی صدراست.هاتف در این ترجیع بند لحنی گرم شور انگیز وصمیمانه دارد.

جواب سوال4:هنرفروغی در غزل سرایی است وسرمشق وی در این کار سعدی وحافظ بوده.                                                                                   

خودآزمایی نمونه بخش5:جواب سوال1:نشانه های ضعف وپراکندگی وپریشان حالی که تقریبا خود را پس از دوره شاه عباس کبیر نشان داد باعث شد در چنین روزگار آشفته ای توجه به شعر وغزل نه تنها برای پیشه وران وعلما ودانس وران زمینه مساعدی نداشته باشد بلکه نوعی رمیدگی از شیوه های افراطی مضمون پردازی وتخیلات دور ودراز شاعرانه به وجود آید وسبب شود تقلیدی که از دوره حافظ به بعد در بین شاعران  کم و بیش دیده می شد در این دوره کاملا عمومیت پیدا کند وبه این ترتیب راه بر هر نوع تازگی وابتکاری بسته شود.در این میان شاعری توانا تر وکامیاب تربود که بهتر می توانست از عهده ی تقلید استادان پیشین برآید.

جواب سوال2:آشفتگی در اوضاع واحوال اجتماعی ومضمون پردازی افراطی در سبک هندی سبب بازگشت به سبک های پیش از سبک هندی شد.اما در این مرحله از دعوت به بازگشت تحول شگرفی در فضای شعر فارسی پیش نیامد ودر قلمرو تخیل وموسیقی شعر وحتی زبان چیز تازه ای به شعر افزوده نشد. تقلید از سبک شاعران پیشین راه را برای هر گونه ابتکار بسته بود وحتی موفق ترین شاعران این دوره به پای استادان گذشته نرسیدند.

جواب سوال3:در غزل از سعدی وحافظ وامیر خسرو ودر قصیده ازطرزخاقانی وانوری پیروی می کردند.

جواب سوال4:غزل قالب عمده ی شعر در این دوره بود.

خودآزمایی درس10:جواب سوال1:در این دوره که موجبات بازگشت به اسلوب های کهن از هر حیث فراهم شده بود.شعر در میان علما و خواص مورد توجه قرار گرفت وگرایش طبقات پایین وپیشه وران به این امر نسبتا کاهش یافت؛زیرا دیگر صرف داشتن قریحه برای شعر وشاعری کافی نبود وبدون آشنایی لازم با بعضی از اصول وقواعد هیچ شاعری نمی توانست شعری بسراید که نزد ادب شنا سان زمانه مقبول افتد.

جواب سوال2:یعنی شعر این دوره بیشتر به عالم طبیعت ومحسوسات نظر دارد وتشبیهات وتوضیحات ملموس وحسی است ومعادلاتی قابل تصور در دنیای خارج دارد وذهنی نیست. به عبارت دیگرتوصیفات این دوره مثل سبک خراسانی محسوس وواقع گرایانه است وشاعران این دوره از عالم درون کمتر بهره می برند.

جواب سوال3:از نظر محتوا ومضمون هنر شعر این دوره باز آفرینی مضامین واندیشه هایی است  که یک بار در عصر شکوه مکتب خراسانی در ادب فارسی تجربه شده است.روی هم رفته  شاعران این عصر با وجود رویارویی با دنیایی تازه وکاملا متفاوت با گذشته نتوانسته اند چیزی کاملا ابتکاری و بی سابقه در عرصه ی سخن فارسی بیا فرینند واگر توفیقی هم داشته اند در تکرار واحیای اندیشه هایی بوده که یک بار به صورت ابتکاری وبدیع بر قلم شاعران پیشین گذشته وبه نام آن ها رقم خورده است.

جواب سوال4:در این دوره تصوف هم نسبت به دوره های گذشته تا حدی رواج پیدا کرد وشعر وسیله ی نشر عقاید وتعالیم عرفا قرار گرفت هر چند شعر صوفیانه در این دوره فراوان است اما به لحاظ کیفیت با آنچه فی المثل در عصر حافظ ومولانا دیده ایم قابل مقایسه نیست به ویژه اینکه تصوف در اثر مخالفت شدید فقها ومتشرعان دربین عامه نفوذی در خور پیدا نکرده بود.در این دوره شعر عموما از چاشنی عرفان بی بهره مانده است وفقط معدودی از عرفا ومتصوفه غزل عرفانی می گویند یا دست کم مایه هایی از مابعدالطبیعه رادر شعر خود آشکار می کنند.از اینکه بگذریم شعر این دوره راباید شعری آفاقی وعینیت گرایی معرفی کرد.

جواب سوال5:فتحعلی خان صبا در قصیده وغزل از صباحی بیدگلی وآذر بیدگلی پیروی می کرد.هر چند شعرش از نظر لطافت بیان به پای اشعار آن دو نمی رسد ولی از لحاظ لفظ وعبارت از کلام آن ها استوارتر می نماید.درطرز مدیحه شعراو گاهی سبک مسعود سعد را به خاطر می آورد اما لطف کلام وروانی سخن مسعود در کلام صبا دیده نمی شود.طرز صبا به ویژه در قصیده سرایی سرمشق اکثرسخن سنجان عصر وی بوده است.بااین حال در شعر او برخی مسامحه ها و ناپختگی های انشایی ودستوری وپاره ای سهل انگاری الفاظ وترکیبات به چشم می خورد.

جواب سوال6:این کتاب در قالب مثنوی در مدح فتحعلی شاه وآمیخته به اندرز وهجووبه به تقلید از تحفه العراقین خاقانی سروده شده است.

جواب سوال7:در این دوره زمینه ای فراهم شد تا برخی شاعران –مانند صبا- به حماسه روی آورند وآثاری در این زمینه پدید آید.برای نمونه ؛منظومه ی«خداوند نامه ی»صبا؛حماسه ای مذهبی است و«شهنشاه نامه»یاو که به وقایع عصرفتحعلی شاه وآقامحمد خان وجنگهای عباس میرزا با سپاه روسیه ی تزاری می پردازد حماسه ای تاریخی است که به تقلید ازشاهنامه وبر همان وزن در چهل هزار بیت سروده شده است.خم چنین علاقه مندی به داستان های کهن وروح حما سه ای ملی ایران در شعرقاآنی در قالب واژه ها وصنحه های پر آب وتاب وتلمیح به حوادث عصر حماسه هابروز کرده است.

خودآزمایی درس11:جواب سوال1:نشاط از نظر غزل سرایی در بین هم روزگارانش تا حدی کم نظیر است وغزل های اورنگ وبوی فلسفی وعرفانی دارد وتقلیدی استادانه از شیوه ی غزل سرایی حافظ است .قصاید او نیز که در بعضی ازآن هاترکیب های نا مانوس وصنعت پردازی های متکلفانه به چشم می خورد اغلب از سادگی بیان ولطف اندیشه برخوردارند.

جواب سوال2:وصال شیرازی شاعری را هیچ گاه وسیله ی معشیت ونردبان ترقی در دستگاه دیوانی قرار نداد.چون انواع خط را نیکو می نوشت از راه کتابت قرآن روزگارمی گذراند وبه رونویسی از دیوان های شعر وکتب ارزنده توجهی خاص داشت.

جواب سوال3:به علت آن که یغما درآثار خود-چه نظم وچه نثر-مظالم وفجایع عصر خویش را ضمن هجوو هزل های تند وبی پروا بر ملا می کند وفساد اجتماعی آن روزگار را به خوبی نشان می دهد.

جواب سوال4:از یغما نامه هایی باقی است که به دوستان وبستگان ودانشمندان عصر خویش نوشته است.او عربی نمی دانست واز این زبان بیزار بود ودر نوشته های خود نیز از به کار بردن واژه های عربی پرهیز می کرد وبه سره نویسی دل بستگی نشان می داد .

جواب سوال5:قاآنی در شعر لفظ رابر معنا برتری می دهد ودرانتخاب الفاظ استوار وسرشار وآوردن تشبیهات خیال انگیز وتعبیرات خوش آهنگ چنان قدرتی از خود نشان می دهد که خواننده را مجذوب می کند واز توجه به معنا باز میدارد.وی برخلاف پیشینیان از معنای فلسفی وعرفانی کمتر بهره برده ودر شعربیشتر باطبیعت وامور حسی نشان داده است ودرتتبع از شیوه های  قدما به ویژه به انوری؛معزی وخاقانی نطر دارد.

جواب سوال6:وصال شیرازی به پیروی از بوستان سعدی.

خودآزمایی نمونه بخش ششم:جواب سوال2:از او دو مثنوی به جا مانده است.مثنوی بزم وصال را به شیوهی بوستان سعدی پرداخت وهمچنین فرهادوشیرین راکه ناتمام بودبه پایان برد والحق در این کار چیزی از وحشی کم نیاورده ودر سرودن ان به نظامی بسیار نزدیک شده است جواب سوال3:رواج این کتاب نشان می دهدکه دیگر هر بازاری اکه قریحه شاعری یا تجربهی عشقی داشته باشدنمیتواند به مجرد همان احساس و طرز بیان خویش در شمار شاعران عصر خویش در آیدجواب سوال4:در دورهی اول عصر ناصری دوران وقفه در کار شعر و ادب بود زیرا هم خود شاه جوان بی تجربه بود و هم زمامدار واقعی امور مملکت یعنی امیر کبیر به شعر و شاعری به ویژه مدیحه سرایی اعتقادی نداشت و شاعران به نامی مثل قانی را مورد تمسخر قرار داد احیای رسم مدیحه سرایی در سراسر این دوره جز دورهی میرزا صدرات امیر کبیر مورد توجه امرا و وزرا بوده است جواب سوال5:قالب شعر در این دورهعموما قصیده است و سرمشق شاعران در این قالب شعری استادان دورهی اول شعر دری مانند منوچهری،فرخی،معزی،انوری وکمال الدین اسماعیل.بعد از قالب قصیده قالب غزل رواج داشته که البته به سبکی غیر از سبک صاعب بوده است.جواب سوال6:در بیان معجزات حضرت محمد«ص»و دلیری های حضرتعلی«ع»در نوع ادبی حماسهی مذهبی مصنوع سروده شده استخودآزمایی درس 12:                    جواب سوال1:                الف) ضرورت روی آوردن به دانش وفن جدید که پی آمد جنگهای ایران وروس بود.

ب)رفت وآمد ایرانیان به اروپا وآشنایی با تحولات جدید علمی ؛فنی؛اقتصاصی وسیاسی غرب

پ)رواج وگسترش روزنامه نویسی

ت) رواج وصنعت چاپ

ث) ترجمه ونشرآثار اروپایی

ج) تاسیس دارالفنون به همت امیر کبیروگسترش دانشهای نوین

  جواب سوال2:               الف)افراط در تقلید از مظاهرفرهنگ غربی (نوگرایی اجتمتعی وفرهنگی وآشنایی با پدیده های نوومظاهر فرهنگ جهانی)

ب) بیزاری ازعوامل بازدارنده ی سنتی که گاهی به معنای روی گردانی از ارزش های اصیل وباورهای مردمی بود.

جواب سوال 3:                الف) عمومیت یافتن شعر به عنوان زبان برنده ی نهضت مشروطه ب)دگرگون شدن نگرش شعر او نویسندگان نسبت به جهان ودر نظر گرفتن مجموعه ی حیات به عنوان واقعیتی ملموس وهدفدارپ) تغییر وتحول در ساخت فنی شعر یعنی در زبان وموسیقی ت) ورود برخی تخیلات تازه در شعر ث) تغییر در محتوا ودرون مایه ی شعر

جواب سوال4:ز نظر ساخت فنی (زبان وموسیقی)شعر بیداری دو مسیر مجزا ومتفاوت رادر پیش گرفت؛گروهی مانند ادیب الممالک فراهانی وبهار باتکیه بر سنت های ادبی از زبان فاخر وپرصلابت گذشته که به عروض وسنن موسیقیایی تکیه داشت استفاده می کردند وبه آن پای بند بودند گروهی دیگر هم مانند نسیم شمال ومیرزاده ی عشقی وعارف قزوینی زبان مردم کوچه وبازاربرگزیدند واز قبول عام برخوردار شدند.

جواب سوال5: آزادی ؛وطن؛قانون؛تعلیم وتربیت نوین؛توجه به علوم وفنون جدیدوتوجه به مردم.

جواب سوال6:وطن به معنای سرزمینی که مردمانی دارای مشترکات قومی؛زبانی وفرهنگی در آن زندگی می کنند؛مفهوم دیگری است که از عصربیداری واردقلمرو ادبیات فارسی شده است.در اشعار بسیاری از شاعران از جمله بهار وادیب المملاک مایه های وطنی (وطنیات) فراوانی به چشم می خورد.تا پیش ازاین زمان وطن بیشربه معانی زادبوم وسرزمینی بود که شخص درآن پرورش یافته بود یادر معنای وسیع  تردر مورد مسلمانان کل عالم اسلام را در برمی گرفت وبه نوعی به شعار«اتحاد اسلامی» باورمند بود.

جواب سوال7:در عصر بیداری تهران به عنوان پایتخت به مهمتری مرکز شعر هنر مملکت تبدیل شده بود.بعد از آن بازار سیاسی ومطبوعاتی تبریز از شهرهای دیگر گرم تر بود ازآن جهت که در سر راه اروپا قرار داشت واخبار واطلاعات جدید درآن شهر بیس از دیگر شهرها رواج پیدا می کردوبه عنوان مرکز ایالت آذربایجان ومجاورت با دو کشور بزرگ عثمانی وروسیه ی ترازی شاهان قاجار از همان ابتدا تبریز رامقر ولیعهد وپایتخت دوم کشور قرار داده بودند.

خودآزمایی درس13:جواب سوال1:مضامین شعر اووطنیات وموضوعات سیاسی واجتماعی روز بود که در آن روزگارمورد توجه واقبال عموم بوده است.شعر ادیب مانند بساری از شاعران عصر بیداری از زندگی سیاسی او جدا نبودوبه همین جهت اغلب اشعارش ابتدا در روزنامه ها به چاپ می رسید که بعدها به صورت مجموعه ای جداگانه گردآوری ومنتشر شد.اشعار دیوان او به طرزبارزی از حوادث و مسائل سیاسی آن روزگار متاثرند.

جواب سوال2:الف) صلابت شاعران سبک خراسانی رازنده کرد.

ب) شیرینی وسادگی بیان فرخی وشکوه واستواری زبان وسرزندگی وشادابی اندیشه بخر دانه ی رودکی در قصاید او دیده می شود.

پ) در توصیف ها وخمریات اوروح کلام وپیام منوچهری وخیام موج می زند.

ت) شعر او از سخن حماسی وعواطف وطنی فردوسی مایه گرفته است.

ث) روح دیانت وایمان به صورتی لطیف در شعر اوجلوه گری می کند.

جواب سوال3:اگر بخواهیم تنها دو مروارید گران بها از دریای معانی شعر بهار صید کنیم آن دو چیزی جز آزادی ووطن نخواهد بود.وطن یکی از موضوعات مهم شعری اوست که با احاطه اش بر تاریخ وفرهنگ ایران آمیخته شده وبه صورت عشق به وطن در سراسر دیوانش جلوه گری می کند.

جواب سوال4:دهخدا-به یاد بود دوست شهید خود میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل سروده است که روح تجدد ادبی زمان نیز در آن آشکار است.

جواب سوال5:همه گونه شعر در دیوان بهار یافت می شود ومحتوای آن ها هم گوناگون است.اشعار آغاز جوانی اویعنی دورانی که ملک الشعرایی آستان قدس را هم بر عهده داشته بیش تر مدح است ومنقبت که به مناسبت های گوناگون مذهبی سروده شده و در این اشعار از استادان صاحب نام پیشین پیروی کرده است. در قطعات او نیزمحتوای اخلاقی واجتماعی غلبه دارد ودر آن ها بعضی لطایف وحکا یات عبرت آموز ونکته بینانه را به رشته نظم کشیده است.درون مایه ی مثنویات او هم به مانند قطعاتش اندرزی واجتماعی است که بیشتر رایحه ی تقلید از نظامی وسنایی وجامی از آن ها به مشام می رسد.مسمط های او تقلید موفقی از منوچهری است.

جواب سوال6:شیوه ی قصیده سرایی او بیشتر بر تقلید از شاعران دوره های پیشین به ویژه انوری استوار است وبه دلیل احاطه اش بر تاریخ وادب عربی شعر او گاه از اشارات مهجور ونا مانوس به اقوال وامثال عربی و پیشینیان خالی نیست.

جواب سوال7:ادیب الممالک فراهانی-محمد تقی بهار.

خودآزمایی درس14:

جواب سوال1:ویژگی عمده ای که به شعر وی اهمیت واعتبار می بخشد گذشته از سادگی وصمیمیت زبانی مضمون ومحتوای آن است که در سالهای عصر بیداری از عمق وجود مردم مایه می گرفت ونظر خاص وعام را به خود جلب می کرد.این صمیمیت در لحن ومضمون وقتی با آزادگی وآزاد اندیشی وصداقت جبلی گوینده آن توام باشد قصه های شیرین لطیفه ها نکته سنجی وطنز پردازی های نسیم شمال رابیش از پیش به روح وجان مردم نزدیک می سازد.

جواب سوال2:اگر چه تصنیف سازی فارسی را عارف ابداع نکرده است اما تصنیف سازی عرصه ی هنری مسلم عارف است.از این جهت که وی به این دو نوع ادبی جانی تازه بخشید وآن را با مهارت وامتیازی بارز برای بیان مقاصد ومضامین ملی به کار گرفت.امتیاز بزرگ تصنیف های عارف در آن است که او خود شاعر وموسیقی دان بود وصدای خوشی هم داشت.تصنیف های او ساده وصمیمی وهر کدام به مناسبت خاصی سروده شده است.

جواب سوال3:مضمون اشعار عشقی از دایره ی مضامینی که معاصران وهم فکران او به کار می برند بیرون نبود.مضامینی چون رنج دهقان وکارگرفاصله طبقاتی زیاد ظلم وفساد دولتیان عقب ماندگی وسیه روزی کشور رواج نادانی وخرافات وبی خبری وبی ادراکی مردم.شعر عشقی از لحاظ زبان وبیان  پختگی لازم را نداشت وبیشتر به سبک روزنامه ای پسند آن روزگار بود.اگر موضوع شعر عشقی روزی کهنه شود ونقش آن در زندگی اجتماعی منتفی گردد هیچ چیز در دیوان اونخواهد بود که بتواند آثارش را ازآسیب زوال ایمن نگه دارد.با این حال بعضی عشقی را به جهت آفرینش «سه تابلومریم»(ایده آل عشقی)از نظر سنت شکنی پیشوای سبک جدید دانسته اند.

جواب سوال4:بریدن شعر وادب از خواص وطبقات مرفه ودر بار وروی آوردن آن به مردم کوچه وبازار موجب شد که در این عصر بیشتر از همیشه نیازها وتمایلات عامه ی مردم وطبقات محروم جامعه در شعر منعکس گردد وشاعران برخاسته از میان مردم تصاویر وآهنگ کلام وبیان خود را زندگی ورنج های مردم بگیرند ودر نهایت نیز در میان مردم سر به خاک نهند.در این دوره ادبیات هم مثل دیگر مظاهر اندیشه وفرهنگ به مردم روی آورد وانعکاس ارزش های اجتماعی را وجهه همت خود قرار داد.بنا براین از شعر این دوره  نه به عنوان پدیده ای تجملی ومنحصر به گروه های محدود بلکه همچون امری عمومی ومتعلق به گروه های وسیع جامعه باید سخن گفت که به جای ارتباط مستقیم با دربار وگروه های بالای اجتماع از طریق مطبوعات متعدد وبا محتوای سیاسی وانقلابی مورد علاقه ی همگان مخاطبان راستین خود رادر گوشه وکنار شهرستان ها وحتی روستا های کشور سراغ می گرفت.

جواب سوال5:فرخی یزدی در سال 1306هجری قمری در یزد متولد شد.در دوران مدرسه به خاطر شعری که سروده بود از مدرسه اخراج شد.در جوانی به فرمان حاکم یزد لب هایش رادر زندان دوختند.پس از امضای مشروطیت روزنامه ی اقتصادی«طوفان»رادر تهران منتشر کرد.در دوره ی هفتم مجلس وکیل مردم یزد شدوبه دلیل فشارهای فراوان بر او ازراه مسکوبه برلن رفت.بعد از مراجعت به تهران به مخالفت با قرارداد1919میلادی پرداخت.یک بار ازسوء قصد جان به در برد ویک بار هم در زندان اقدام به خودکشی کرد.سر انجام در سال 1318ش.باتزریق آمپول هوا در زندان به قتل رسید.

جواب سوال6:حتوای غزل او نه عشق وعواطف شخصی بلکه سیاست ومسائل حاد اجتماعی است او طرفدار کارگر ورنجبر است ومایه ی اصلی شعرش همان مسائلی است که سید اشرف الدین عارف عشقی وبهار طرح کرده اند.

خودآزمایی نمونه بخش هفتم:جواب سوال1:یکی از ویژگی های شعر عصر بیداری روی آوردن آن به مردم بود.شعرهم از نظر مفهوم ومضمون و هم از جهت زبان وقالب وحتی تخیل به صورتی درآمد که بتواند پیام شاعر را به عامه ی مردم برساند.همین امروآشنایی برخی از شاعران با جریان های ادبی واجتماعی روسیه در آستانه انقلاب اکتبر سبب شد شاخه ای از ادبیات به وجود آید که از آن به عنوان ادبیات کارگری یا ادبیات محرومات یاد می کنند که موضوع اصلی آن نیازها ومحرومیت های توده ی مردم ودفاع از حقوق محرومان ورنجبران است.

جواب سوال2:آزادی در شعر این دوره تقریبا به مفهوم دموکراسی غربی نزدیک می شود وبه طور کلی به این معنا  است که مردم علاوه  بر حقوق وآزادی های فردی از نظر اجتماعی نیز مختارند سرنوشت سیاسی واقتصادی خویش وسرزمین خود را معین کنند.چنین پایه ای پیش تر ازآن در ادبیات وفرهنگ شعری ما وجود نداشت ونخستین بار در دوره ی مشروطیت پدیدآمد.

جواب سوال3:تغییرو تحول شعر عصر بیداری تنها به قالب وتخیل محدود نماند بلکه از نظر محتوا ودرون مایه هم پا به پای زمان پیش می رفت.دوران مدیحه سرایی وتوصیف قراردادی پدیده های طبیعی ونیز عارفانه سرایی وغزل گویی که با ساخت فرهنگ وجامعه ی گذشته وفق داشت وتا حد زیادی از عهده ی ایفای نقش ها ی سیاسی واجتماعی تازه  بر نمی آمد وبه پایان رسیده بود وبه موازات حضور روز افزون مردم در صحنه سیاست واجتماع در عرصه ی ادب نیز مضامین واندیشه های تازه ای پیدا شد که از همان تحولات ناشی از مشروطیت الهام می گرفت.

جواب سوال4:شعر عمومیت یافت وبه عنوان زبان برنده ی نهضت در اختیار مطبوعات قرار گرفت.

جهان شناسی شاعران با الهام از مقتضیات زمان شکل می گرفت ونگرش شاعران ونویسندگان دگرگون شد.

از نظرساخت فنی یعنی زبان وموسیقی دو مسیر مجزا ومتفاوت در شعر پیدا شد:

الف) شیوه ی شاعران آشنا به سنت های ادبی ایران             ب) شیوه ی شاعران مردمی متاثر ازفرهنگ کوچه وبازار.

تخیل قالب شعری بیش وکم بی تغییر ماند.

درون مایه ومحتوای شعر این دوره هم تغییر یافت

جواب سوال7:رنج دهقان وکارگر فاصله طبقاتی زیاد ظلم وفساد دولتیان عقب ماندگی وسیه روزی کشور رواج نادانی وخرافات وبی خبری مردم وبی ادراکی مردم.

خودآزمایی درس15:جواب سوال1:آنان می کوشیدند موضوع های تازه رادر قالب شعر سنتی بریزند مثلا درغزل به جای معشوق سنتی از مام وطن ودر قصیده به جای توصیف اسب وقاطردر وصف هواپیما وقطار سخن گفتند.

جواب سوال2:به ایرج میرزا زیرا وی با به کار گرفتن زبان محاوره وموسیقی طبیعی فارسی به سادگی وروانی بیان شاعرانه کمک کرد وبه سبب سبک جدید ومردم پسندی که به وجود آورد عنوان سعدی نورابه خود اختصاص داد.

جواب سوال3:تقی رفعت.او در دوره نوگرایی بحث های پراکنده وبی سامانی راکه در مطبوعات مطرح شده بود به مسیر طبیعی خود کشاند.سلسله مقالاتی با عنوان عصیان ادبی نوشت ودرچند شماره ی پیاپی روزنامه ی تجدد منتشر کرد وبحث های تازه ای  در روزنامه های«تجدد» و«آزادیستان»تبریز پیش کشید.او رسما اعلام کرد که ادبیات گذشته ی ایران در ذهن محافظه کاران  هم چون سدی استوار برسر راه تجدد واقعی ایستاده است وما برآنیم که در بنیان این سد رخنه افکنیم.خود نیز برای رخنه افکندن در بنیاد هزارساله ی شعر سنتی قطعه شعری سرود که هم از نظر قالب وهم از نظردید ومحتوا با شیوه ی معمول در نزد قدما تفاوت داشت ودر آن قافیه بندی وتساوی مصراع ها رعایت نشده بود.

جواب سوال4:جعفر خامنه ای از نظر زبان ودید شاعرانه با اسلوب پیشینیان تفاوت داشت.در قالب چهار پاره یا«دو بیتی پیوسته» مصراع های زوج هم قافیه اند.اما سروده ی«به وطن» خامنه ای از نظر قافیه بندی وشیوه بیان نیز قابل توجه وقافیه در مصراع اول وچهارم است./مضمون وطن یکی از درون مایه های رایج پس از مشروطه است.

جواب سوال5:تقی رفعت         2- جعفر خامنه ای       3- بانو شمس کسمایی

جواب سوال6:در نیمه دوم سال1294 شمسی در تهران تشکیل شد.اعضای این انجمن گروهی از جوانان ادیب وباذوق بودنن وهدف آن ها ترویج معانی جدید در لباس شعر ونثر قدیم وتعیین وتعیین حدود انقلاب ادبی ولزوم احترام به آثار برجسته ی پیشینیان بود.

خودآزمایی درس16:جواب سوال1:قصه ی رنگ پریده –در قالب مثنوی

جواب سوال2:به سبک پیشینیان وبه ویژه سبک خراسانی شعر می سرود.

جواب سوال3:افسانه ی نیما در شعر«یکی بود یکی نبود» از محمد علی جمال زاده در داستان کوتاه «تهران مخوف» اثز مشفق کاظمی در رمان و«جعفر خان از فرنگ آمده» از حسن مقدم در نمایش نامه.

جواب سوال4:قالب :تعزل نوینی که وزن وقافیه را در جای خود می آورد وبرای جلوگیری از تکرار میان بندها یک مصراع فاصله هست.(نوعی مسمط) محتوا:بیان دردها وتنهایی های شاعر وجامعه او

جواب سوال5:الف) نوعی تعزل آزاد که شاعر درآن به نوعی عرفان زمینی دست یافته است.

ب) منظومه ای بلند وموزون که درآن مشکل قافیه از هر چهار مصراع آزاد حل شده است.

پ) توجه شاعر به واقعیت های ملموس ودر عین حال نگرش عاطفی وشاعرانه ی او به اشیا

ت) تفاوت نگاه شاعر با شاعران گذشته وتازگی ودور بودن آن از تقلید

ث) نزدیکی آن به ادبیات نمایشی (در اماتیک) در پرتو شکل بیان محاوره ای

ج) سیر آزاد تخیل شاعر درآن

چ) بیان سرگذشت بی د لی ها وناکامی های خود شاعر که به طرز لطیفی با سرنوشت جامعه وروزگار او پیوند خورده است.

جواب سوال6:شعر ققنوس همان شکل وبیان کاملا تازه ی شعر فارسی است که هم از قید تساوی وقافیه ی سنتی آزاد است وهم تخیل وشکل ارائه آن با آن چه در شعر گذشته ی فارسی بود به کلی تفاوت دارد.شعری است تمثیلی که می توان آن را کنایه ای از سرگذشت خود شاعر دانست.سرودن اشعارتمثیلی از این پس درعصر نیمایی رایج می شود وخود نیما وپیروان او به این شیوه ی بیان روی می آورند.

جواب سوال7:به اعتقاد اوشاعر کسی است که چکیده ی زمان خود باشد وبتواند ارزش ها وملاک های زمان رادر شعر خود منعکس می سازد وبه اصطلاح فرزند زمان خویشتن باشد.

جواب سوال8:نیما وزن وقافیه را برای شعر لازم وطبیعی می داند اما برآن است که شکل ذهنی شعر باید شکل ظاهری آن راایجاد کند نه برعکس.از نظر اوقافیه زنگ مطلب است وشعر بی قافیه مثل آدم بی استخوان است.در شعر نیما قافیه مقید به جمله وجمله در خدمت محتوا است.هر جمله ی تازه قافیه است وهر قافیه جای مناسب خود راایجاب می کند واین امر مقید به فواصل معین نیست.

خودآزمایی درس17:جواب سوال1:خیر زیرا این شیوه نیز با همان اطمینان سابق به حیات خود ادامه داد.شعرسنتی به  ویژه در میان دوگروه عوام کوچه وبازار وخواص دانشگاهی که هر کدام به دلایل خاص خود نمی توانستند پذیرای جریان های شعر نو نیمایی باشند رواج وگسترش کامل یافت.بنابراین هم زمان با جریان های شعر نو نیمایی عده ی زیادی از شاعران بر همان شیوه ی سنتی شعر گفتند.

جواب سوال2:نخست جریانی که ازهم از لحاظ قالب وصورت وهم از نظر محتوا یه شعر گذشته وفادار مانده وعناصر تازه ومضمون های جدید رانپذیرفته است.در نتیجه بدون اینکه بتواند تخیل وموسیقی تازه ای عرضه کند در حد تقلید صرف ازآن چه پیشینیان گفته اند باقی مانده است دوم جریانی که در عین مراعات قواعد وضوابط شعر قدیم از لحاظ محتوا در پاره ای موارد تخیل وموسیقی به مرحله ی تازه ای قدم گذاشته وتصاویر مربوط به زندگی امروز را منعکس ساخته است.

جواب سوال3:این تحول بیشتر در تنوع مایه ها به ویژه مایه های اجتماعی است .آشنایی وارتباط بیشتر بافرهنگ وادب مغرب زمین و روی آوردن به تاریخ واندیشه ی ایران پیش از اسلام در قلمرو شعر موجب این تنوع وتغییر شده است.

جواب سوال4:قصاید پروین پر نکته ونغز است وهر چند به پیروی از شیوه ی ناصر خسرو سروده شده اند اما روانی وسادگی اسلوب سعدی در آنها نمایان است.به این ترتیب در اشعار او دو شیوه ی خراسانی وعراقیبه گونه ای تلفیق شده وشیوه ای تازه ومستقل را پدید آورده است.

جواب سوال5:تقلیدی-او مضامین اشعار خود را از دیگران وام گرفته است ومضمون بکرو بدیع وبه کلی بی سابقه در دیوان اوزیاد نیست.انچه کار وی را ممتاز ومشخص می سازد شکل تصرفدر مضامین وکیفیت ارائه آن هاست که اغلب بدیع ونادر ومخصوص به خود اوست.

جواب سوال6:قالب این شعر قطعه وروش ارائه ی مطلب به شیوه ی مناظره است.پروین بیانی تمثیلی دارد و از شیوه ی جان بخشی سود جسته است.زبانش ساده وروان وگاهی از لغات نسبتا کهنه ی زبان مثل اوخ ؛بگریست؛هیمه و....استفاده کرده است. شعر پیامی اجتماعی دارد وبی برگی وبی بهرگی وبی ثمری رامایه ی تباهی ونابودی می داند.

جواب سوال7:شهریار در طریق نیمایی نیز طبع آزمایی کرد وقطعات زیبایی چون«ای وای مادرم»؛«دو مرغ بهشتی»؛«مومیایی» و«پیام به انشتین» را از خود به یادگار گذاشت.در اشعار نیمایی او مخصوصا در«پیام به انشتین» روح انسان دوستی وهم دردی با جهان انسانی گرفتاردر چنگال تمدن صنعتی موج می زند تا حدی که زبان او گاهی به مرز شعار نزدیک می شود.

جواب سوال8:او در منظومه ی «حیدر بابایه سلام» با دلدادگی تمام از اصالت وزیبایی های روستا وفرهنگ روستایی- که خود بدان متعلق بود-یاد کرده است. این منظومه با جان وروح واحساس شاعر پیوند خورده ودر واقع دارای جوهر شعر است وحاصل یک عمرتاملات عاطفی اورا در خود انعکاس داده است. به همین اعتبار می توان شهریار را شاعر «حیدر بابا» وشاعر«شکوه روستا» نامید.

خودآزمایی درس18:

جواب سوال1:استاد امیری فیروز کوهی از معتقدان ودوستداران شعر صائب بود وبه همین دلیل در اشعار او تامل بسیار کرد وبر دیوان وی که خود آن را به چاپ رسانید مقدمه ی مفصلی نوشت.وی به شیوه ی صائب شعرمی گفت وهمان نازک خیالی ها ومضمون آفرینی های عصر او را به کار می گرفت.

جواب سوال2:در شعر رهی لطافت وروانی غزل سعدی ونازک خیالی سبک هندی درآمیخته است. وی به سعدی ونظامی توجه خاص داشت ودم گرم مولوی هم در شعر اودمیده شده واز حافظ نیز تاثیر محسوسی پذیرفته است.

جواب سوال3:قالب شعر پروین اعتصامی قطعا وقالب شعر رهی معیری غزل است. از نظر درون مایه قطعه ی پروین توصیه به غنیمت شمردن جوانی است ولی شعر رهی ابراز حسرت واندوه به خاطر از دست دادن جوانی است. برهمین اساس شرپروین از حیث انواع ادبی (به لحاظ محتوا) جزء ادب تعلیمی است وسروده ی رهی از نوع غنایی به شمار می رود.شعر رهی به نسبت شعر پروین بیشتر از آرایه های ادبی سود برده  است.

جواب سوال4:حمیدی شعر گفتن رااز حدود سال1313 شروع کرد.دهه اول حیات شاعرانه ی اودر عوالم عاطفی ورویاهای ایام جوانی گذشت.بنابراین موضوع شعراودرآغاز جوانی عموما عشق وغزل ومایل به سبک خراسانی بود. به تدریج از سال 1324 به مضامین اجتماعی وطنی وتاریخی گرایش یافت که حاصل آن پختگی واستواری شعر واستقلال زبان بود.

جواب سوال5:سبک شعرحمیدی به ناصر خسرو ومتمایل ولی از دشواری های شعر وی فارغ است.زبانش نرم تر ولطیف تروشعرش البته در مایه های دیگر است.وی ازسبک عراقی نیز متاثر بود ودر مجموع رنگ غنایی بر شعر حمیدی چیرگی دارد.پس از آن مضمون های اجتماعی ووطنی در شعرش جلوه گرند.

جواب سوال6:لحنی حماسی وزبانی روشن وپر احساس دارد.این شعر محتوایی اجتماعی دارد.

جواب سوال7:قالب شعر غزل است.از نظرمحتوا ودرون مایه جنبه ی اجتماعی دارد زبانش نرم ولطیف وساده ودلنشین است واز آرایشهای لفظی ومعنوی«تشبیه؛استعاره ؛ایهام و...» استفاده کرده است.شاعر از بی وفایی اهل زمانه شکوه می کند.در ادبیات پایانی به مسئله ی شهادت نیز اشاره دارد.

خودآزمایی نمونه بخش هشتم:جواب سوال1:زیرا این کار فقط زمانی می تواند صورت پذیردکه در اندیشه و نگاه شاعر واسلوب بیان فارسی هم تحولی بنیادی و ریشه دار پدید اید در حالی که در ان زمان این اتفاق رخ نداد.چنین تحولی تنهاپس از یک دوره طولانی پیکار میان کهنه و نو محقق گشت.جواب سوال2:تقی رفعت و مرکز عمده ان شهر تبریزو سنگرشان نشریه های تجدد و ازادیستان بودجواب سوال3:جنبش مشروطیت،جنگ جهانی اول،کودتای1299وسرانجام فروپاشی سلطنت قاجار و انتقال قدرت به رضا خان«1304ش»جریان نوگرایی را شتاب بخشید.  جواب سوال5:بز ملا حسن مسئله گو؛میر داماد؛عمورجب؛خروس وبوقلمون؛پرنده ی منزوی.

جواب سوال6:زیرا نیمادر این سال شعر ققنوس راکه شکل وبیان کاملا تازه ای داشت وهم از قید تساوی وقافیه ی سنتی آزاد بود وهم تخیل وشکل ارائه آن با شعر گذشته ی فارسی به کلی تفاوت داشت داشت منتشر کرد.

جواب سوال7:تفاوت به این شرح است:شعر آزاد یا نیمایی وزن عروضی دارد اما جای قافیه درآن مشخص نیست.وشعر سپیدآهنگ دارد اما وزن عروضی ندارد وجای قافیه ها درآن ثابت نیست.

جواب سوال8:شاعر باید درمسیر جست وجوی جلوه های عینی ومشهود به شکل ذهنی شعر دست یابد.برای این کار لازم است دیدن را جای گزین شنیدن کند یعنی در حقییقت تجربه رادر قلمرو شعر وارد کند.کار هنر عبارت است ازنشان دادن تصویر انفرادی وعینی ونه تصویرهای ذهنی وقراردادی.به این ترتیب باورود تجربه به قلمرو شعر باید از صورت های قالبی ومفاهیم تکراری وقراردادی پزهیز شود.

جواب سوال9:دگرگونی در شیوه جدید نیما از سه دیدگاه مورد توجه است:الف) نیما شعر رااز نظر محتوا نوعی زیستن می دانست

ب) از نطر ذهنی شاعر باید در مسیرجست جوی جلوه های عینی ومشهود به شکل ذهنی شعر دست یابد.

پ) باید در شکل وقالب کار نیز تحولی پدید آید.

جواب سوال10:شعر سنتی عصر نیما ازنظرقالب وصورت وحتی مضمون تفاوت محسوسی با شعر گذشته ی فارسی ندارد وفقط پاره ای از قالب ها مثل چهار پاره با اقبال روبه روشدودر عوض برخی قالب ها مثل مستزاد بحر طویل ومخمس که در دوره ی بیداری رونق بیشتری یافته بود از رواج افتاد.دیگر قالب های معمول در شعر سنتی این دوره عبات اند از:غزل؛قصیده؛مثنوی؛مسمط؛وترکیب بند که دقیقا بر شیوه ی پیشینیان سروده می شد. البته هیچ یک از سبک های شعری پیشین را نمی توان برمجموعه ی شعر سنتی این دوره مسلط دانست.

جواب سوال11:این جریان در عین مراعات قواعد وظوابط شعرقدیم  از لحاظ محتوا ودر پاره ای از موارد تخیل وموسیقی به مرحله ی تازه ای قدم گذاشته وتصاویر مربوط به زندگی امروز رامنعکس ساخته است.این اشعار جلوه های گوناگون دارد.

الف) لحن صمیمانه در بیان حال وشکایات از روزگار

ب) توصیف یکی از پدیده های تمدن جدید

پ) دریافت تازه وآوردن توصیف ها وتعبیرهای جدیدبا استفاده از مفاهیم کهن وسنتی

ت) ادراک شاعرانه ودریافت تازه از واقعیت های اجتماعی

ث) بافت وتصاویر تازه ورنگی از مفاهیم غنایی روزگاراز نگاه انسان امروز

ج) توجه به افتخارات گذشته ومفاخر ملی وتاریخی.

جواب سوال12:منا ظره های او حالت تمثیلی وگاهی علاوه بر این صورت تشخیص(شخصیت بخشی انسان نمایی) وشعور یافتن غیر ذی شعور را پیدا می کند وطرفین مناظره گاهی دو انسان یا دو جانور یادو شئ هستند.

جواب سوال14:پروین در روزگارپرآشوب وپر مسئله ای می زیسته است واختناق سیاسی ودشواری های اجتماعی زمانه ی اودر شعراغلب شاعران به صورت های پوشیده وآشکار مطرح شده است اما وی با لطافت روح ومناعت اندیشه ای که می توان از آن به گونه ای عرفان جدید تعبیر کرداز کنار همه ی این مسائل گذشته وبه جای منعکس ساختن اوضاع اجتماعی وسیاسی نا مطلوب با طرح کلیات اخلاقی وبیان فقر ومحرومیت ونیاز های شدید عاطفی به ویژه در نسل جوان به نوعی برداشت اجتماعی-اخلاقی بسنده کرده است.

خودآزمایی درس19:

جواب سوال1:اندیشمندان قرن نوزدهم قرن آینده را به قرن سعادت بشر می پنداشتند وبه آن دل بسته بودند.اما این آرزو به یاس بدل شد زیرا پس از اولین دهه ی قرن بیستم جنگ جهانی اول در گرفت وثابت کرد که انسان با سعادت حقیقی قرن ها فاصله دارد.

جواب سوال2:واژه ی کلیدی قرن بیستم «مدرن» است .کلمه مدرن جوهره وستون فقرات هنر وادبیات قرن بیستم را تشکیل می دهد.رشد سریع جمعیت بسط واشاعه ی فرهنگ توده ی کثیری از مردم کتابخوان را به وجودآورد که می بایست درسطوح گوناگون زمینه ی خرسندی آن ها فراهم گرددواین از عوامل مدرن بودن به شمار می رود.

جواب سوال3:بنای مکتب سوررئالیسم براصالت وهم ورویاوتداعی آزاد وصورت های پنهان در ضمیر ناخودآگاه است.

جواب سوال4:شاعر شعر می گوید برای آنکه چیزی را پنهان کرده باشد.زیرا شعردارای ابهام فردی است و هنرمند هم نمی تواند ابهام آن را برطرف کند ومخاطب آگاه با تحلیل وتفسیر شعر می تواند گریزی بزند به آن چه شاعر آن رامخفی کرده است.در تمام مکتب های جدید هنری نوعی گریز از بیرون به درون می توان یافت.هنرمندان این مکتب هاآثار خود را به شیوه ی غیربازنمایی یاغیرشیئی ارائه می دادند واین شاید بدان معناست که هنرمند نمی خواهد چیزی را بیان کند بلکه می خواهد آن را پنهان کند هما ن طورکخ رولان بارت نقاد معاصرفرانسوی گفته است که«شعر بیان کتمان است».

جواب سوال5:تردیدی نیست که در قرن بیستم پس از بروز آن همه فجایع انسانی هنر وادبیات راه طغیان در پیش گرفت.این طغیان اگرچه به نوعی هرج ومرج شباهت داشت اما در حقیقت درون گرایی حاد وپیچیده ای بود که نشان می داد انسان امروز به درون خویش گریخته است وآن چه در بیرون او ودر برابر چشمانش بروز می کند برایش قابل تصوروپذیرش نیست.انسان له شده درزیرچرخ دنده های فن آوری وجنگ می خواهد برای ذات خویشتن معنایی بیابد وچون ناامید می شود به یاس فلسفی می رسد ودست بسته منتظر مرگ می ماند.

خودآزمایی درس20:

جواب سوال1:توصیه می کردند که روزنامه وقیچی بردارندو کلمات را ازهم جداکنند ودر یک کیسه بریزند وتکان دهند سپس آن ها راکنار هم بگذارند.

جواب سوال2:واژه ی سوررئالیسم رانخستین بار«گیوم آپولینر» برای نامیدن یکی ازنمایش نامه هایش به کار بردوآن رادرام سوررئالیست نامید.هدف آپولینر این بود که اثر خودرا نوعی شعر خیالی وتفننی بی سابقه معرفی کند.

جواب سوال3:الف) تبدیل حالت های ظاهرامتناقض«رویا»و«واقعیت» به یک جور واقعیت مطلق

ب) بیان شفاهی یا کتبی عملکرد حقیقی اندیشه وبه عبارتی؛سوررئالیسم؛اندیشه ی القا شده در غیاب هر گونه نظارت عقل وفارغ از هر نوع نظارت هنری یا اخلاقی است.

پ) سوررئالیسم وسیله ای برای آزاد سازی مطلق ذهن واندیشه وامثال آن

ث) مصمم به ایجاد انقلاب

ج) هم ردیف قرار دادن سوررئالیسم با واژه ی انقلاب برای نشان دادن خصلت عینی وبی غرض انقلاب.

ه)همه چیز مارا به سمت این باور سوق می دهد که ذهن انسان دارای نقطه ای است که در آن مرگ وزندگی خیالی وواقعی گذشته وآینده انتقال پذیر وانتقال ناپذیر بالا وپایین نقیض هم به نظر نمی رسند.

د) با ادبیات کاری نداریم اما اگر لازم شود مثل هر کس دیگری می توانیم از آن استفاده کنیم.

جواب سوال4:دادائیسم با هیچ یک از قوانین طبقه بندی هنروزیبایی شناسی هم خوانی ندارد وپیروان آن بیش حد به پوچی امور جهان معتقدند.آن ها برای رهایی از این پوچی  همه ی سنت های کهن رالگد کوب خواهش های خود می کنندولی هیچ عقیده ی تازه واستواری به جای آن نمی آورند. در مقابل سوررئالیسم هدف خود را فراتر از محدوده ی هنر  وادبیات قلمداده کرده ودر صدد آزادسازیانسان از قید وبندهای تمدن سود جوی قرن بیستم است.برای خروج ازبن بست ونجات یافتن  از ویروس دادا بسیار عالمانه بنیاد نهاده شده.

جواب سوال5:عارفان ونیز نمادگرایان معاصر به ویژه سهرراب سپهری .زیرا عارفان نیز برای بیان مقصود خویش از نمادها بهره می گیرند.

جواب سوال6:عناصر سورئالیستی مانند احساسی کردن زمزمه ی شب ستاره بودن انسان وبه زمین افتادنش چکیدن باران بردیوار تشنه ی روح که در شعر فانوس خیس از دنیای واقعی انسان فراتر است.

خودآزمایی درس21:

جواب سوال1:عناصر سازنده ی مدرن عبارتند از:خرد؛حقیقت؛سنت؛اخلاق وتاریخ.

جواب سوال2:آثار«کامو» بیان کننده ی توانایی شگرف اودرهم دردی با انسان از خود بیگانه است.

جواب سوال3:اصول پست مدرنیسم را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

اصل اول:انکار حقیقت وبی اعتباری سنت ومدرنیسم.

اصل دوم:انکار واقعیت براساس این مکتب هیچ واقعیت نهایی ئجود ندارد.

اصل سوم:زندگی انسان یک وانمود گر به جای واقعیت است از این رو غیر واقعی است.

اصل چهارم:پست مدرنیسم بربی معنایی استوار است.

اصل پنجم:شک اندیشی ؛باید به همه چیز شک کرد وهیچ چیز را به تمامی نپذیرفت.

اصل ششم:که ظاهرا تنها اصل مثبت این نظریه به شمار می رود این است که پست مدرنیسم به گوناگونی وکثرت نظر دارد وبر چند گانگی فرهنگ ها؛قومیت نژاد؛جنسیت؛حقیقت وحتی خود تاکید میکند وبرآن است که هیچ یک از این ها نباید بر دیگری ترجیح داده شود.

جواب سوال4:ارنست همینگوی زیرا پیام این کتاب این است که «انسان برای شکست آفریده نشده است. او ممکن است نابود شود اما شکست نمی خورد».

خودآزمایی درس22:

جواب سوال1:اعراب به علت زندگی کوچ نشینی ونداشتن مدنیت وشهرنشینی  مجالی برای پرداختن به انواع هنر نداشتند؛زیرا مدنیت که لازمه ی آن زیستن در شهر بود در زندگی عرب نمی توانست مفهوم داشته باشد.بنا براین عرب را هنری می بایست که با زندگی خانه به دوشی او سازگار باشد وچه هنری کم خرج تروسبکبارتر از هنر کلامی یعنی شعروخطابه.

جواب سوال2:الف) حسی بودن محتواوبرخورد باطبیعت که بر جریان های عاطفی وغریزی استوار است.

ب) مسائل معنوی در حد پند واندرزهایی ساده وبسیاری اخلاقیات برای هم زیستی مسالمت آمیز افراد وقبایل.

پ) مفاخر ومباهات نسبت به مکارم اجداد وقبایل ونیز هجووبر شمردن معایب حریف وبزرگ جلوه دادن فضایل قبیله واجداد خویش.

ت) غرور وعزت نفس که از صفات مهم مردان بزرگ وشاعران بزرگ منش است.

ث) آزادی رهایی وبی قید وبند بودن که شاعرجاهلی رادرابراز نظر گستاخ وشجاع می کرد.

جواب سوال3:شاعرانی که بخشی اززندگانی هنری آنان در عصر جاهلی وبخشی دیگر در دوره ی اسلامی سپری شده است.

جواب سوال4:زیرا بیشتر شاعران وادیبان این عصر دورگه بودند؛یعنی از پدرومادری زاده شده بودند که یکی عرب ودیگری غیر عرب بود وادبیات زاییده ی اندیشه ی آنان آمیخته ای از ادب عرب وغیر عرب بود.

جواب سوال5:شاعر عرب هنوزبر اطلال ودمن زاری می کرد ودر چهار چوب قالب های آهنین شعر کهن اسیر بود.

جواب سوال6:اشغال مصر توسط ناپائون وباز شدن پای اروپائیان به این سرزمین کشفیات باستان شناسی درمصر تاسیس مدارس متعدد به سبک غربی ها ورود صنعت چاپ وانتشار مطبوعات ورود فرهنگ غربی به مصر توسط دانشجویان از عواملی بود که ساکنان خفته ی وادی نیل را از خوابی گران که قرن ها به طول انجامیده بود بیدار کرد.

جواب سوال7:کسانی که به دوره های در خشان ادب عرب چون عصر اموی وعباسی توجه کردند وضمن پرداختن به انسجام شعری خویش را از بند شعرمنحط عصر عثمانی آزاد ساختند وبه روش قدمای خود توجه کردند.

جواب سوال8:گروهی از شاعران رمانتیک شاعران بلاد مهجر بودند که از ابنان به آمریکای شمالی وجنوبی مهاجرت کرده بودند.مسائلی چون دوری از وطن دردها ورنج های عمیق زندگی ونوعی گرایش صوفیانه در شعرآن ها دیده می شود.گاهی حس درد وتاثیرآن قدر در شعر این شاعرران گسترده می شود که هستی را زیر سوال می برند واز درد ندانستن سرنوشت انسان وراز هستی شکایت می کنند. این احساس گاهی نیز به سرکشی می انجامد.

جواب سوال9:دسته بندی های سیاسی در مصر پس از انقلاب ومطرح کردن توده ها به عنوان قهرمانان سرنوشت ساز کشورها مسئله ی«تعهد» در ادبیات وهنر را برای اولین بار در ادب عرب مطرح ساخت.

جواب سوال10:شعر امروز عرب یکی از پربارترین شعرهای جهان پویای عصر حاضر است. شعری است که صراحت دارد خشمگین است ومدت هاست پوسته های سخت محافظه کاری را ترکانده است واز اعماق حنجره با تمام فریاد می زند:«من وجدان بیدار ملت عربم» این شعری است که حقیقت عریان آن به حدی ناباورانه وغافلگیرانه است که بسیاری تاب شنیدنش راندارند.این صراحت در انتخاب قالب وشکستن دیوارهای کهنه ی اوزان در شعر نو عرب که ازهر قید وبندی آزاد شده است دیده می شود.

جواب سوال11:خانم نازک الملائکه شلعر عراقی.

خودآزمایی درس23:

جواب سوال1:«اللاجئه زن آواره» از کامل سلیمان (شاعر لبنانی)

جواب سوال2:سه ویژگی عمده داشت:1) شعر شاعران بیانگر عواطف احساسات وواکنش اعراب فلسطین است که به طور مستقیم در معرض مشکلات وواقع ناگوار ناشی از سلطه جویی اسرائیلی ها قرار داشتند.2) موضوع این اشعارمسائل ویژه ی روز مثل:فروش زمین به یهودی ها وماهیت رهبران وقت فلسطین بود.3) این اشعار برگسترش مبارزه علیه حکومت تحت الحمایه وصهیونیسم تاکید می ورزند وتوجه اعراب را به خطر موحشی که آینده ی یک سرزمین عربی راتهدید می کرد جلب می کنند.

جواب سوال3:                عبدالوهاب البیاتی؛محمد درویش؛سمیح القاسم؛جبراابراهیم جبرا وشاعران عرب غیر فلسطینی چون نزار قبانی.

جواب سوال4:اشعارشعرای فلسطین درباره ی رویدادها ورنج ها ومصایب مردم فلسطین است.

جواب سوال5:زیرا پس از این تاریخ بود که مشکل رویدادهای فلسطین به شکلی فراگیردر آثار ادبی غیر سیاسی منعکس شد.

جواب سوال6:در اشعار پیش از1948حضور مذهب چشم گیر است وپس از این تاریخ ملی گرایی وانسان دوستی به همراه مذهب در سطح گسترده ای مطرح می شود.

خودآزمایی درس24:

جواب سوال1:به طور کلی در دوران جدید دوگرایش عمده رادر ادبیات داستانی عرب می توان پی گرفت که عبارتنداز:گرایش تاریخی وگرایش اجتماعی.

جواب سوال2:جرجی زیدان بکی از نویسندگان روش فکر عرب است که می کوشد با طرح مباحث تاریخی وتطبیق آن بااجتماع کنونی عرب با ارائه ی الگوهای اخلاقی والا ورشادت ها ومردمی ها ومبارزه با فساد وتباهی تاریخ را باز گوکند.اومی کوشد تاریخ اسلام ومسائل آن رابه شیوه ای داستانی به مخاطبانش القا کند.از آثار اوست:ابومسلم خراسانی؛ دوشیزه ی قریش؛ فاجعه ی رمضان؛عروس فرغانه؛صلاح الدین ایوبی؛ زیبای کربلا؛ عباسه وجعفر برمکی؛ حجاج بن یوسف؛ احمدبن طولون.

جواب سوال3:اساسی ترین درون مایه های داستان ها وقصه های عرب عبارت اند از:

الف) بازگشت به خویشتن برای رهایی از ستم واحساس حقارت

ب) ارائه ی چهره ی واقعی جهان عرب به مردم برای ایجاد حرکت انقلابی

پ) رویارویی باسنت ها وجامعه ی سنتی عرب

ت) طرح مسائل عاشقانه ی غریزی وعرفان سطحی

ث) انعکاس زندگی مردم عادی(کشاورز؛پیشه ور؛کارگر) وعواطف واحساست آنها

ج) دعوت مردم به ستیز باغرب

چ) درون مایه ی اساسی بیشتر قصه های فلسطین؛پس ازاشغال فلسطین؛ مسئله ی اشغال وغصب سرزمین مقاومت است.

جواب سوال4:مصطفی لطفی المنفلوطی-دوضعف عمده ی آثار او عبارت انداز:1) این که او از جهت ابزار بیان ضعیف است ودر به کارگیری زبان کاستی هایی دارد.در زمینه ی ادبیات بینش عمیقی ندارد واز این رودر ارائه ی مطالب بامشکلاتی روبه رو میشود تا آن جا که ممکن است خواننده ی آثار خود را به سوء تفاهم وکج فهمی دچار سازد.به قول او لفظ رادرغیر ماوضع له  قرار می دهد.

2) ضعف دوم او ضعف فرهنگی است ودلیل آن ناآگاهی او از علوم مشرق زمین ونداشتن پیوند با مغرب زمین وتمدن آن است.ازاین رو اودر تفکرات اجتماعی خویش تا حدی سطحی وساده نگر است وبه سادگی دچار دگرگونی وبی ثباتی می شود.

جواب سوال5:زمینه ودرون مایه ی بیشتر قصه ها ی اوغم ها ممشکلات اقشار فرردست جامعه است که با ریشه یابی رگه های خود شیفتگی در آثار او می توان علت این همه غم واندوه را یافت.در قصه هایش نوعی گریز ازواقعیت وجود دارد که در پشت اشکهای اوپنهان است.

جواب سوال6:سه دوره:الف) دوره ی اول:چهره ها ی لبنانی که اودر این دوره به دردهای اجتماعی مردم لبنان می پردازد.(قیام علیه بی عدالتی) ب) دوره ی دوم: دوره ی چنین گفت زردشت که جبران در این دوره با تمام توان دربرابر هستی می ایستد ومی کوشد همانند نیچه؛ فیلسوف؛ مشهور؛ سخن می گوید.پ) دوره ی سوم یا مرحله ی مصطفی: فلسفه گرایی رارها می کند وبه آرامش می رسد ومی خواهد به مردم هنر وشجاعت زیستن بیاموزد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 20:2  توسط حسین امیدی  | 




 
 



 
 






 
 



 
 



 
 
 






 
 
 



 
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 20:21  توسط حسین امیدی  | 

تقدیم به بهترین ها




 
 



 
 



 
 



 
 






 
 



 
 



 
 
 






 
 
 



 
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 20:16  توسط حسین امیدی  | 

تقدیم به انسانیت




 
 
 



 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 20:13  توسط حسین امیدی  | 

نمونه سوالات ادبیات1 ترم اول

«به نام خدا»                     موضوع: ادبیات فارسی 1 رشته تحصیلی

نام و نام خانوادگی:               

1–

معنی ابیات و عبارات زیر را به نثر روان بنویسید.

الف) قطره ی دانش که بخشیدی ز پیش           متصل گردان به دریاهای خویش

 

ب)بدو گفت اریدون که رستم تویی               بکشتی مرا خیره از بد خویی

 

ج)بدو گفت کاین برمن از من رسید                زمانه به دست تو دادم کلید

 

د)دهنده ای که خواستن  از او نیست خوش گوار.

 

 

ه)بی ادب  تنها نه خود را داشت بد                  بلکه آتش بر همه آفاق زد

 

 

5

2-

 در جمله ( تا باد و آب و خاک و آتش  در آفرینش بر کار است و گل بر شاخسار هم بستر خار) منظور

از قسمت خط کشیده چیست؟

2

3–

   معنی لغاتی که  زیر آن خط کشیده را مشخص نمایید.

الف) گوش پند نیوشان آواز او شنود.

ب)خدایی اوراست درخورنده.

ج) چو سهراب شیر اوژن او را بدید.

 

3

4–

 حماسه چیست و ویژگی اصلی حماسه کدام است؟

 

 

 

1

5-

ادبیات چیست؟

1

6–

خلاصه ای از داستان رستم و سهراب را در پنج خط یا بیشتر بنویسید.

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                  

       بهتر است دوبار بپرسید تا اینکه یک بار راهتان را گم کنید.

3

 
 

 نمونه سوال۲

                   «به نام خدا»                           موضوع: ادبیات فارسی 1

     نام و نام خانوادگی:

1–

معنی ابیات و عبارات زیر را به نثر روان بنویسید.

الف) صد هزاران دام و دانه است ای خدا                                                 ما چو مرغان      حریصی      بینوا

 

ب)جهان آفرین تا جهان آفرید                             سواری چو رستم نیامد     پدید                     

 

ج)از این خویشتن کشتن اکنون چه سود؟                              چنین رفت و این بودنی کار بود

 

د) چشم تشنه چو کرده بود تباه                                                           آب ناداده کرد همت راه

 

ه) بر اثر ناله رفت.

 

ی) سمک و آتشک نگاه می داشتند تا قطران بخفت.

 

 

6

2-

  مصراع ((زمانه  بیامد نبودش توان))  یعنی چه؟

 

1

3–

   معنی لغاتی که  زیر آن خط کشیده را مشخص نمایید.

الف) ای برادر هیچ مهدی  به دست توانی آوردن؟

ب)سمک جلباب بر روی مهد فرو گذاشته.

ج) از جای برآمد از زخم قفا.

د) دختر خود را به مفلسی چون او نخواهد داد.

ی)قطران را با تمکین تمام آوردم.

ه)فصلی در منقبت برترین فرستاده ی او آمده.

 

3

4–

 تفاوت مثنوی و غزل چیست؟

 

 

 

1

5-

داستان سمک عیار از کیست؟

5/

6–

(( اگر جان می خواهی سهل است)) یعنی چه؟

 

 

1

7

در جمله زیر ارکان تشبیه را مشخص نمایید.

                                           *  برش چون بر رستم زال بود.  *

 

 

1

8

منظور از چراغ  و   خاک در بیت های زیر چیست؟

 

  شر که آن دید، دشنه باز گشاد                                                                 پیش ان خاک تشنه رفت چو باد

 

   در چراغ دو چشم او زد تیغ                                                                          نامدش کشتن چراغ دریغ

 

1

9

هنری ترین نوع ادبیات  .......................................   است..

5/

 

نمونه سوال۳

الف) : بيت ها و عبارتهاي زير را به نثر ساده ي امروزي برگردانيد .

الف-1) عبارتهاي با ارزش نمره اي 25/

·   درود بر پيامبر بازپسين

·   به همه زباني نام او ستوده

·   در اين کار تعبيه اي هست

·   مرا نام آتشک است

·   او را قفايي مي زدند

·   سمک و قطران نگاه مي داشتند

·   شراب بسيار بر خود پيمود

·   از دور ناله اي شنيد بر اثر ناله رفت

·   هرم نفس مردم گرمشان کرد

·   فردا به سوي خانه ي خود عزيمت کنم

·   روي صورت جوان خون دلمه بسته

·   تازه پشت لبش سبز شده

·   صورتش گل انداخته بود

·   فردا شنبه روز قتل است

·   شب شبي بي کران بود

·   آخرين کارهاي مانده را راست و ريس مي کنند

·   در آن ذي حياتي نفس نمي کشد

·   مي خواهيم در ميان ما حکم شوي

·   من دختر دريا و نماينده ي اقيانوس مواجم

·   قطران بر خود گرفت که اين کار بکند

·   اي آتشک رها مکن که مرا به سيلي بکشند

الف-2) عبارتهاي با ارزش نمره اي نيم

·   تو مرا برخويشتن گير

·   خدايي اوراست درخورنده

·   دهنده اي كه خواستن جز از او نيست خوش گوار .

·   در پاي افكنده ي گردن كشان از سروري .

·   هول عياري اي کرده است

·   پدر را نبايد که داند پسر

·   که باشد که مرا به حيلت بربندد؟

·   سمک عيار پيش خورشيد شاه برپاي بود و خدمت مي­کرد.

·   اگر جان مي­خواهي سهل است.

·   گوش پند نيوشان آواز او شنوده

·   زدش بر زمين بر به کردار شير

·   سبک تيغ تيز از ميان بر کشيد

·   سمک عيار سوگند خورد که تو را نيازارم و به جان زينهار دهم

·   اي برادر هيچ مهدي به دست تواني آوردن

·   شر به سبب خبث طينت آن را نپذيرفت

·   بيماري آبله ديدگانش را تباه ساخته بود

·   مقبل آن کز خداي گيرد پشت

·   بگير و ببر زنده بر دار کن          وزو نيز با من مگردان سخن

الف-3) عبارتهاي با ارزش نمره اي هفتاد و پنج صدم

·   هر آن كه از روي ناداني نه او را گزيد ، گزند او ناچار بدو رسيد .

·   از خدا جوييم توفيق ادب                        بي ادب محروم شد از لطف رب

·   قطران از جاي بر آمد از زخم قفا

·   چشم از دست رفته گشت درست            شد بعينه چنان كه بود نخست

·   سياس و آفرين ايزد جهان آفرين راست .

·   دهنده اي كه خواستن جز از او نيست خوش گوار .

·   سي غلام را بفرمود تا سليح پوشند و تيغ ها بر كشند

·   دو استر به دست آور که تو اين جايگاه گستاخي تا من ترتيب قطران کنم

·   در چراغ دو چشم او زد تيغ       نامدش کشتن چراغ دريغ

·   از چه اي کل با کلان آميختي         تو مگر از شيشه روغن ريختي

·   تو در شبروي و عياري دستي داري

·   مرا مشاطه ي صبح و زينت بخش رياحين و ازهار مي نامند

·   پروردگارا قدرتي به من بخشا تا روح خود را از تعلق به جيفه هاي ناچيز روزگار بي نياز کنم

·   سعي کرده اند که نه کرسي فلک را از پاي قزل ارسلان بکشند

·   سمک را ديد آن زمام گرفته و جلباب به روي مهد فرو گذاشته

·   چنان که از جاي برآمد از زخم قفا

·   جهان آفرين تا جهان آفريد     سواري چو رستم نيامد پديد

·    الف-4) عبارتهاي با ارزش يک نمره اي

·   ز كف بفكن اين گرز و شمشير كين               بزن جنگ و بيداد را بر زمين

·   از اين خويشتن كشتن اكنون چه سود ؟               چنين رفت و اين بودني كار بود

·   از آن پس بسازيد سهراب را                   ببنديد يك شب بر او خواب را

·   من بر آن ستيزه كه مرا قفا زدند تو را بياوردم تا داد ايشان از تو بگيرم .

·   واي بر جان تو كه بد گوهري              جان بري كرده اي و جان نبري

·   خرامان بشد سوي آب روان      چنان چون شده باز جويد روان

·   کار پاکان را قياس از خود مگير      گر چه ماند در نبشتن شير و شير

·   صد هزار ابليس آدم روي هست        پس به هر دستي نبايد داد دست

·   دل من همي بر تو مهر آورد        همي آب شرمم به چهر آورد

·   چو سهراب شير اوژن او را بديد            ز باد جواني دلش بر دميد

·   واي بر جان تو که بد گهري      جان بري کرده اي و جان نبري

·   خاک مظهر فقر مخلوق در برابر غناي خالق است

·   از عمر من آنچه هست بر جاي          بستان و به عمر ليلي افزاي

·   بيچارگي ورا چو ديدند           در چاره گري زبان کشيدند

ب:معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد . (ارزش نمره اي هر لغت 25/ است)

 روزي رستم براي شكار به نخجير گاهي  نزديك مرز توران روي نهاد// ز تن خون و خوي  را فرو ريختند// آتشك دو استر  به دست آورد .// شر به سبب خبث طينت  آن را نپذيرفت . // من با تبختر گفتم : هر كدام جداگانه به او هديه مي دهيم // تواني به من عطا فرما كه در برابر گستاخ و مغرور ، زانوي دنائت خم نكنم .// صورت نيك از خوشحالي گل انداخت .// دهنده اي كه خواستن جز او نيست خوش گوار .// اميدوارم مهرباني دلها و هم بستگي ها و گذشت ها هيچ گاه به ختام نر سد .و لغات ديگر ازقبيل:

هوروماه       دشنه       دادار   ناوک    تمکين        تاجور          دغا        حاذق         کل          گبر        منقبت     ايدون     طلايه        بدرقه         لعل        مفلس     ازدحام          سوله       جلباب      شبيخون       انبان

و....  (بايد توجه داشت که لغات حتما در سطح جمله باشد و از طرح لغات به صورت واحد و خارج از جمله خوداري شود)

دانش هاي ادبي : (برخي از سؤالات اين قسمت جهت فراگير بودن به صورت کلي طرح شده است لذا در طرح سؤال امتحاني بهتر است که يک قسمت از سؤالات مطرح شود)

·   تعريف زير كدام قالب شعري را معرفي مي كند ؟                « چند بيت هموزن كه مصراع هاي زوج آنها هم قافيه است :

·   مفهوم هر يک از اصطلاحات مقابل را بنويسيد:          درام             تراژدي            کمدي

·   در عبارت زير بين کدام کلمات سجع وجود دارد:         گره گشاي هر بندي, آموزنده ي هر پندي

·   حماسه را تعريف کنيد و ويژگي هاي آنرا بنويسيد.

·   قافيه و رديف را در بيت زير مشخص کنيد:         بپيچيد و زان پس يکي آه کرد         ز نيک و بد انديشه کوتاه کرد

·   ادبيات نمايشي در غرب به چند دسته تقسيم مي شود ؟ نام ببريد ؟

·    شاهنامه ي فردوسي به چند بخش تقسيم شده است ؟ نام ببريد ؟

·   معروف ترين سراينده ي داستان هاي بزمي در ادب فارسي كيست ؟ اثري از او نام ببريد ؟

·    در هر يك از ابيات زير چه آرايه اي وجود دارد ؟          جهان را بلندي و پستي تويي             ندانم چه اي هر چه هستي تويي

·   استعاره را در ابيات زير مشخص کنيد:

-  شر كه آن ديد دشنه باز گشاد             پيش آن خاك تشنه رفت چو باد

- در چراغ دو چشم او زد تيغ              نامدش کشتن چراغ دريغ

- سبک تيغ تيز از ميان بر کشيد                  بر شير بيدار دل بر دريد

·   اصلي ترين مسائل ادبيات پايداري چيست؟

·   در عبارت زير بين کدام يک از کلمات آرايه ي مراعات النظير وجود دارد؟   ناگهان نوري از شرق تابيد/ خون خورشيد/ آتشي در شفق زد/ مردي از شرق برخاست/ آسمان را ورق زد

·   به شعرهايي که وزن و گاه قافيه هم دارند اما در آنها طول مصراع ها مساوي نيست چه مي گويند؟

·   موضوع اصلي و وظيفه اساسي ادبيات نمايشي را بنويسيد؟

·   مشبه » و « مشبه به » وجه شبه و ادات تشبيه را در مصراع زير بيابيد:            لبش چون گل سرخ شاداب بود

·   چند مورد از نمونه هاي ادبيات نمايشي که از دير باز در ايران اجرا مي شده است نام ببريد.

·   اين مهرباني ها را كي و كجا ديده ؟ آن هم از مردمي كه تمام عمر در لاك خودشان بوده اند . تمام عمر در لاك خودشان بودند كنايه از چيست ؟

·   نام صاحبان اين آثار را بنويسيد .

هفت پيكر :               تاريخ جهانگشا :             ريشه در ابر :           مثل چشمه مثل رود :             سمک عيار             داستان هاي دل انگيز ادبيات فارسي

خودآزمايي( با ارزش نمره اي هر سؤال نيم نمره)

·   مقصود از جمله ي « شير آمدي يا روباه » چيست ؟

·   با توجه به مصراع « به گردان لشكر سپهدار گفت » مقصود از سپهدار چه كسي است ؟

·   مصراع « زمانه بيامد نبودش توان »‌يعني چه ؟          

·   هدف سهراب از لشکرکشي به ايران چه بود

·   افراسياب از فرستادن سپاه به ياري سهراب چه هدفي داشت؟

·   منظور از جمله ي پاياني اين عبارت چيست:  "درود بر ياران گزيده او باد تا باد و آب و آتش و خاک در آفرينش بر کار است

·   تفاوت مثنوي با غزل را بنويسيد.

·   پيام اصلي داستان طوطي و بقال چيست؟

·   معادل امروزي فرو بريم(در عبارت :بگذار تا فردا داري در ميدان فرو بريم) و قفا زدن چيست؟

·   محوري ترين پيام داستان خير و شر چيست؟

·   در بيت: آمد آورد پيش خير فراز       گفت گوهر به گوهر آمد باز" مقصود از گوهر اول و دوم چيست؟

·   مقصود نويسنده از "هنرمندان بسياري خود را به قطار رساندند" چيست؟

·    بيت "از عمر من آنچه هست بر جاي        بستان و به عمر ليلي افزاي"   بيانگر کدام خصلت مجنون است؟

درک مطلب( با ارزش نمره اي هر سؤال نيم نمره)

·   با توجه به اين شعر به سؤالات پاسخ دهيد:   -من تفنگم در مشت / كوله بارم بر پشت / بند پوتينم را محكم مي بندم / مادرم آب و آيينه و قرآن در دست / روشني در دل من مي‌بارد/ پسرم بار دگر مي پرسد/ تو چرا مي جنگي/ با تمام دل خود مي گويم / تا چراغ از تو نگيرد دشمن

الف) بند پوتين را محكم بستن كنايه از چيست ؟

ب) شاعر در ابيات بالا به چه سنتي اشاره كرده است ؟

ج) مقصود از « روشني در دل من مي بارد » چيست ؟

د)معادل از صميم قلب" را در کدام مصرع شعر مي يابيد؟

ه) منظور از " چراغ" در مصرع آخر چيست؟

·   با توجه به اين عبارت به سؤالات پاسخ دهيد:  قطران بر خود گرفت كه اين كار بكند و انگشتري به من داد تا چون تو را پيش وي برم ، از عهده ي كار من بيرون آيد

الف) عبارت « بر خود گرفت » به چه معناست ؟

ب) عبارت « انگشتري به من داد » بيانگر چه مفهومي است ؟

·   در بيت مقابل منظور از "خاک تن چيست؟         قطره ي علم است اندر جان من             وارهانش از هوا وز خاک تن

·   با توجه به بيت مقابل رستم چه حالي داشت:      وزان آب چون شد به جاي نبرد        پر انديشه بودش دل و روي زرد

·   در عبارت مقابل به کدام يک از ارکان نماز اشاره شده است:  "خاک مظهر فقر مخلوق در برابر غناي خالق است معناي آنکه در نماز پيشاني بر خاک مي گذاري همين است"

·   در بيت مقابل منظور از "حلقه در گوش نهادن"  چيست؟        آمد سوي کعبه سينه پرجوش        چون کعبه نهاد حلقه در گوش

·   با توجه به اين شعر به سؤالات پاسخ دهيد

چو رستم ز دست وي آزاد شد                      به سان يکي تيغ پولاد شد

بخورد آب و روي و سر و تن بشست            به پيش جهان آفرين شد نخست

همي خواست پيروزي و دستگاه                     نبود آگه از بخشش هور و ماه

الف) کلمات قافيه در بيت اول کدامند؟

ب)در کدام بيت به خداپرستي رستم اشاره شده است؟

ج) " به سان يکي تيغ پولاد شد " به چه معناست؟

د) رستم از خدا چه چيزهايي مي خواست؟

·   با توجه به اين شعر به سؤالات پاسخ دهيد                  به گردان لشکر سپه دار گفت                  که اين راز که بايد که ماند نهفت

                                                                                  پدر را نبايد که داند پسر                    که بندد دل و جان به مهر پدر

                                                                                  مگر کان دلاور گو سالخورد                     شود کشته بر دست اين شير مرد

الف)منظور شاعر از راز چيست؟

 نمونه سوال۴

ردیف

متن سؤالات

نمره

الف

1

حفظ شعر : جاهای خالی بیت‌های ناتمام زیر را با کلمات مناسب کامل نمایید . ( 4 مورد )

وزان دل‌خستگانت راست ............. فراهم            /   تو را من .................. در راهم .  

5/0

2

در آن نوبت که بندد دست .............. به پای سرو کوهی دام    /    گرم ............... یا نه   /   من از یادت نمی‌کاهم .

5/0

3

ما را سر باغ و بوستان نیست      ..................................

5/0

4

................................            آسوده که بر کنار دریاست .

5/0

ب

 

در عبارات و مصراع‌های زیر معنی لغات مشخّص شده را بنویسید .(برای هر لغت تنها یک معنی کافیست . )

1 - راهی به مراتب قُرب نداری .

2 - مرا زینت‌بخش ریاحین و ازهار می‌نامند .

5/0

3 - معلّم از مخمصه رسته بود .

    4 - زیب از بنفشه دارد و از نازبوی ، بوی .

5/0

5 - حاکم جیره و مواجب این همه جمعیّت را از کجا می‌دهد ؟            

 6 - اشتر طلبید و محمل آراست .

5/0

7 - تحصیل باید با فراغ‌بال و تأنّی انجام گیرد .                                     

 8 - بعد از دو سال تازه سر حرف من افتاده‌اند.

5/0

پ

1

دانش‌های ادبی   ( 3 نمره / 11 سؤال )

هر یک از توضیحات زیر درباره‌ی چه کسی است ؟

الف ) او از خدمتگزاران صدیق جمهوری اسلامی ایران ، فیلم‌ساز و سردبیر مجله‌ی ادبی سوره بود . از آثار تلویزیونی او می‌توان به مجموعه‌های « خان‌گزیده‌ها » و « روایت فتح »‌ اشاره کرد .

ب ) نقّاش و شاعر معاصر که در کاشان متولّد شد. شعر او ساده ، بی‌آلایش و لبریز از مفاهیم عرفانی است. کتاب او« اتاق آبی » نام دارد .

 

 

25/0

 

25/0

2

کدام کتاب زیر از نظر نوع ادبیّات تعلیمی با بقیّه متفاوت است ؟

الف ) گلستان ب )‌ بوستان   ج )‌ قابوس‌نامه   د )‌ گلشن راز

25/0

3

کتاب شعر « مثل چشمه ، مثل رود » از کدام شاعر معاصر زیر است ؟

الف )قیصر امین‌پور  ب ) محمّدرضا عبدالملکیان  ج ) نیما یوشیج

25/0

4

پر کنید : شعر« در امواج سند » در قالب ............... سروده شده است .

25/0

5

پر کنید : گونه‌ای از ادبیّات که بیانگر عواطف و آرزوها و غم‌ها و شادی‌های انسان است ، ادبیات ............ نام دارد .

25/0

6

پر کنید :« محمّدتقی بهار » قصیده را به سَبْک ......... می‌سرود .

25/0

7

ارزشمندترین اثر « علّامه دهخدا » چه نام دارد ؟‌

25/0

8

در بیت زیر کدام کلمات ردیف هستند ؟

 کنون رزم سهراب و رستم شنو   دگرها شنیدستی این هم شنو

25/0

9

در جمله‌ی « کم کم شهری سپید پوش به استقبالمان می‌آید . » کدام آرایه‌ی ادبی زیر به کار رفته است ؟

 الف ) ‌تشبیه    ب ) استعاره    پ ) ‌تشخیص     ت ) کنایه

25/0

10

کدام بیت زیر مراعات نظیر دارد ؟

   الف ) بیستون بر سر راه است مباد از شیرین     

                             خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید .

 ب )  گفتند به اتفاق یک‌سر      کز کعبه گشاده گردد این در

25/0

11

در شعر زیر «‌ مشبّه » ‌یا «‌ مشبّهٌ‌به »‌ را مشخّص کنید .

هر دم به روی من/ گویدعدوی من/کاین شیوه دری تو  / چون دود می‌رود .

25/0

ت

1

خودآزمایی

با توجّه به داستان «‌خیر و شر »‌ منظور از «ریگ آبدار »‌در بیت زیرکیست ؟

    حالی آن لعل آبدار گشاد          پیش آن ریگ آبدار نهاد

5/0

2

با توجّه به درس «در امواج سند»منظور از « ‌سدّ روان »‌ در بیت زیر چیست ؟

از این سدّ روان در دیده‌ی شاه   ز  هر موجی هزاران نیش می‌رفت .

5/0

3

« ‌هلن کلر » پس از بیماری به وسیله‌ی کدام یک از حواس پنجگانه‌ی خود با جهان خارج ارتباط داشت ؟

5/0

4

اصطلاح « ‌به روی بزرگوار خود نیاوردن »‌ کنایه از چیست ؟

5/0

5

منظور از « ‌لباس می‌پوشد تا خود را بپوشد . ‌» چیست ؟

5/0

6

منظور از جمله‌ی «‌ هم‌چون مروارید در دل صدف کج و کوله سال‌ها بسته ماند . » چیست ؟

5/0

ث

1

درک مطلب

با توجّه به ابیات :

   جوانی نکو دار کاین مرغ زیبا        نمانَد در این خانه‌ی استخوانی

   متاعی که من رایگان دادم از کف    تو گر می‌توانی مده رایگانی

الف ) منظور از «‌خانه‌ی استخوانی » ‌چیست ؟           

ب )‌ در بیت دوّم کدام کلمه استعاره است ؟

5/0

2

در بیت«دلیر جوان سر به گفتار پیر  / بداد و ببود این سخن دل‌پذیر»،«‌دلیر جوان » و «‌ پیر »‌ چه کسانی هستند؟

5/0

3

منظور از «‌ دریای خون »‌ در بیت زیر چیست ؟

درآن دریای خون در قرص خورشید  غروب آفتاب خویشتن دید .

5/0

4

با توجّه به شعر « من تفنگم در مشت    /    کوله‌بارم بر پشت   / بند پوتینم را محکم می‌بندم »‌  بند پوتین را محکم بستن کنایه از چیست ؟

5/0

5

مفهوم مصراع دوّم بیت« گفتند به اتّفاق یک سر       کز کعبه گشاده گردد این در   »  چیست ؟

5/0

6

مفهوم کنایی «‌ پی بردیم راه دست خودش هم نیست . » را بنویسید.

5/0

7

معادل امروزی عبارت‌های « بخواستم رفت » و « برنشین » را بنویسید .

5/0

8

مقصود از« خورشید علم » در عبارت« در قبرستان بقیع آن سنگ سوّمی قبر خورشید علم است . » کیست ؟

5/0

ج

1

معنی و مفهوم بیت‌ها و عبارت‌های زیر را به نثر روان امروزی بنویسید .

خدایی اوراست درخورنده .

 

25/0

2

چنان نباشیم که خود را فقط تن بینگاریم .

25/0

3

احدی اعتنا به شأن او نمی‌کند .

25/0

4

سه ماه بود که موی سر بازنکرده بودیم .

25/0

5

در این کار تعبیه‌ای هست .

5/0

6

به موج آویز و از ساحل بپرهیز .

5/0

7

صوفیّه برای اعتکاف در مسجد خلوت می‌گـُزیدند .

5/0

8

چون بسی ابلیس آدم‌روی هست پس به هر دستی نشاید داد دست

75/0

9

جهد کن اگرچه اصیل و گوهری باشی ، گوهر تن نیز داری  که گوهر تن از گوهر اصل بهتر بُوَد .

75/0

10

آن کسی را که در این مـُلک سلیمان کردیم   

ملّت امروز یقین کرد که او اهرمن است .

1

11

از جلوه‌ی سبز و سرخ طرح چمنی ریزم        

 گشته است خـُتن صحرا از بوی دلاویزم .

1

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 20:31  توسط حسین امیدی  | 

امتحان درس به درس زبان فارسی 1

سوالات درس به درس زبان فارسی 1
درس اول ۱- عبارت زير را با كلمه‌ي مناسب تكميل كنيد . « زبان يكي از جنبه‌هاي ...... وجود انسان است » 2- يكي از جنبه هاي راز آميز وجود انسان را نام ببريد . 3- چرا استفاده از زبان بسيار آسان است ؟  4- عبارت زير را با كلمه هاي مناسب تكميل كنيد «يكي از دشواريهاي شناخت زبان .... و ..... بيش از حد آن است .» 5- چرا شناخت زبان دشوار است 6- چرا زبان پيچيدگي دارد ؟ 7- اگر انسان از زبان بي‌بهره بود چه اتفاق مي افتاد ؟ 8- آيا دشواري شناخت زبان تنها ناشي از پيچيدگي و گستردگي بيش از حد آن است ؟ 9- سه كلمه بنويسيد كه وجود خارجي ندارند اما چون در زبان ما بكار رفته‌اند ، براي آنها بيرون از ذهن خود قايل به وجود خارجي شده‌ايم . 10- چرا زبان را بايد آموخت و شناخت با مثالي توضيح دهيد . 11- شناخت زبان به چه چيزهايي نياز دارد ؟ ۱۲-زبان چيست ؟ 13- زبان را در عبارتي كوتاه تعريف كنيد . 14- چرا پيش از آن كه كلمه‌ي (كيوي ) در زبان فارسي پيدا شود ، بود و نبود اين ميوه براي فارسي زبانان يكسان بود ؟ 15- مقصود از ارتباط زباني چيست ؟ 16- منظور از نظام در تعريف زبان چيست ؟ 17- اجزاي سازنده‌ي زبان در درجه‌ي اول چيست 18- عبارت زير را با كلمات مناسب تكميل كنيد. الف – نشانه‌ي هر ..... است كه ..... داشته باشد . ب – انتقال پيام در ارتباط زباني معمولا در قالب ..... صورت مي گيرد . 19- چرا مي توان هر جمله را نمونه‌اي كوچك از نظام بزرگ زبان دانست ؟ 20- اركان اصلي تعريف زبان را بنويسيد . 21- جمله چيست ؟ 22- با ذكر دو مثال قابليت‌هاي زبان را در زندگي روزمره بنويسيد . 23- آيا شناخت زبان با توانايي استفاده از ان يكي است ؟ 24- در جمله‌ي ( عيد شما مبارك  ) چرا هر يك از اجزاي آن را يك نشانه مي ناميم  درس دوم 1-- هر جمله چند قسمت دارد ؟ با ذكر مثال بيان كنيد . 2- در جمله‌ي زير نهاد و گزاره را مشخص كنيد . « زنبور عسل شيره‌ي بهترين گلها را مي‌مكد . » 3- نهاد كلمه يا گروهي از كلمات است كه .... مي دهيم . 4- صاحب خبر همان ..... است . 5- چرا ( شناسه ) نهاد پيوسته ‌ي جمله است ؟ با ذكر مثال توضيح دهيد . 6- شناسه‌ي فعل معمولا در .... با نهاد مطابقت دارد. 7-هر گاه نهاد ، كلمه‌ي ( من ) باشد شناسه‌ي فعل ( .... ) است . 8- هر گاه ، كلمه‌ي (ما ) باشد شناسه‌ي فعل (.... ) است . 9- هر گاه نهاد ، كلمه‌ي ( شما ) باشد شناسه‌ي فعل ( .... ) است . 10- نشانه‌ي فعل چيست ؟ 11- با ذكر دو دليل نهادجمله‌ي زير را تشخيص دهيد .  «دانش آموز وارد كلاس شد . » 12-راه تشخيص نهاد چيست ؟ 13-هسته‌ي گزاره ... است . 14-نهاد اگر محذوف باشد با علامت (..... ) نشان مي دهيم . 15-در جمله‌ي زير نهاد و گزاره را تعيين كنيد . « علماي بزرگ دايم در لشگرگاه رفت و آمد داشتند . » 16-براي گزاره‌ي زير نهاد مناسب بنويسيد . «..... بر ضد ضحاك ستمگر قيام كرد . » 17-براي نهاد زير گزاره‌ي مناسب بنويسيد . « گلستان سعدي ..... » 18-زبان چگونه پديده‌اي است ؟ ( يك سطر توضيح دهيد . ) 19-واژه‌هاي زير  را به طور مناسب در جمله‌ي نمونه جانشين سازي كنيد و تغييرات لازم را انجام دهيد .                                                                                جمله                                                            نهاد                                  گزاره                                                                                                                               عقابها                                  بر ستيغ كوه آشيانه مي سازند                                               پرنده                                                                              جمله                                                       نهاد                                  گزاره                                                                                                                             پيرمرد                        كودكان را به خانه رساند                                                                                     كودك را                                                                                شما 20-نمودار جمله‌ي « انسان آگاه وظيفه‌اش را به خوبي انجام مي دهد » را رسم كنيد . 21-چرا جمله‌ي زير نادرست است ؟ توضيح دهيد و صحيح آن را بنويسيد .                                                                       « پروين اعتصامي شاعره‌ي متعهد و برجسته‌ي ايران است »  درس سوم 1-براي تبديل جمله‌هاي گفتاري به جمله‌هاي نوشتاري چه مواردي را بايد توجه كرد ؟ 2-در نوشتن بايد به اصل .... و ..... توجه كنيم . 3-براي تقويت مهارت نويسندگي چه راه هايي وجود دارد ؟ ( 4 مورد ) 4-براي خيال انگيز كردن نوشته ، مؤثرترين شيوه كدام است ؟ 5-هر گاه بخواهيم چيزي را توصيف كنيم بايد به چه خصوصيات آن توجه كنيم ؟ 6-يك صحنه يا منظره را چگونه توصيف كنيم ؟ 7-براي توصيف حالات روحي افراد به كدام ويژگي بايد توجه شود ؟ 8-براي توصيف وضع ظاهري افراد كدام ويژگيهاي فرد را بايد در نظر بگيريم ؟ 9-انواع نامه‌ها را بر حسب نوع نگارش و گيرنده‌ي آن نام ببريد . 10-كدام يك از گروههاي زير از نظر املاء درست است ؟ چرا ؟ الف : راي ، سائل ، جزء                   ب : راي ، سائل ، جزء 11-عبارت زير را از زبان گفتاري به زبان نوشتاري بنويسيد «فردا صب زود ، خاركش به جاي اين كه به صحرا بره ، رف به قصر حاكم ، به قصر كه رسيد متوجه شد اشرفيا نيس .» 12-چرا در تركيب «منشاء حيات » گذاشتن نشانه‌ي (-) كسره درست است ؟ 13-متن زير را اصلاح كنيد .« خانم سعيدي ليسانسيه‌ي زبان و ادبيات فارسي است . وي درباره‌ي ديوان پروين اعتصامي شاعره‌ي مشهور ايران مطالبي را بيان كرد .» 14-شرح حال پنجره‌ي كلاس را از زبان خودش بنويسيد . (4 سطر )  درس چهارم 1- اجزاي جمله‌هاي زير را مشخص کنید . الف : هوا روشن شد .           ب: دوستان ما خواهند آمد.      ج : مشركان بتها را مي پرستیدند.  د : فردوسي بيشتر داستان هاي شاهنامه را از روايت‌هاي پهلوي گرفته است . 2- گروه اسمي كه پس از حرف اضافه بيايد چه ناميده مي شود ؟ 3- در جمله ی «حسن به پدرش مي نازد » گزاره از چه اجزايي تشكيل شده است بنويسيد . 4- به  جمله ی « مشركان بتها را مي‌پرستيدند»يك گروه قيدي بيفزاييد . 5-  مسند را در جمله‌ي « ايران سرزمين دليران است.»مشخص كنيد . 6- كلمه يا گروهي از كلمات كه به فعل اسنادي نياز دارند چه ناميده مي شوند ؟ 7- نشانه‌ي مفعول چيست ؟ 8- كلمات زيررا با املاي مناسب‌تر آن ها با خط تحريري بنويسيد . سؤال                مسائل                      نئون                         لؤلؤ 9- مفعول را در جمله‌ي زير مشخص كنيد . «رستم پس از شكار، رخش را رها كرد» 10- در نموداري اجزاي جمله‌ي زير را مشخص كنيد . « زندگي چيست ؟ » 11- (( را )) نشانه‌ي كدام جزء جمله است ؟  درس پنجم 1- ويرايش يا ويراستاري را تعريف كنيد . 2- چرا هر نوشته‌اي بايد ويراستاري شود ؟ 3- ويراستار به چه كسي مي گويند ؟ 4- انواع ويرايش را نام ببريد . 5- «بررسي ظاهري و نظم و ترتيب بخشيدن به اثر »مربوط به كدام يك از انواع ويرايش است . نام ببريد . ۶- « بررسي جنبه‌ي علمي يا تخصصي يك اثر » مربوط به كدام يك از انواع ويرايش است ؟ نام ببريد . ۷-« بررسي جنبه‌هاي دستوري و نگارش و املايي »مربوط به كدام يك از انواع و.يرايش است نام ببريد . 8- بند ( پاراگراف ) چيست ؟ 9- براي هر يك از موارد زير چه نشانه‌ي نگارشي استفاده مي شود ؟ 1- بعد از منادا   2- براي جدا كردن عبارت و جمله‌ي معترضه      3- قبل از نقل قول 4-  براي جدا كردن روز ، ماه و سال 10- براي هر يك از موارد زير چه نشانه‌ي نگارشي استفاده مي شود ؟ 1- در پايان جمله‌هاي خبري       ۲- براي نشان دادن افتادگي كلمه يا كلماتي از يك نسخه‌ي خطي 3- براي بر شمردن اجزاي يك چيز  4- بين لغت و معناي آن            5- براي توضيح يك كلمه در پاورقي  6- براي دستورهاي اجرايي در نمايش‌نامه 11- جمله‌ي زير را مي توان با كمك علايم نگارشي دو گونه خواند هر دو گونه‌ي آن را بنويسيد . « بخشايش لازم نيست اعدامش كنيد» 12-در هر يك از عبات‌هاي زير نشانه‌هاي نگارشي مناسب به كار بريد . الف : عوامل مهم تربيت عبارتند از خانواده ، مدرسه ، معلم و                      ب : گاندي در حالي به وطن بازگشت 1917 كه شهرت خاص و عام يافته بود .  درس ششم 1- يكي از شگفتي‌هاي زبان انسان اين است كه هر چند نظام يگانه‌اي است ، شكل هاي بسيار متنوعي به خود مي گيرد . با ذكر مثال توضيح دهيد . 2- تفاوت زبان‌هاي انساني با زبان پديده‌هاي ديگر چيست ؟ 3- ويژگيهاي ذاتي زبان انسان را نام ببريد . (3 مورد ) 4- منظور از دوساختي بودن  زبان انسان چيست ؟ با ذكر مثال . 5- ساخت‌هاي معني دار كه از تركيب صداهاي بي معني هستند چه ناميده مي‌شوند ؟ 6- نشانه و جمله را با ذكر مثال توضيح دهيد . 7- مهمترين ويژگي زبان انساني چيست ؟0 8- جمله‌هاي نا  محدود را به كمك كدام ويژگي زبان مي سازيم ؟ 9- منظور از ويژگي ( زايايي )زبان انسان چيست ؟ 10- منظور از ويژگي ( نابجايي ) زبان انسان چيست ؟ 11- شكل‌هاي مختلف يك زبان را نام ببريد . (3 مورد ) 12- تفاوت معنايي كلمه‌ي زبان را در نمونه‌هاي زير بيان كنيد . خوراك زبان   ، زبان رنگها ، زبان فارسي ، زبان پرندگان 13- لهجه چيست ؟ با ذكر مثال توضيح دهيد . 14- گويش چيست  ؟ با ذكر مثال توضيح دهيد . 15- گويش‌هاي هر زبان معمولا به چهار دسته تقسيم مي‌شوند نام ببريد . 16- چه عواملي موجب تغيير و تحول زبان انساني مي‌شود . 17- فرق لهجه و گويش چيست ؟ 18- هر يك از گويش‌هاي زير مربوط به كدام گروه گويشي است ؟ 1- گويشي كه به ناحيه‌اي تعلق دارد .          2- گويشي كه متعلق به طبقه يا قشر اجتماعي خاصي است 19- سخن گفتن درباره‌ي « آدم برفي »مربوط به كدام ويژگي زبان انساني است ؟ 20- با كدام ويژگي زبان مي توانيم درباره‌ي چيزهايي كه اكنون وجود ندارند سخن بگوييم . 21- دو ساختي بودن زبان چه فايده‌اي دارد ؟ 22- براي هر يك از ويژگي‌هاي زايايي و نا به جايي زبان دو مثال بنويسيد .  درس هفتم 1- «تقرير » به چه معناست ؟ املاي تقريري چيست ؟ 2- چهار مورد از فوايد درس املا را بنويسيد . 3- مهارت هاي املاي تقريري را بنويسيد . 4- مهارت‌هاي ( گوش كردن ، بيان كردن ، نوشتن ، خواندن ) را به چه وسيله‌اي مي‌توانيم به دست آوريم . 5- كدام يك از واژه هاي زير نادرست است ؟ الف : گزارشات      ب : معلومات           ج: پيشنهادات           د: احساسات 6- كدام يك از دو جمله‌ي زير درست است چرا ؟ الف : نوع بيماري پس از تحقيقات و آزمايش هاي متعدد شناخته شد . ب : نوع بيماري پس از تحقيقات و آزمايشات متعدد شناخته شد .  درس هشتم ا-شخص ، زمان و نوع افعال زير را مشخص كنيد: خورده باشيم – گفته ايد- مي شناختم – خواهند پذيرفت – بخواني – دارد مي شنود- پخته باشي                                                          2- بن ماضي ومضارع اين افعال را مشخص كنيد: نقل مي كنند- گردآورد- نوشته شده است- مي شود بخواهيم – نمي دهد – نباشد- بازمي گويند.        انتخابي                                                      3- ساخت اول شخص مفرد را درهشت زمان ازمصدر " نهادن" بنويسيد. ( ماضي ساده ، استمراري بعيد،التزامي ،نقلي مضارع اخباري ، التزامي،آينده)                                                  4-ساخت دوم شخص مفرد را در هشت زمان از مصدر " ساختن " بنويسيد.                        5- ساخت سوم شخص مفرد را در هشت زمان از مصدر" ديدن " بنويسيد.                       6 - ساخت اول شخص جمع را در هشت زمان از مصدر" خواندن " بنويسيد.                     7- ساخت دوم شخص جمع را در هشت زمان از مصدر" شناختن " بنويسيد .                   8- ساخت سوم شخص جمع را در هشت زمان از مصدر" دويدن " بنويسيد.                      9- از فعل هاي "گزارده است"  ، "مي انباشتي "، " نمي آفرينند"  ، "مي آييم "   و " نگريسته باشد  "   بن ماضي  مضارع و مصدر و صفت مفعولي بسازيد. 10- فعل ها‌ي زير را با حفظ شخص به زمان‌هاي گذشته‌ي ساده ، نقلي و بعيد برگردانيد و مشخص كنيد كه در كدام فعل‌ها پس از تغيير ، شناسه به تهی     بدل شده است .  مي‌شنود ، خواهيد نوشت ، برويم ، خواهد ديد ، مي‌آوري 11- يك روز بهاري را در يك بند توصيف كنيد .  12- براي نشان دادن دو ساختي بودن زبان دو مثال بنويسيد . 13- املاي صحيح كلمات زير را با خط تحريري بنويسيد .  تهييه‌ي لباس ، تعين قيمت ، تحقيق و برسي ، عماق دريا ، تلاتم دريا ، نامه‌ي مذبور ، راجب درس ، تشكر و سپاس گذاري ، وحله‌ي اول ، مللوك گذشته  درس نهم 1.مقصود از زبان علمي و ادبي چيست ؟ توضيح دهيد . 2. ويژگيهاي زبان علمي چيست ؟ ( دو مورد ) 3. تفاوت زبان ادبي را با زبان علمي بنويسيد . 4. نوع نوشته‌ي زير را از نظر كاربرد زبان تشخيص دهيد .  " اصولا فعاليت‌هاي انسان از جمله گسترش هر چه بيشتر منابع باعث مصرف آب مي‌شود ، به خصوص كشورهاي در حال توسعه به منظور پيشبرد صنايع خود نياز مبرمي به آب دارند و اين ماده‌ي به ظاهر ارزان هم نقش حياتي در زندگي بشر و هم در صنعت دارد و به ندرت مي‌توان صنعتي را پيدا كرد كه در آن آب نقش حياتي نداشته باشد . " 5. "آسمان " و ابرهايش را به زبان ادبي توصيف كنيد .  6. عواملي را كه در نوشته‌ي ادبي كاربرد دارند ، نام ببريد . 7. زبان نوشته‌ي زير علمي است يا ادبي ؟ دليل آن را بنويسيد .  " ناگهان فرياد‌هاي هماهنگ اذان از هر گوشه بال مي‌گشايند و سر به هم مي دهند و چنان دامن گستر و آزاد راه مي‌گشايند كه گويي از همه سو به ساحل هستي مي‌خورند و به مشعر باز مي‌گردد . نسيم اذان بر اين كشتزار سپيد توحيد كه هيچ سقفي و سايباني وحدت شكوهمندش را نمي شكند ، مي‌وزد و بر آن نرم و خوش آهنگ موج مي‌افكند " 8. زمان فعل‌هاي زير را بنويسيد : بينديشند ، شود ، مطرح كنند  . 9. در حكايت زير آرايه هاي ادبي را مشخص كنيد :  " حكيمي پسران را پند همي داد كه جانان پدر ، هنر آموزيد كه ملك و دولت دنيا اعتماد را نشايد و سيم و زر در سفر بر محل خطر است ، يا دزد به يك بار ببرد يا خواجه به تفاريق بخورد . اما هنر چشمه‌ي زاينده است و دولت پاينده و اگر هنرمند از دولت بيفتد ، غم نباشد كه هنر در نفس خود ، دولت است ، هر جا كه رود ، قدر بيند و بر صدر نشيند و بي‌هنر ، لقمه چيند و سختي ببند . 10. غلط هاي املايي نوشته‌ي زير را بيابيد و اصلاح كنيد . الف- او به سمت كتابدار دبيرستان منسوب شده است . ب-. سهراب سپهري از شاعران ماثر ايران است . پ-حقيقت علم ، كمك به هم نوع خيش و كسب رضايت باري تعالا است . ت- سنگ‌هاي خورد را از زمين زراعي جم كرد . درس دهم 1- فعل قسمت ( الف و ب ) را از نظر گذرا و ناگذر  بودن مشخص كنيد . الف ) روزگار مي‌گذرد                          ب ) اتوبوس از روستاهاي نزديك اين جلگه مي‌گذرد . 2- فعلي در دو جمله بنويسيد كه در يك جمله " گذرا " و در جمله‌ي ديگر ناگذر باشد . 3-جمله‌ي زير چند جزئي است ؟ اين جمله گذر است يا ناگذر ؟ در صورت گذرا بودن نوع آن را مشخص كنيد : " امواج دريا در زير انوار طلايي خورشيد تلالؤ خيره كننده‌اي دارند . " 4-فعل‌هاي متن زير گذرا است يا ناگذر ؟ در صورت گذرا بودن نوع آن را مشخص كنيد . " سواركاران با شتاب مي‌تاختند تا از رود دجله بگذرند و با دشمنانشان سرسختانه بجنگند ، اما مبارزان سپاه مقابل راه را بر آنان بستند . " 5-مصدر " گسستن " را يك با به صورت ناگذرو يك بار به صورت گذرا در جمله اي به كار بريد . 6-از مصدر " گسستن " بن مضارع و ماضي بنويسيد . 7- مصدر " بريدن " را يك بار به صورت ناگذر و يك بار به صورت گذرا در جمله‌اي به كار ببريد . 8-بن ماضي و مضارع مصدر " بريدن " را بنویسید. 9-  مصدر  " سوختن " و " گداختن " را يك بار به صورت گذرا و يك بار به صورت ناگذر در جمله‌اي به كار بريد . 10-  بن ماضي و مضارع مصادر بالا را بنويسيد . 11-  فعل هاي زير را به صورت گذرا در آوريد . مي‌خوابي ، رسيده‌اند ، مي‌چكيد ، چرخيد ، دويديد 12-  هر يك از فعل‌هاي زير را به سه صورت ماضي ساده ، ماضي التزامي و مضارع التزامي بنويسيد . مي‌آورند ، دويده‌اند ، افكنده بودند ، مي‌برد ، ساخته است ، بپذيرند . 13-  با كلمات زير نوشته‌اي وصفي در يك بند بنويسيد . ژاله ، گل‌ها ، ابر ، آفتاب ، چكيد 14-  فعل " آمد " در دو جمله‌ي زير گذر است يا ناگذر ؟ الف – من آمدم كه شما را ببينم .    ب – من اين همه راه را آمدم كه شما را ببينم . 15-  نمودار درختي جمله‌ي زير را به گونه‌اي رسم كنيد كه اجزاي اصلي آن مشخص شوند . " فصل تابستان كم كم جاي خود را به پاييز مي دهد . " 16-  در متن زير فعل‌هاي گذرا و نوع آن را مشخص كنيد . " آفتاب بامدادي نور طلايي خود را به دشت هديه كرده بود . پس از نم نم باراني كه شب گذشته دشت را شسته بود ، لاله ها پر از طراوت و زيبايي شده بودند . " 17-  نمودار درختي جمله‌ي  زير را رسم كنيد و اجزاي اصلي آن را نام گذاري كنيد . " پرنده‌اي پرهاي خود را شست "  درس يازدهم ۱-منظور از مقايسه چيست ؟ ۲-هدف از مقايسه چيست ؟ ۳-جاي خالي را پر كنيد : معمولا مقايسه‌ ميان دو امري صورت مي گيرد كه بتوان آنها را در ......................... قرار داد از اين رو اعتبار مقايسه بايد همواره ....................... باشد. مقايسه از اين جهت كه مفهومي را در مقابل مفهومي ديگر قرار مي‌دهد روشنگر است . بدين لحاظ سزاوار است كه طرفين مقايسه ................. باشند . مقايسه در حكم .................. است . ۴-در آيه‌ي زير از چه شيوه‌اي براي بيان مطلب استفاده شده است ؟ " مثل كساني كه اموالشان را در راه خدا مي‌بخشند هم چون دانه‌اي است كه هفت خوشه مي‌روياند و در هر خوشه اي يكصد دانه و خداوند براي هر كس كه بخواهد پاداش را چند برابر مي‌كند " ۵-"آزادي " را با چه چيزهايي مي‌توان مقايسه كرد ؟ ۶-چرا كاربرد واژه‌هاي " ناچاراً " و " تلفناً " نادرست است ؟ ۷-شكل صحيح و فارسي واژه‌هاي زير را بنويسيد . جاناً – گاهاً – پيشنهادات – دوماً – زباناً – باغات – گزارشات – تلگرافاً. ۸-آيا كاربرد واژه‌هاي " گزارشات " صحيح است ؟ چرا ؟ ۹-در جمله‌ي : پيامبر اسلام – صلي الله – فرمود : من معلم بر انگيخته شدم " كاربرد جمله‌ي دعايي با ذكر " صلي الله " درست است يا خير ؟ چرا ؟   درس دوازدهم ۱-هسته‌ي گروههاي اسمي زير را مشخص كنيد و نمودار هر يك را رسم كنيد .  شركت ملي پخش و پالايش ايران – هر انسان شريف – همه كس – يك رديف نرده – همان سه گلدان گل – آشيانه‌ي پرنده – امواج خروشان دريا – داستان اين پنج نفر - ۲-در جمله‌هاي زير كلمات مشخص شده ، كدام شناس و كدام ناشناس هستند ؟ علي ! به خانه برگرد – به باغي رفتم – آن شب نيز ماه با درخشش وصف ناپذيري از راه رسيد . آيا امروز شما فلاني را ديده‌ايد . امانتي را كه از دوستم قرض گرفته بودم به او برگرداندم . ۳-با يكي از راه‌هاي چهارگانه‌اي كه خوانده‌ايد ، مشخص كنيد كدام يك از واژه هاي زير اسم است ؟ پارچه ، تعجب آور ۴-در كدام مورد اسم جنس ديده مي‌شود ؟  الف-مادر فريدون او را به البرز كوه برد .            ب- انسان موجود پر رمز و رازي است . ۵-اسم‌هاي زير را با علامت يا علامت هاي مناسب جمع ببنديد .  پارسا - دانشجو - فرمايش-زانو  -  رياضي -  بند- سبزي-  ميوه ۶-تعريف گروه را با ذكر يك مثال بنويسيد . ۷-واژه‌ي درخت را يك بار به صورت شناس و يك بار به صورت ناشناس و يك بار به صورت اسم جمع در سه جمله به كار بريد . ۸-جمع مكسر واژه‌هاي زير را بنويسيد . راي – دعا – كاسب – قله – شاهد – كتاب – حال ۹-در سه جمله‌ي زير نوع واژه‌ي " لباس " را از نظر شناس و ناشناس و جنس مشخص كنيد . الف- لباس ، بدن را از سرما و گرما حفظ مي‌كند .          ب-او لباس را از فروشگاه مخصوص مي خرد . پ- لباسي را كه دوست داشتم خريدم . ۱۰-هر يك از اسم‌هاي زير را در جمله‌اي قرار دهيد . كشور ، گل نرگس ، دانشگاه ، كيف ۱۱-ساخت  اسم‌هاي زير را مشخص كنيد . ( ساده ، مشتق ، مشتق مركب ) پلكان – نرده – باغستان – بينش – باغچه – زرين – سربازخانه – سراپا – سروسامان – بي‌ادب – دانشنامه – رختخواب – نامرد – گريه ۱۲-از اسم‌هاي زير كدام خاص و كدام عام است . علت را بنويسيد . حسين – بيابان – غذا – دوستي – مرجان – كرج – اخلاق ۱۳-در متن زير گروه‌ها را مشخص كنيد ، هسته‌ي گروه اسمي را بيابيد و نقش دستوري هر گروه را بنويسيد . «اين شعر زيباي سعدي ، همه روزه براي رهگذران نكاتي را تداعي مي كند . » ۱۴-در جمله‌ي بالا ساخت اسم هاي : زيبا ، همه‌روز  و رهگذران را بنويسيد .  ۱۵-در همان جمله نوع اسم‌هاي : شعر ، سعدي و رهگذران را در متن بالا از نظر شناس يا ناشناس بودن بنويسيد . ۱۶-اسم هاي  خاص جمله بالا را مشخص كنيد .  درس سيزدهم 1.خط شبه نسخ چه خطي است ؟ 2. مزاياي خط شبه نسخ را بنويسيد . 3.خط تحريري را معرفي كنيد . 4. فوايد به كارگيري خط تحريري را بنويسيد . 5.خط معيار براي دست نوشته هاي ما چه خطي است ؟ چرا ؟ 6. شكل صحيح املايي اين گروه كلمات را بنويسيد . هله‌اي ابريشمين – حسول نتيجه – خطام پايان – اهرار و آزادگان – ادبيات تاثير گزار – سرمنزل قايي – زينت بخش اظهار و گل‌ها – مشاته‌ي صبح – فرياد خان گذيده‌ها – برگ ثمن 7. تفاوت خط شبه نسخ و تحريري چيست ؟                          8. كدام خط به خط نستعليق نزديك است  درس چهاردهم ۱-مواد توصيف را نام ببريد . ۲-چه چيزهايي مواد توصيف را مي‌سازند ؟ ۳-مقصود از توصيف چيست ؟ ويژگي هاي آن را بيان كنيد . ۴-آيا توصيف تنها در نوشته‌هاي داستاني و شعر و گزارش و سفرنامه كاربرد دارد ؟ توضيح دهيد .  ۵-آيا لازم است در توصيف از همه‌ي جزئيات سخن گفت ؟ توضيح دهيد . ۶-عناصر خيال در توصيف چه نقشي دارند و چرا از آنها در توصيف بهره مي‌گيريم ؟  ۷-به كار گيري واژگان مناسب چه تاثيري در توصيف دارد ؟ ۸-جاي خالي را پر كنيد . براي استفاده از صفت ، فعل و قيد مناسب در توصيف ، نويسنده بايد ضمن بهره‌مندي از ............................. الفاظ كافي و در خوري در ذهن داشته باشد تا بتواند در هر موقع تعبيري مناسب بياورد . ۹-بنويسيد هر يك از انواع توصيفات زير ( ص 72و73 كتاب ) براي بيان چه مقصودي است ؟  ۱۰-مفرد جمع‌هاي مكسر زير را بنويسيد .  احرار  - قلاع – قرا – ادله – نسخ – فلاسفه – تجار – مكاتيب – مكاتب – رعايا – نواحي – معاني – اجانب – اشيا ۱۱-شكل صحيح كلمات زير را بنويسيد .                       استيفا از كار ، خورده فروشي ، تمر يادبود ، روغن مايه ، ۱۲-نوشته‌ي زير توصيف علمي است يا ادبي ؟ دليل خود را بنويسيد . هر برنامه‌ي درسي در پي دستيابي به مقاصدي است كه آنها را اهداف آموزشي مي نامند . شناخت دقيق اين اهداف در بكارگيري شيوه‌ها و وسايل  و امكانات مناسب براي تحقق آنها ضرورت دارد . از هدف هاي اموزشي طبقه‌بندي‌هاي متعددي به عمل آمده است . يكي از مشهورترين طبقه‌بندي ها را بنجامين بلوم و همكاران او ارائه دادند . در اين طبقه‌بندي اهداف آموزشي به سه حوزه يا حيطه ي شناختي ( دانش ) عاطفي ( نگرش ) و رواني – حركتي ( مهارت ) تقسيم شده است . ۱۳-يك موضوع را به دلخواه انتخاب كرده آن را به صورت ادبي توصيف كنيد .   درس پانزدهم 1-زبان چیست؟ 2-زبان یک ......................... است که کار اصلی آن ایجاد ارتباط میان انسان هاست. 3-شکل‌های گوناگون زبان را نام ببرید. 4-علمی که به شناخت زبان می‌پردازد چه نام دارد؟ 5-علمی که به شناخت زبان می پردازد...................... نام دارد؟ 6-زبان شناسی را ................................. زبان نیز تعریف کرده اند. 7-تعریف زبان شناسی چیست؟ 8-منظور از کلمه‌ی «علمی» در تعریف زبان شناسی چیست؟ 9-در گذشته هدف از مطالعه‌ی زبان چه بوده است؟ 10-مطالعه‌ی زبان را با هدف حفظ کتب آسمانی و آثار ادبی از دگرگونی‌های ناشی از گذشت زمان یا ایجاد ارتباط میان اقوام و مللی که به زبان های مختلف سخن می‌گویند، چه می نامند؟ 11-انواع زبان شناسی را نام ببرید؟ 12-زبان شناسی سنتی را تعریف کنید. 13-در مقابل زبان شناسی سنتی - زبان شناسی.................... قرار دارد. 14-زبان شناسی جدید، زبان را به چه منظور مطالعه می‌کند؟ 15-هدف زبان شناسی جدید از مطالعه‌ی زبان چیست؟ 16-علم زبان شناسی جدید از چه زمان آغاز شده است؟ 17-سابقه ی مطالعه زبان به چه زمانی می رسد؟ 18-نام های دیگر زبان شناسی جدید را بنویسید. 19-دستور زبان فارسی امروز با کدام زبان شناسی ارتباط نزدیک تری دارد؟ چرا؟ 20-مشکلات مطالعه‌ی زبان را بنویسید؟ 21-چه عاملی موجب تحول و تغییر در زبان می شود؟ 22-زبان شناسان برای مشکل تغییر و تحول دائمی زبان چه می‌کنند؟ با ذکر مثال.  درس شانزدهم ۱-گروه اسمي از چه عناصري تشكيل مي‌شود . ۲-تعداد هسته و وابسته را در يك گروه اسمي بنويسيد . ۳-يك گروه اسمي چند هسته و چند وابسته دارد ؟ ۴-هسته‌ي هر گروه اسمي ..... است . ۵-وجود هسته در يك گروه اسمي .... ولي وجود وابسته ....... است . ۶-انواع وابسته‌هاي پيشين را نام ببريد .  ۷-وظيفه‌ي وابسته‌هاي هسته در يك گروه اسمي چيست؟ ۸-وابسته‌ها در گروه اسمي چند دسته‌اند ؟ آنها را بنويسيد . ۹-وابسته‌ها در گروه اسمي دودسته‌اند آنها را بنويسيد . ۱۰-كدام يك از موارد زير وابسته‌ي پيشين هستند . زيرشان خط بكشيد .    كدام – بهتر – عجب – پنجم ۱۱-وابسته‌ها را با نمودار پيكاني به هسته وصل كنيد .   فلان امير – چند كتاب علمي ۱۲-به كلمه‌ي كار سه وابسته‌ي پيشين مناسب بيفزاييد .  1. ........ كار              2. ........ كار             3 . ......... كار ۱۳-در عبارت زير وابسته‌هاي پيشين را شناسايي كنيد و نام آنها را بنويسيد در آن روزها هيچ فرد يا گروهي نمي دانست كه چه روزهاي سختي را پشت سر مي‌گذارد . ۱۴-در عبارت " همه جا را گشتم هيج جا را فرو نگذاشتم اما آن را نيافتم "  الف – چند گروه اسمي در عبارت وجود دارد ؟       ب - هسته‌ي گروه اسمي اول را بنويسيد .                پ – نام وابسته‌ي پيشين گروه اسمي دوم را بنويسيد .           ۱۵-هسته‌ي گروه اسمي زير را مشخص كنيد . اين دو دانش‌آموز كوشا – پروانه‌ي زيباي خيالي – زيباترين تصاوير طبيعت ۱۶-از بين كلمات زير وابسته‌هاي پيشين را مشخص كنيد .   هوشمند – پنجمين – سنجيده – فلان ۱۷-چرا واژه‌ي ارباب مفرد به شمار مي‌آيد ؟ ۱۸-از ميان كلمات زير كدام يك امروزه معني مفرد مي‌دهد و دوباره قابل جمع بستن است . وقايع – اسرار- جواهر – مراسم  درس هفدهم ۱-نثر نوشته‌ي زير چگونه است با ذكر دو دليل پاسخ دهيد . «پيغمبر ما را – عليه السلام – بر هر كه عرضه كردندي نستدي و گفتندي : " او يتيم است " ......... پيغمبر را بر حليمه عرضه كردند هم نگرفت و گفت :" مرا خود درويشي خويش بس است " » ۲-چهار ويژگي نوشته‌هاي ساده را بنويسيد . ۳-نوشته‌ي زير ساده است يا پر تكلف . يك دليل بنويسيد . «من براي اظهار اين سر ، فصول مشبع انديشيده بودم و آن را اصول و فروع و اطراف و زوايا نهاده و ميمنه  و ميسره و قلب و جناح آن را به حقوق صحبت و ممالحت و سوابق اتحاد و مخالصت بياراسته . » ۴-سه مورد از نكاتي را كه براي ساده نويسي به من كمك مي كند بنويسيد . ۵-چه موقع صداقت و صميميت از نوشته‌ي ما احساس مي‌شود . ۶-چرا هر گاه مقاصد خود را به زبان خودماني بيان كنيم در سخن ما صداقت و صميميت احساس مي‌شود؟ ۷-استفاده از عبارت‌هاي متكلفانه و فضل‌فروشانه در نوشته چه ايرادي دارد ؟ ۸-برابر امروزي واژگان كهن زير را بنويسيد .  از جاي بشد – چكاد – علي هذا – كانديدا - ۹-به جاي واژگان زير برابر‌هاي مناسب بنويسيد . علي كل حال – مستعمل – ۱۰-جمله‌ي بلند زير را به دو يا چند جمله تبديل کنید. «در هنگام مطالعه بايد مطالب مورد نظر را به دقت مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داده و نكات مهم را يادداشت و گردآوري نماييم . » ۱۱-جمله‌ي بلند زير را به دو يا چند جمله تبديل كنيد . «رابيند رانات تاگور (1861-1942) از شاعران بزرگ جهان و از افتخارات هندوستان و مشرق زمين و در شمار معدود افرادي است كه از قاره‌ي آسيا جايزه‌ي نوبل ادبيات را دريافت كرده است . » ۱۲-داستان زير را به نثر ساده‌ي امروز بازنويسي كنيد . «در روزگار عيسي (ع ) سه مرد در راهي مي رفتند . فرا گنجي رسيدند . گفتند :يكي را بفرستيم تا مارا خوردني آورد . يكي را بفرستادند آن مرد بشد و طعام بخريد با خويش گفت مرا بايد زهر در اين طعام كردن تا ايشان بخورند و بميرند و گنج به من ماند . آن دو مرد ديگر گفتند چون اين مرد باز آيد و طعام بياورد وي را بكشيم تا گنج به ما بماند . چون او بيامد و طعام زهر آلود بياورد وي را بكشتند . پس طعام بخوردند و هر دو بمردند . عيسي (ع) آن جا بگذشت با حواريان گفت : بنگريد كه چگونه هر سه مرد از بهر وي كشته‌ان و وي از هر سه بازمانده . اين پندي است بر جويندگان دنيا از دنيا . » ۱۳-دو نوشته‌ي زير چه وجه اشتراكي از نظر زباني دارند . الف – پيغمبر ما را – عليه السلام – بر هر كه عرضه كردندي نستدي و گفتندي : " او يتيم است " ......... پيغمبر را بر حليمه عرضه كردند هم نگرفت. ب – محبت پاكستاني‌ها نسبت به ما ايراني ها براي من هم تكان دهنده بود و هم ناراحت كننده . ۱۴-صفت مبهم " فلان " را در جمله‌اي به عنوان وابسته‌ي پيشين به كار بريد . 15.دو جمله بنويسيد كه در يكي " چند " صفت مبهم و درز ديگري صفت پرسشي باشد . 16. دو كلمه‌ي هما و سعادت را به صورت مضاف و مضاف اليه بنويسيد در صورت لزوم از واج ميانجي مناسب استفاده كنيد. 17. چرا واژه‌ي " كدام " در جمله‌ي زير صفت پرسشي است نه ضمير پرسشي . 18-کدام شاخه ی زبان شناسیبه مطالعه ی صورت هایی نظیر «همی رفتم» و «شنیدستم» می‌پردازد؟ 19-موضوع مطالعه ی زبان شناسی تاریخی را بنویسید؟ 20-زبان شناسان برای رفع مشکل شکل ها (گونه – گویش و ...) و گستردگی زبان چه می‌کنند؟ 21-گویش شناسی را تعریف کنید؟ 22-وظیفه ی گویش شناسی چیست؟ 23-زبان شناسان برای حل مشکل دگرگونی مداوم زبان چه راه حلی اندیشیده اند؟ 24-مثال های زیر را که در حوزه ی زبان شناسی تاریخی است به زبان امروز بازنویسی کنید: 25- بارانکی خرد خرد می بارید. چنان که زمین  تر گونه می‌کرد. (تاریخ بیهقی 26- از این ناحیت خرما خیزد از هر گونه  واندر وی حیوانات‌اند عجب گوناگون (حدودالعالم) 27- پس یوسف را بدان سر چاه بردند و جامه ازاو بیرون کردند و رسن به میان او اندر بستند. (ترجمه‌ی تفسیر طبری) 28- چون به بصره رسیدیم، از برهنگی و عاجزی به دیوانگان ماننده بودیم و سه ماه بود که موی سر باز نکرده بودیم. (سفرنامه‌ی ناصر خسرو) 29- کدام جمله درست است؟ چرا؟ الف) این گیاه دارویی خواص زیادی دارد.                                              ب) این گیاه دارویی خواص های زیادی دارد.  الف) دانش آموز باید با همه‌ی حواس های خود به درس گوش بدهد.                  ب) دانش آموز باید با همه‌ی حواس خود به درس گوش بدهد. الف) کتب زیادی در کتابخانه ی مدرسه موجود است.  ب) کتب های زیادی در کتابخانه مدرسه موجود است.  درس هجدهم 1-در گروه اسمی هر گاه پس از هسته، کسره، بیاید و سپس اسمی دیگر قرارگیرد اولی را ..... و دومی را ......می خوانیم. هسته ی این گروه اسمی ... است. 2-در گروه اسمی مضاف و مضاف الیه ، هسته ................. است. (یا نام دارد) 3-وابسته های پسین را نام ببرید. 4-هسته و وابسته را در گروه‌های اسمی زیر با نمودار پیکانی نمایش دهید. کتاب جغرافیا                           آسمان‌ها                  پروانه های زیبای خیال 5-هر گاه در گروه اسمی پس از هسته، کسره بیاید، واژه‌ای بعد از اگر اسم، ضمیریا صفت پرسشی نباشد، ............... است. 6-از بین کلمات زیر وابسته های پسین را مشخص کنید: چند – کوشا – این – دوم 7-نوع صفت های بیانی را بنویسید. روشن – خندان – خوردنی – دوخته – آسمانی 8-با استفاده از الگوهای زیر، صفات فاعلی (از گفتن) بنویسید: الف) بن مضارع + ا                                 ب) بن مضارع + -َ نده 9-نمودار درختی گروه اسمی «چند کتاب تاریخی» و «این زیباترین سیاره ی جهان» را رسم کنید. 10-کدام یک از دو جمله‌ی زیر درست است؟ دلیل آن را بنویسید. الف) کجا برای اقامت مناسب تر است؟ ب) آیا کجا برای اقامت مناسب تر است؟ 11-جاهای خالی جدول زیر را کامل کنید: صفات اشاره صفت مبهم هسته صفت بیانی مضاف الیه .................. ..................   ...................... ....................... 12-برای هر یک از نمودارهای گروه اسمی زیر مثال بنویسید.              گروه اسمی                                                        گروه اسمی هسته         وابسته        وابسته                         وابسته            وابسته             هسته اسم         ی نکره             صفت                       صفت اشاره   صفت شمارشی     اسم .....          ...........        .........                       .........                ............         ....... 13-جدول زیر را تکمیل کنید (توجه داشته باشید که صفت های فاعلی سه گانه از همه‌ی فعل ها ساخته نمی‌شود) فعل بن مضارع صفت فاعلی با (–َ نده) صفت فاعلی با الف صفت فاعلی ان می‌دانند ................... ........................ ........................ ......................... 14-در یک نوشته ی ساده و صمیمی «مادر بزرگ» یا «پدر بزرگ» خود را وصف کنید. 15-در یک نوشته ساده و صمیمی «خودتان» را توصیف کنید. 16-برای کلمه ی زیر یک صفت و یک مضاف الیه مناسب بنویسید. شهرِ ......................                   شهرِ ......................... 17-نمودار درختی گروه های اسمی زیر را رسم کنید: پروانه‌ی زیبای خیال / زیباترین تصاویر طبیعت 18-هسته‌ی گروه اسمی مقابل را مشخص کنید.   « این  همه دانشمندان ایرانی» 19-نوع صفت های بیانی زیر را مشخص کنید: الف) سنجیده                   ب)دانا            پ)آسمانی              ت)نیک                   د)دیدنی 20-از کلمه‌ی «فیروزه» صفت نسبی بسازید: 21-برای کلمه‌ی «بو» یک مضاف الیه مناسب بنویسید:        بو..................... 22-هسته ی گروه های اسمی را مشخص کنید، نوع وابسته‌های پیشین و پسین آن‌ها را بنویسید، سپس نمودار درختی آن ها را رسم کنید: این همه لباس زمستانی این چند درخت پیر خشکیده‌ی سرو   درس نوزدهم 1-عام ترین و صمیمانه ترین نوع نوشته چیست؟ 2-................... عام ترین و صمیمانه ترین نوع نوشته است. 25 3-چه چیزهایی می تواند موضوع خاطره باشد؟ (4مورد) 4-منظور از جمله ی (در ثبت وقایع و خاطرات جدول ضربی عمل نکنید) چیست؟ 5-نام یکی از نمونه های خاطره نویسی و یادداشت های روزانه را بنویسید 6-یکی از زیباترین خاطرات خود را شرح دهید.  درس بيستم 1-ضمیر را با ذکر یک مثال تعریف کنید. 2-مرجع ضمیر چیست؟ 3-گروه اسمی ای که ضمیر به جای آن می نشیند ....................... نام دارد. 4-ضمیر به جای .............................. می نشیند. 5-ضمیر از تکرار کدام یک از اجزای جمله جلوگیری می کند؟ 6-ضمیر مانع تکرار کدام یک از ارکان جمله می شود؟ 7-ضمیر و مرجع آن را در عبارت زیر پیدا کنید. مادر واقعاً یک موجود بهشتی است. او همیشه مظهر عشق و وفا بوده است. 8-مرجع ضمیر مشخص شده چیست؟ با علامت پیکان نشان دهید. احمد از برادرش خواهش کرد که در انجام تکالیف، او را راهنمایی کند. 9-دو نوع از انواع ضمیر را نام ببرید. 10-انواع ضمیر را نام ببرید. 11-انواع ضمیر شخصی را بنویسید. 12-ضمیر شخصی چند نوع است؟نام ببرید. 13-ضمیر شخصی، چند شخص دارد؟ 14-ضمیر مشترک را تعریف کنید با ذکر یک مثال. 15-انواع ضمیر مشترک را بنویسید. 16-نوع ضمیرهای عبارت زیر را بنویسید. «این ها خود می دانند که باید چه کنند. » 17-تفاوت ضمیر پرسشی و صفت پرسشی را با ذکر یک مثال برای هر یک بنویسید. 18-آیا جمله ی «آن قدر مطلب را برایش تکرار کردم که به قول معروف خسته شدم» درست است؟ چرا؟ 19-در جمله های زیر به جای ضمیر شخصی جدا، ضمیر پیوسته و به جای ضمیر پیوسته ضمیر جدا بنویسید. الف) کتاب های شما را به امانت برده ام.                      ب) خیاط هنوز لباسش را حاضر نکرده است. 20-در جمله ی زیر ضمیر مشترک را به ضمیر شخصی و ضمیر شخصی را به ضمیر مشترک تبدیل کنید: الف) پدر هر شب که به خانه بر می گردد از کارش صحبت می‌کند.       ب) خودش این مطلب را به شما گفته است؟ 21-یکی از خاطرات دوران کودکی خود را در سه بند بنویسید. 22-کدام یک از دو صورت ترکیب زیر درست است؟ الف) کشتی نوح                                      ب) کشتی ی نوح 22- ضمیر ها و صفت های همگون را –در صورت امکان- با حذف و افزایش موصوف، جانشین یکدیگر سازید: الف) نثر کدام کتاب ساده تر است؟                         ب) چه می‌خوانید؟ 23-در عبارت های زیر ضمیر پرسشی و صفت پرسشی را مشخص کنید. الف) کدام را میخواهی؟                                                         ب) چند کتاب خریدی؟ 24-نوع ضمیرهای مشخص شده را در عبارت زیر مشخص کنید: من دوست خوبی دارم. همه او را دوست دارند. چون خودش را برای کسی نمی گیرد و لبخندش ما را شاد می‌کند.  درس بيست ويكم 1-در گروه کلمه‌های زیر غلط های املایی را به صورت درست بنویسید امیر و معمور ،  نساب الصبیان، حلقه‌های ازکار، وغب و گودی چشم 2-شکل درستِ غلط‌های املایی را بنویسید (غلط نوشتن گروه کلمه های درست نمره‌ی منفی دارد) رایت و الم – خوار مغیلان – تأکید و اصرار – عِزَم و بزرگی – یاری و معونت – قره ی جمادی الثانی  درس بيست و دوم 1-نامه‌های رسمی و اداری چه ویژگی‌هایی دارند؟ 2-نامه‌ی رسمی و اداری از چند قسمت تشکیل می‌شود؟ (4مورد آن را نام ببرید) 3-هنگام نوشتن نامه های اداری به چه نکاتی باید توجه داشت؟ (3مورد) 4-آیا پیام‌های تبریک، تسلیت، دعوت و تشکر هم از نوع نامه های رسمی هستند؟    بله      خیر    5-چرا ترکیب «بر علیه» در این عبارات نادرست است؟  «ملت ایران بر علیه رژیم سلطنتی قیام کرد.» یا  «شهادت بر علیه متهمان باید بر مبنای حقیقت باشد» 6-آیا جمله ی «شهادت دروغ وی بر علیه متهم قبل موجب مجازات خودش شد» درست است؟توضیح دهید. 7-درباره‌ی درخواست انتقال پرونده‌ی تحصیلی‌تان به مدرسه‌ای دیگر» نامه‌ای اداری بنویسید. 8-درباره‌ی یکی از دو موضوع زیر یک پیام بنویسید. الف) تقدیر و تشکر از خدمت گزار مدرسه ب) تسلیت به یکی از آشنایان به مناسبت درگذشت پدر او 9-اشکالات نامه‌ی زیر را بیابید و آن‌ها را اصلاح کنید: 1  باسمه تعالی با عرض سلام رئیس کتابخانه‌ی عمومی شهر بهشهر از این که عنایت کردید و کتاب های بخش فیزیک را در اختیار من قرار دادید ممنونم.  درس بيست و سوم 1-ساده‌ترین راه برای تشخیص گروه قیدی از سایر اجزای جمله چیست؟ 2-در کدامیک از دو جمله‌ی زیر کلمه‌ی دیروز قید است؟ الف) دیروز، روز خوبی بود                     ب)دیروز به دیدن آثار تاریخی رفتم. 3-قیدها از نظر ظاهر به دو دسته تقسیم می‌شوند، آنها را نام ببرید. 4-واژه‌ی فردا را در جمله‌ای به عنوان قید به کار ببرید. 5 5-آیا می‌توان واژه ی دیروز را از جمله‌ی زیر حذف کرد؟ چرا؟ «به دیروز می اندیشم که خیلی زود گذشت». 6-برای هر یک از انواع قیدهای نشانه دار مثالی بزنید. 7-برای هر یک از انواع قیدهای بی نشانه مثالی بزنید. 8-نوع قیدهای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید. الف) با عجله آمده بود            ب)پدر در کار خودش واقعاً استاد بود     ج) تا شهر راه زیادی را پیمودیم 9-نوع قیدهای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید. الف) به زور جعبه را از من گرفتند                           ب) آهسته به راه خود ادامه دادیم ج)او هرگز از ناملایمات شکایت نکرد.                       د) علی با اتوبوس به تهران می رود. 10-نوع قیدهای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید. الف) امروز، صبح هواپیما تأخیر داشت.                    ب)آهسته به راه خود ادامه دادیم. ج) از اینجا تا تهران راه زیادی باقی مانده است.        د) قرار است امشب به تهران بروم . 11-قیدها را در عبارت زیر بیابید و نوع هر یک رابنویسید. «همه جا را به سرعت گشتم اما متأسفانه نتوانستم پیدایش کنم با ناراحتی به خانه برگشتم. » 12-در جمله‌ی زیر یک متمم قیدی و یک قید پیشوندی مشخص کنید. «دوستانم امروز به سرعت به دیدن ما خواهند آمد.» 13-کلمه‌ی آهسته را در دو جمله یک بار به عنوان قید و یک بار به عنوان صفت به کار ببرید. 14-در جمله‌ی زیر قید مختص را مشخص کنید.     « مردمی که عقیده ی راسخ دارند هرگز ناامید نمی شوند .» 15-در جمله‌ی «ما دیروز، باز، آنجا، علی را دیدم» چند قید به کار رفته است؟ 16-در چهار جمله‌ی زیر نقش کلمه‌ی دیروز را بنویسید. الف) روز ملاقات بیماران دیروز بود.                            ب)هوای دیروز از امروز بهتر است.    ج) دیروز برای دیدن مسابقه به ورزشگاه رفتم.          د) متأسفانه دیروز را به راحتی از دست دادیم . 17-واژه و ترکیب های زیر را در جمله به عنوان قید به کار ببرید.        الف) دلاورانه   ب) دیروز ظهر 18-شکل ملفوظ و مکتوب کدامیک از واژه‌های زیر متفاوت است؟ چرا؟   نیایش، سینی 19-واژه‌ای مثال بزنید که شکل ملفوظ و مکتوب آن متفاوت باشد.  درس بيست و چهارم 1-زبان شناسان برای حل مشکل پیچیدگی و گستردگی زبان چه تدبیری اندیشیده اند؟ 2-زبان شناسان زبان را در چند سطح بررسی می‌کنند؟ نام ببرید. 3-زبان شناسان برای حل کدام مشکل شناخت زبان ، آن را در سه سطح بررسی می کنند؟ 4-واج شناسی چیست؟ 5-سطحی که به مطالعه ی صداهای زبان و قواعد ترکیب آنها اختصاص دارد............... نام دارد. 6-زبان فارسی دارای .............. واج است. 7-صداهای زبان طبق کدام قواعد با هم ترکیب می‌شود تا نشانه ها ساخته شود؟ 8-کدام یک از ساخت های زیر در زبان فارسی رایج نیست؟  مازد  ، بیست  ، ندنژ،  سرو 9-وظیفه ی سطح دستور زبان چیست؟ 10-سطحی که بررسی نشانه های زبان به منظور ساخت کلمات، عبارات و جمله ها می پردازد .................... نام دارد. 11-دستور زبان به دو بخش .................... و ......................... تقسیم می شود. 12-در سطح دستور زبان از نشانه های زبان با عنوان ................... یاد می‌کنند. 13-وظیفه ی بخش صرف در دستور زبان چیست؟ 14-نوع ساخت واژه های زیر را بنویسید.  بی خبر   - کتاب خانه   -  گل فروش  ، باغبان 15-وظیفه‌ی بخش نحو در دستور زبان چیست؟ 16-بررسی گروه فعلی «گفته است» وظیفه‌ی کدام بخش دستور زبان است؟ 17-بررسی گروه اسمی «این چهار کتاب» وظیفه‌ی کدام بخش از دستور زبان است؟ 18-کدام بخش دستور زبان ناظر بر ساخت کلمات مشتق یا مرکب است؟ 19-در سطح معنا شناسی به ......................... و ......................... پردا خته می شود 20-وظیفه ی سطح معنا شناسی چیست؟ 21-روابط معنایی بین گروه ههای زیر را بنویسید.      درخت و چنار  -  سقیم و صحیح  ، پدر و بابا 22-رابطه ی معنایی بین گروه های زیرا را بنویسید.    بدن و دست  - آسمان و زمین  ، خانه و منزل 23-بین واژه های گروه اسمی «مدرسه و کلاس» کدام رابطه‌ی معنایی برقرار است؟ 24-در کتاب زبان فارسی کدامیک از سطوح سه گانه ی زبان شناسی ، بیشتر مطرح شده است؟ چرا؟ 25-مطالعه‌ی زبان، امروز فقط در محدوده‌ی گویش ................ انجام می‌شود. 26-در زبان فارسی، کدام گویش مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد؟ 27-جمله‌ی مقابل را ویرایش کنید.   کتاب داستانی که خریده بودم را خواندم. 28-چرا نگارش جمله‌ی زیر نادرست است؟  دوستم ماشینی که خریده بود را فروخت . 29-معناشناسی چه کاربردی در زبان دارد؟ 30-با کلمات علیه و له دو جمله‌ی مناسب بسازید؟. 32-نامه ها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند. آنها را نام ببرید. 33- اساسی ترین ویژگی نامه های دوستانه ..................... است. 34-در نوشتن نامه های دوستانه رعایت چه نکاتی الزامی است؟ (چهار مورد) 35-آیا می‌توان نامه‌ی دوستانه را به زبان محاوره ای نوشت؟ چرا؟ 36-چرا در نوشتن نامه ی دوستانه نباید از عبارتهای تند و تلخ استفاده کرد؟ 37-کاربرد همزه در کدامیک از واژه های زیر نادرست است؟     الف) سائل                 ب) ارائه                  ج) نامة بلند 38-برای هر یک از واژه های زیر یک گروه کلمه مثال بزنید.    الف) غرض                ب) نغز                       ج) عصیان 39-غلط های املایی را در گروههای زیر بیابید و اصلاح کنید.  تملق و چرب زبانی – استبداد صغیر – دور و بر حضر – حاشیه گذاری کتاب – ابراز مصرت – انتساب شهردار جدید – برهه‌ای از زمان – نغز غرض – سخن نقض – غمگین و مغموم 40-غلط‌های املایی را در گروه های زیر بیابید و اصلاح کنید.  حج گذاران اهل قلم، تغزلات سنتی، مأمن و پناهگاه – گوشه و بیقوله 41-نقش نمای مفعول ................ است. 42-در عبارت زیر نقش نماها را مشخص کنید و نوع هر یک را بنویسید. کلامی که از آراستگی لفظی عاری باشد، اصلاً شعر نیست، زیرا شعر آفرینش زیبایی است. 43-نوع نقش نماهای مشخص شده در عبارت زیر را بنویسید.   سعدی شاعرِ قرن گلستان را در سال 656 هجری نوشت و یک سال بعد از آن، بوستان را سرود. 44-جمله ای مثال بزنید که در آن منادا با نقش نما به کار رفته باشد. 45-در جمله ی «دیروز موضوع مسابقه را از دوستم پرسیدم» نوع نقش نماها را بنویسید. 46-در عبارت زیر پیوندهای وابسته ساز و هم پایه ساز را مشخص کنید. «قسمتی از گل که پرچم و مادگی بر آن قرار گرفته اند نهنج نام دارد و معمولاً بیرونی ترین قسمت گل است. 47-در عبارت زیر یک نقش نمای منادا، یک نقش نمای مفعول، یک نقش نمای اضافه و یک حرف پیوند وابسته ساز پیدا کنید! «کودکی در تاریکی شب، سراسیمه به هر سو می دوید گاه دست های کوچکش را به سوی آسمان بلند می کرد و میگفت: خدایا، کمکم کن تا زودتر به خانه برسم. 48-نوع نقش نماهای مشخص شده در عبارت زیر را بنویسید. در گذشته معمولاً شاعران، اشعار دیگران را نقد می کردند ولی دوست نداشتند کسی درباره شعر خود نظر بدهد، اگرچه نقد دبی در گذشته کاربردی نداشته است. 49جمله ای بنویسید و در آن حرف اضافه، حرف پیوند وابسته ساز و نقش نمای اضافه به کار ببرید. 50-جاهای خالی را با نقش نماهای مناسب کامل کنید. نصر الله از آن مردانی بود ................. اصلاً ................... هیچ چیز دل بستگی نداشت ...... از خردسالی یتیم ماند بود و هرگز هم ازدواج نکرده بود. او احساسات خانوادگی ....... لغو می‌دانست. 51-در جاهای خالی نقش نمای مناسب به کار ببرید.  اکنون از بازگشت ......... خانه بسیار خوشحالم .............. در ته دل خود چیزی غیرعادی احساس می‌کنم. 52-در جای خالی نقش نمای مناسب به کار ببرید. خاطره نویسی سبب می شود ............. انسان آثاری ماندگار ......... لحظه‌های عمر خویش ......... جای بگذارد. 53-کلمه‌ی «برادر» را در سه جمله یک بار با نقش نمای منادا، یک بار با حرف اضافه و یک بار با نقش نمای اضافه به کار ببرید. 54-در عبارت زیر پیوندهای هم پایه ساز و وابسته ساز را مشخص کنید. سعدی نویسنده است و شاعر، اما در نویسندگی، شهرتش بیشتر به سبب گلستان است در صورتی که غیر از آن، کتاب های دیگری نیز دارد. 55-در جای خالی نقش نمای مناسب به کار ببرید. نهاد ، کلمه .......... گروهی از کلمات است ........... درباره‌ی آن خبر می‌دهیم. 56-جمله‌ی زیر را ویرایش و اصلاح کنید.   در دانشگاه هم ما درس می خواندیم ، هم دانشجویان رشته پزشکی. 57-چرا نگارش جمله‌ی زیر نادرست است؟    هم من به ورزش علاقه دارم، هم علی 58-خلاصه نویسی یک کتاب چند نوع است؟ توضیح دهید. 59-فواید خلاصه نویسی را بنویسید. 60-چه نوع مطالبی را نمی‌ی آن جیک بار با نقش نمای منادارتوان خلاصه کرد؟ 61-خلاصه کردن کتاب به سبک خود نویسنده چگونه انجام می‌گیرد؟ 62-خلاصه کردن یک کتاب به قلم خودمان چگونه انجام می‌گیرد؟ 63-اگر بخواهیم داستانی را خلاصه کنیم، چه مواردی را باید ذکر کنیم؟ 64-در خلاصه نویسی چه مواردی را می توان حذف کرد؟ (4مورد) 65-اگر بخواهیم یک نوشته ی علمی را خلاصه کنیم، چه چیزهایی را باید بیان کنیم؟ 66-یک فعل را چگونه میتوان خلاصه کرد؟ 67-عبارت زیر را خلاصه کنید.  علما و دانشمندان معتقدند، واکنش و عکس العمل والدین در شکل گیری شخصیت کودک مؤثر است. 68-جمله‌ی زیر را با حذف مترادف ها ، خلاصه کنید. برای نوشتن قصه و داستان می توان از روش ها و راههای مختلف و گوناگونی استفاده کرد. 69-جمله‌ی زیر را با حذف مترادف ها خلاصه کنید. مطالعه ی زبان به شیوه و روش جدید و تازه و به قصد شناختن خود آن کار ساده و آسانی نیست. 70-به کارگیری نشانه های خطی مثل حرکات در چه صورتی الزامی است؟ مثال بزنید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 19:56  توسط حسین امیدی  | 

شرح ومعنی کتاب ادبیات ریاضی تجربی

درس اوّل  ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم   1) سپاس و ستایش مخصوص خداوند گرامی و بزرگ است که عبادت او موجب نزدیکی به اوست و شکرگزاری از او موجب زیادی نعمت می شود. هر نفسی که پایین می رود، یاری رساننده ی زندگی است و وقتی بیرون می آید، شادی بخش وجود است. پس در هر نفسی دو نعمت وجود دارد و بر هر نعمتی شکری واجب است. بیت: هیچ کس از عهده ی سپاسگزاری نعمت های خداوند برنمی آید. آیه ی قرآن: ای خاندان داود، سپاس گزارید و عدّه ی کمی از بندگان من سپاس گزارند. بیت: بهتر است که بنده به خاطر گناه و کوتاهی خود/ به درگاه خداوند عذر بیاورد و توبه کند. بیت: وگرنه هیچ کس نمی تواند آن چه را که شایسته ی خداوند است، به جای آورد. 2) رحمت بی اندازه و فراوان خداوند به همه رسیده و همه ی بندگان از نعمت او بهره مند هستند. آبروی بندگان را با وجود گنهکاری آنان نمی ریزد و روزی مقرّر آن ها را با وجود خطاکار بودنشان قطع نمی کند. 3) به باد صبا گفته تا سبزه و چمن را بگسترد و به ابر بهاری دستور داده تا گیاهان را در زمین پرورش دهد. به عنوان خلعت نوروزی، درختان را با برگ های سبز پوشانده و به مناسبت فرارسیدن فصل بهار، شکوفه ها را بر سر ِ شاخه های کوچک رویانده است. شیره ی درخت انگور به واسطه ی قدرت او به شیرینی برگزیده تبدیل شده و تخم بی ارزش خرما در اثر پرورش او، نخلی بلند شده است. بیت: تمام پدیده های هستی در تلاش و تکاپو هستند/ تا تو روزی خود را به دست آوری و در عین حال از خداوند غافل نباشی. بیت: همه ی پدیده ها به خاطر تو فرمانبردار هستند/ بنابراین از انصاف به دور است که مطیع خداوند نباشی. 4) در حدیثی از سرور و مایه ی افتخار موجودات جهان و رحمتِ جهانیان و برگزیده ی انسان ها و مایه ی کمال گردش روزگار یعنی محمّد مصطفی - که درود خداوند بر او و خاندانش باد- آمده است، بیت: او شفاعت کننده، فرمانروا، پیام آور، بخشنده،/ صاحب جمال، خوش اندام، خوش بو و دارای نشان پیامبری است. بیت: به واسطه ی کمال خود به مرتبه ی بلند رسید و با جمال نورانی ِ خود تاریکی را برطرف کرد./ همه ی خوی ها و صفات او زیباست، بر او و خاندانش درود بفرستید. بیت:امّتی که تو پشتیبان آن ها باشی، هیچ غمی ندارند/ همان گونه که آن کسی که نوح کشتیبان او باشد، از طوفان هیچ ترسی نخواهد داشت.  5) هر زمان که یکی از بندگان آشفته حال، به امید قبولی توبه دست به درگاه خداوند - بلندمرتبه و بزرگ- بلند کند، خداوندِ بلندمرتبه به او توجّه نمی کند. بنده بار دیگر خداوند را می خواند و خداوند باز هم از او روی برمی گرداند. بارِ دیگر بنده با التماس و زاری، خداوند را می خواند. خداوند - پاک و بلندمرتبه- می فرماید: ای فرشتگانم، من از بنده ی خود شرم دارم و او جز من پناهی ندارد؛ پس آمرزیدمش. دعایش را اجابت کردم و امیدش را برآوردم زیرا از زیادیِ دعا و زاریِ بنده شرم می کنم. بیت: بزرگواری و لطف خداوند را نگاه کن/ که بنده گناه کرده است ولی او شرمنده می شود.     6) گوشه نشینان کعبه ی عظمت خداوند به کوتاهی خود در عبادت اعتراف می کنند که: تو را آن چنان که شایستـه است، پرستش نکردیـم، و توصیـف کننـدگان زیـور ِ زیبایـی خداونـد، خـود را سـرگشتـه می داننـد و می گویند: تو را آن چنان که شایسته و سزاوار شناسایی توست، نشناخته ایم. بیت: اگر کسی وصف خداوند را از من بپرسد/ چیزی نمی توانم بگویم زیرا انسان عاشق نمی تواند از خداوندِ بی نشان سخن گوید. بیت: عاشقان واقعی کشتگان معشوق خود هستند/ و همان گونه که از کشته شدگان صدایی برنمی آید، عاشقان واقعی نیز قادر به توصیف محبوب خود نیستند. 7) یکی از عارفان در حالت تفکّر عارفانه فرو رفته و در دریای کشف حقایق عرفانی غرق شده بود؛ وقتی که از این حالت بیرون آمد، یکی از دوستان به او گفت: از این بوستان معرفت الهی چه هدیه ای برای ما آوردی؟ 8) گفت: در نظر داشتم که وقتی به درخت معارف الهی رسیدم، دامنم را پر از گل (معرفت الهی) کنم و برای یاران هدیه ای بیاورم. وقتی رسیدم، حالت خوش حاصل از دریافت معارف الهی مرا آن چنان مست کرد که از خـود بی خود شدم. بیت:ای بلبل، راه و رسم واقعی عشق را از پروانه بیاموز/ زیرا سوخت و جان خود را در راه معشوق از دست داد امّا صدایی از او بلند نشد. بیت: کسانی که ادّعا می کنند خداوند را شناخته اند در واقع هیچ خبری از او ندارند/ زیرا هر کس که خداوند را شناخت، خود بی نشان و ناپیدا شد. بیت: ای خداوندی که از خیال و سنجش و گمان و وهم/ و از هر چه که درباره ی تو گفته اند و شنیده ایم و خوانده ایم، برتر هستی، بیت: مجلس ذکر و سپاس تو تمام شد و عمر ما به پایان رسید/ ولی ما هنوز در آغاز توصیف تو مانده ایم.     افلاک، حریم بارگاهت   1) ای پیامبری که در شب معراج از آسمان هفتم گذشتی/ و ای کسی که آسمان برین تکیه گاه توست. 2) تو آن چنان بلندمقامی که گوشه ی کلاهت بالاتر و برتر از آسمان نهم است. 3) هم عقل پیرو و مطیع و در خدمت توست/ و هم دین به تو پناه آورده است. 4) ماه همانند آویز ِ زینتی در گردن اسب توست/ و شب نیز همانند رشته های سیاه حاشیه ی پرچم توست. 5) جبرئیل در درگاه تو اقامت دارد/ و آسمان ها حریم بارگاه تو هستند (آسمان ها تحت فرمان تواند). 6) آسمان با همه ی بلندی اش در برابر تو خوار و بی ارزش است/ و عقل با همه ی بزرگی اش در مقابل تو همانند کودکی حقیر و ناتوان است. 7) خداوند برای تکریم و بزرگداشت تو به چهره ی زیبا و مبارکت سوگند خورده است. 8) خداوند که عقل و خرد را نگهبان جان قرار داد/ بارها نام تو را در کنار نام خود آورده است.     درس دوم  رزم رستم و اسفندیار   1) هنگامی که روز شد، رستم گَبر را بر تن کرد/ و علاوه بر گبر، ببر ِ بیان (زره ی مخصوص) را نیز برای حفظ تن پوشید. 2) کمندی بر ترک بند زین خویش بست/ و بر اسب قوی هیکل و تنومند خود نشست. 3) رستم به کنار رود هیرمند آمد/ در حالی که دلش پر از آه و تأسّف بود و لبی پر از پند داشت. 4) او از لب رود هیرمند گذشت و به بلندی (تپّه) روی نهاد/ در حالی که از کار جهان شگفت زده بود. 5) فریاد برآورد که ای اسفندیار خجسته،/ هم نبرد تو آمد، آماده ی جنگ باش. 6) وقتی اسفندیار این سخن را از آن شیر جنگاور پیر (رستم) شنید، 7) خندید و گفت: از وقتی که از خواب برخاسته ام، آماده هستم. 8) اسفندیار دستور داد تا جوشن و کلاهخود و تیردان و نیزه ی او را، 9) پیش او بردند و او اندام روشن خود را با آن پوشاند/ و کلاه پادشاهی را بر سر نهاد. 10) اسفندیار دستور داد تا اسب سیاه او را زین کردند و به نزد او بردند. 11) وقتی اسفندیار جوشن خود را پوشید/ به سبب نیرو و شادی فراوانی که در او بود، 12) ته نیزه را بر زمین زد/ و به وسیله ی نیزه پرید و بر پشت اسب نشست. 13) همانند پلنگی که برای شکار گورخر بر پشت آن می نشیند/ و گور خر را آشفته و مضطرب می کند. 14) هر دو پهلوان این چنین به جنگ رفتند/ انگار در جهان هیچ مجلس شادی و بزمی وجود ندارد. 15) وقتی که رستم و اسفندیار، آن دو پهلوان شجاع و سرافراز، به هم نزدیک شدند، 16) از اسب هر دو پهلوان فریاد بلندی برخاست/ به گونه ای که انگار دشت نبرد از هم شکافته شد. 17) رستم با آواز بلند به اسفندیار چنین گفت/ که: ای شاه خوشدل و باسعادت، 18) اگر جنگ و خونریزی و دست زدن به چنین کاری سخت ( جنگ و کشتار) را می خواهی، 19) بگو تا فرمان دهم سواران زابلی  با خنجر کابلی در دست، بیایند. 20) آن ها را در این رزمگاه به جنگ می گماریم/ و خود در این جا مدّتی درنگ می کنیم. 21) تا مطابق میل تو خون ریخته شود/ و تو تلاش و جنگ آن ها را ببینی. 22) اسفندیار به رستم این گونه پاسخ داد/ که چرا این قدر چنین سخنان ناشایستی را بر زبان می آوری؟ 23) من به جنگ زابلستان یا جنگ ایران و کابلستان نیازی ندارم. 24) آیین من هرگز این چنین مباد/ و این کار در دین من سزاوار و شایسته نیست 25) که ایرانیان را به کشتن دهم/ و خود در جهان تاج پادشاهی بر سر بگذارم. 26) تو اگر به یار و کمکی نیاز داری، بیاور/ امّا من هیچ نیازی به یار ندارم. 27) دو جنگجو (رستم و اسفندیار) پیمان بستند/ که کسی در جنگ به آنان کمک نکند.     28) نخست با نیزه به نبرد پرداختند/ و با آن، جوشن یکدیگر را پاره و بدن همدیگر را خون آلود کردند. 29) به سبب نیروی اسبان که به چپ و راست می رفتند و نیز به سبب ضربه ی دو پهلوان/ شمشیرهای سنگین شکست. 30) همانند شیران جنگی برآشفتند/ و بدن یکدیگر را خشمگینانه کوبیدند. 31) هم چنین دسته ی گرزهای سنگین شکست/ و دست پهلوانان خسته و ناتوان شد. 32) پس از آن کمربند یکدیگر را گرفتند/ و دو اسب تندروی پهلوانان نیز سرها را به پایین خم کرده بودند. 33) دو پهلوان بر یکدیگر زور وارد می کردند/ امّا هیچ یک از پهلوانان از جای خود حرکت نکرد (هیچ یک بر دیگری فائق نیامد). 34) دو پهلوان از میدان جنگ دور شدند/ در حالی که هم خود و هم اسبانشان خسته و درمانده شده بودند. 35) دهانشان کف آلود و پر از خون و خاک/ و تمام لباس های جنگی آن ها پاره پاره شده بود. 36) مگر تو ای مرد سیستانی، کمان و نیرو و قدرت مرا فراموش کردی؟ 37) تو به سبب نیرنگ زال این چنین سالم هستی/ وگرنه در حال مرگ بودی. 38) امروز بدن تو را چنان می کوبم/ که از این پس پدرت، زال، تو را زنده نبیند. 39) از خداوند پاک که جهان در دست قدرت اوست، بترس/ و عقل و احساس خود را تباه مکن (بر خلافِ عقل و احساس خود عمل مکن). 40) من امروز برای جنگیدن نیامدم/ بلکه برای حفظ آبرو و عذرخواهی آمده ام. 41) تو با من ستمکارانـه رفتار می کنی و می جنگـی/ و دو چشـم عقـل خـود را می بنـدی و عاقلانـه رفتار نمی کنی. 42) زه کمان را بست و کمان را آماده کرد و آن تیر گز/ که پیکان آن را در زهر پرورده بود، 43) آن تیر گز را در کمان نهاد/ و سر خویش را به سوی آسمان کرد. 44) گفت که ای خداوند پاک و آفریننده ی خورشید/ و ای افزاینده ی دانش و نیرو و فروغ ایزدی، 45) تو جان پاک و توان و روان مرا می بینی 46) که چقدر می کوشم تا شاید اسفندیار/ از جنگ صرف نظر کند. 47) تو می دانی که او با ستمکاری و بی عدالتی می جنگد/ و دم از جنگ و دلاوری می زند. 48) مرا به مکافات این گناه بازخواست نکن/ تو آفریننده ی ماه و تیر هستی. 49) رستم زود تیر گز را در کمان نهاد/ بدانگونه که سیمرغ دستور داده بود. 50) تیر را بر چشم اسفندیار زد/ و جهان در پیش چشمان اسفندیار تیره و تار شد (اسفندیار نابینا شد). 51) قامت بلند اسفندیار خمیده شد/ و با فرا رسیدن مرگ، دانش و شکوه از او دور گشت.                  درس ششم  قاضی بست   1) و روز دوشنبه، هفتم صفر، امیر مسعود سحرگاه، سوار اسب شد و با بازان و یوزپلنگان شکاری و چاکران و هم نشینان و نوازندگان و خوانندگان به کنار رود هیرمند رفت؛ و غذا و شراب بردند و شکار زیادی به دست آمد زیرا تا هنگام چاشت (بین صبح و ظهر) مشغول شکار بودند. سپس، به کنار آب فرود آمدند و خیمه ها و سایبان ها را بر پا کردند. غدا خوردند و شراب نوشیدند و بسیار خوش گذراندند. 2) اتّفاقا، پس از نماز، امیر مسعود کشتی ها را خواست و ده قایق کوچک آوردند. یکی از قایق ها بزرگ تر و برای نشستن امیر بود و بسترها را مهیّا کردند و سایبانی بر آن کشیدند. و امیر به آن جا رفت و از هر نوع مردم در کشتی های دیگر بودند و هیچ کس خبر نداشت. ناگهان، متوجه شدند که چون آب فشار آورده و کشتی پر شده بود، شروع به پاره پاره شدن و فرو رفتن کرد. زمانی آگاه شدند که نزدیک بود کشتی غرق شود. بانگ و آشوب و فریاد برخاست. امیر بلند شد و خوشبختانه کشتی های دیگر به او نزدیک بودند. هفت هشت تن از آن ها پریدند و امیر را گرفتند و به کشتی دیگری رساندند و بسیار کوفته و مجروح شد و پای راست او زخمی گشت؛ بـه گونه ای که به انـدازه ی یک کمربنـد پوست و گوشت جـدا شد و چیـزی نمانده بود که غرق شود. امّا خداوند پس از نشان دادن قدرت، رحمت کرد؛ و جشن و شادی ای به آن فراوانی، تیره و مکدّر شد و وقتی امیر به کشتی رسید، کشتی ها را راندند و به کناره ی رود رساندند. 3) و امیر که از مرگ نجات یافته بود، به خیمه آمد و لباس هایش را عوض کرد و خیس و ناخوش شده بود و سوار اسب شد و سریع به قصر آمد زیرا خبری بسیار ناراحت کننده در لشکرگاه افتاده بود و اضطراب و پریشانی زیادی به پا شده بود و بزرگان و وزیر برای استقبال رفتند. وقتی پادشاه را سالم یافتند، فریاد و دعا از سپاهی و رعیّت بلند شد و آن قدر صدقه دادند که اندازه و حساب نداشت. 4) و روز دیگر امیر دستور داد تا به سبب این حادثه ی بزرگ و دشوار که افتاد و سلامتی که به آن پیوسته شد نامه ها به غزنین و تمام مملکت بنویسند و فرمان داد تا به شکرانه ی این سلامتی یک میلیون سکّه ی نقره در غزنین و دو میلیون سکّه ی نقره در سرزمین های دیگر، به نیازمندان و درویشان بدهند و نامه نوشته شد و به امضای امیر استوار و محکم شد و مژده دهندگان رفتند. 5) و روز پنجشنبه، یازدهم صفر، امیر دچار تب سوزانی شد و هذیان بر امیر غلبه کرد، به گونه ای که نتوانست اجازه ی دیدار و ملاقات دهد و از مردم پنهان شد، به جز از پزشکان و چند تن از خدمتکاران مرد و زن، و دل ها بسیار حیران و نگران شد تا حال امیر چگونه می شود. 6) از زمانی که این کسالت و بیماری پیش آمده بود، بونصر به خطّ ِ خود از نامه های رسیده، موضوعات مهم را بیرون می آورد و به خاطر زیادی موضوعات مهم، آن چه را که ناپسند نبود به دست من به اندرون خانه می فرستاد و من آن را به آغاجی خادم می دادم و سریع جواب می آوردم و امیر را اصلاً نمی دیدم تا زمانی که نامه هایی از پسران علی تکین آمد و من موضوعات مهم آن نامه ها را بردم و مژده ای بود. آغاجی گرفت و پیش امیر برد. پس از یک ساعت، بیرون آمد و گفت: «ای ابوالفضل، امیر تو را می خواند.» 7) پیش رفتم. دیدم خانه را تاریک کرده و پرده هایی از جنس کتان آویزان کرده و خیس نموده و شاخه های بسیاری قرار داده و تاس های بزرگ پُر یخ بر بالای آن نهاده بودند و امیر را دیدم که آن جا بر بالای تخت نشسته است، در حالی که پیراهن نازک کتانی بر تن و گردن بندی کافور در گردن داشت و بوالعلای پزشک را آن جا پایین و کنار ِ تخت نشسته دیدم. 8) امیر گفت: «به بونصر بگوی که امروز تندرست و سالم هستم و در این دو سه روز اجازه ی ملاقات داده می شود زیرا بیماری و تب به طور کامل از بین رفته است.» 9) من بازگشتم و آن چه پیش آمد، به بونصر گفتم. بسیار شاد شد و خداوند - بزرگ و گرامی- را به خاطر سلامتی امیر سجده ی شکر کرد و نامه نوشته شد. نزدیک آغاجی بردم و اجازه ی ورود به من داده شد، تا سعادت دیدار چهره ی مبارک پادشاه دوباره نصیبم شد و امیر آن نامه را خواند و ظرف مرکّب خواست و امضا کرد و گفت: «وقتی نامه ها فرستاده شد، تو برگرد زیرا پیامی در خصوص موضوعی برای بونصر دارم که باید به وسیله ی تو داده شود.» 10) گفتم «همین کار را می کنم.» و با نامه ی امضا شده بازگشتم و این احوال را به بونصر گفتم. 11) و این مـرد بـزرگ و نویسنـده ی باکفایت، با شادمانی شـروع به نوشتن کـرد. تا نـزدیک نماز ظـهر از این کارهای مهم فارغ شده و گروه نوکران و سوار را گسیل کرده بود. پس نامه ای به امیر نوشت و هر چه کرده بود، شرح داد و به من داد. 12) و نامه را بردم و اجازه ی ورود به من داده شد و رساندم و امیر نامه را خواند و گفت «خوب است.» و به آغاجی خادم گفت «کیسه ها را بیاور!» و به من گفت «بگیر؛ در هر کیسه هزار مثقال تکّه ها و پاره های طلاست. به بونصر بگو که طلاهایی است که پدر ما از جنگ هندوستان آورده است و بت های طلایی را شکسته و ذوب و تکّه تکّه کرده است و حلال ترینِ مال هاست. و در هر سفری برای ما از این طلا می آورند تا صدقه ای که می خواهیم بدهیم حلال بی شک و تردید باشد از این طلاها می دهیم؛ و می شنویم که قاضی بست، بوالحسن بولانی، و پسرش، بوبکر، بسیار تهیدست هستند و از کسی چیزی نمی گیرند و زمین زراعتی اندکی دارند. یک کیسه باید به پدر داد و یک کیسه به پسر، تا برای خود زمین زراعتی ِ حلال ِ کوچکی بخرند و بهتر و راحت تر بتوانند زندگی کنند و ما مقداری از حقّ این نعمت تندرستی که بازیافتیم، به جا آورده باشیم.» 13) من کیسه ها را گرفتم و به نزد بونصر بردم و حال را شرح دادم. 14) بونصر دعا کرد و گفت: «پادشاه این کار را بسیار نیکو انجام داد و شنیده ام که بوالحسن و پسرش گاهی به خاطر ده سکّه ی نقره درمانده هستند.» و به خانه برگشت و کیسه ها را با او بردند و پس از نماز، کسی را فرستاد و قاضی بوالحسن و پسرش را خواند و آن ها آمدند. بونصر پیام امیر را به قاضی رسانید. 15) قاضی بسیار دعا کرد و گفت: «این بخشش و انعام مایه ی افتخار من است. آن را پذیرفتم و پس دادم زیرا به دردِ من نمی خورد و قیامت بسیار نزدیک است، نمی توانم حساب آن را پس بدهم و نمی گویم که به آن ها نیاز ندارم امّا چون به آن چه دارم و کم است قانع هستم، گناه و عذاب این مال چه به دردِ من می خورد؟» 16) بونصر گفت: «شگفتا، طلایی که سلطان محمود با جنگ از بتخانه ها به وسیله ی شمشیر آورده و بت ها را شکسته و تکّه تکّه کرده و خلیفه گرفتن آن را جایز می داند، آن طلاها را قاضی نمی گیرد؟» 17) قاضی گفت: «زندگی سرور ِ ما دراز باد؛ وضع خلیفه فرق می کند زیرا او صاحب ولایت است و خواجه با امیر محمود در جنگ ها بوده است و من نبوده ام و بر من پوشیده است که آن جنگ ها بر اساس سنّت و روش پیامبر (ص) است یا نه. من این طلاها را نمی پذیرم و مسئولیّت این را به عهده نمی گیرم.» 18) بونصر گفت: «اگر تو قبول نمی کنی به شاگردان خود و به نیازمندان و درویشان بده.» 19) قاضی گفت: «من هیچ نیازمندی را در بُست نمی شناسم که طلا را بتوان به آن ها داد و این چه کاری است که طلا را کس دیگری ببرد و من در قیامت حساب آن را پس دهم؟ به هیچ حال این مسئولیّـت را قبول نمی کنم.» 20) بونصر به پسر قاضی گفت: «تو طلاهای متعلّق به خود را بگیر.» 21) پسر قاضی گفت: «زندگی سرور ما دراز باد. به هر حال من نیز فرزند این پدر هستم که این سخن را گفت و از وی علم آموخته ام و اگر او را یک روز دیده و احوال و عادات او دانسته بودم، واجب می کرد که در طول عمـر از او پیـروی می کردم. پس، جای آن نیست کـه پس از سال ها زندگی با او خلاف نظرش رفتار کنـم و من هم از حساب رسی و توقّف در رستاخیز و پرس و جوی قیامت می ترسم که او می ترسد و آن چه از مال اندک دنیا دارم حلال و کافی است و به چیز بیشتری نیازمند نیستم.» 22) بونصر گفت: «خدا خیرتان دهد؛ همانا شما دو تن بسیار بزرگ هستید» و گریه کرد و آن ها را برگرداند و بقیه ی روز در فکر بود و از این ماجرا یاد می کرد. 23) و روز دیگر، نامه ای به امیر نوشت و حال را شرح داد و طلاها را برگرداند.     درس نهم  بانگ جرس   1) هنگام آن است که توشه ی سفر را بر اسب ببندیم و آماده ی سفر شویم/ و قصد کنیم از بیابان های پر از خار و کوه های پر از سنگ (همه ی مشکلات و موانع) عبور کنیم. 2) از هر جانب بانگ کوچ کردن به گوشم می رسد/ زنگ کاروان به صدا درآمده است، وای بر من که آرام و خاموش هستم. 3) انسان های دلیر و شجاع سفر را آغاز کردند/ پا در رکاب اسب تندروی خود نهاده و آماده ی حرکت و هجوم هستند. 4) ای بـرادر، زمان سفـر فرا رسیـده و راه طولانـی است/ نترس، شتاب کـن که همّـت و تلاش کارساز و مشکل گشا است. 5) زمان سفر فرا رسیده است باید اسب را بر دامن کوه و صحرا بتازانیم/ و تا سرزمین فلسطین که مقدّس و شایسته ی زیارت است، پیش برویم. 6) صحرا پر از دشمنان و صهیونیست های اشغالگر است/ امام خمینی پیشرو و راهنما است و دشواری های فراوانی بر سر راه قرار دارد. 7) ای برادر، به خاطر اشغال خاک ما، خانه بر ما تنگ شده/ و ننگ است که بیگانگان سرزمین ما را اشغال کنند و در وطن ما باشند. 8) فرمان رسید که سرزمین فلسطین را از دشمن پس بگیرید/ و آن را از دست صهیونیست های اشغالگر آزاد کنید. 9) امام خمینی قصد نابودی اشغالگران اسراییلی را کرده است/ ای یاران، باید رهبر را یاری نمود. 10) حکم و فرمان رهبر است که بر دشت بتازید/ حتّی اگر دشت دریایی از خون شود، باز هم بتازید و پیش بروید.       11) اطاعت و فرمانبرداری از حکم رهبر واجب است/ و در این راه حتّی اگر بر سر ما شمشیر ببارد، بگو ببارد، دشوار نیست. 12) ای دوست من، برخیز و قصد سفر کن/ و حتّی اگر شمشیر ببارد، جان خود را سپر کن و از جان مایه بگذار. 13) ای دوست من، برخیز تا به سوی بلندی های جولان حرکت کنیم/ و از آن جا با تاخت و تاز تا حدّ لبنان برویم. 14) آن سرزمینی که هر سویش شهیدان بسیاری دارد/ و در همه ی کوچه هایش غمی پنهان وجود دارد. 15) ای دوست من، غم ِ لبنان ما را کشت/ و داغ کشتار مردم دیریاسین پشت ما را شکست. 16) باید با مژگان خود، گرد و غبار را از طور سینا پاک کرد/ و سینه خیز و با نهایت شوق و اشتیاق از این جا تا فلسطین رفت. 17) ای دوست من، برخیز و بانگ پیشرو لشکر را بشنو/ اکنون امام ما پرچم به دوش گرفته و آماده ی حرکت است. 18) تکبیرزنان و لبّیک گویان بر اسب تندروی خود بنشین/ و همراهِ امام به سوی مقصد که دیار قدس است، حرکت کن.   درس دهم  باغ نگاه   1) به هنگام صبح، نور چشمان تو همانند دو مرغ آزاد/ آرام و بی هیچ صدا/ ساحت چشمان تو را ترک کرد. 2) به هنگام شب، نور چشمان تو همانند دو صف از یاکریم/ همراه با نسیم/ از چشم تو/ پَر کشید و رفت. 3) آفتاب با همه ی روشنی و عظمتش،/ در مقایسه با نور معنوی چشمان تو ارزشی ندارد (فروغ چشم تو از فروغ خورشید بیشتر است). 4) آبشار با همه ی جوش و خروشش،/ تنها موج آرام و فروخفته ای از خشم تو است (خشم تو بسیار پرخروش تر از آبشار است). 5) با این که چشمانت نور ندارد امّا هنوز می توان از نگاهت/ نور و روشنایی معنوی را،/ وام گرفت.     درس یازدهم  ترانه ی من   1) همان گونه که امواج دریا با شتاب به سوی ساحل (پایان مسیر) می روند، لحظات عمر ما نیز با سرعت به سوی پایان خود می شتابند. 2) لحظات عمر جای خود را به یکدیگر می دهند (از پی هم می گذرند) و در کشاکشی دایمی پیوسته از همدیگر سبقت می گیرند. 3) تولد که زمانی از گوهر نور و روشنایی بود (به سبب صفا و پاکی انسان در کودکی یا دمیده شدن روح خداوند در انسان)، به سوی بلوغ می رود و آن گاه که به اوج شکوه جوانی رسید، حوادث ناگوار شکوه آن را تهدید می کنند. 4) زمان که روزی بخشنده بود و شکوه جوانی را به انسان عطا کرده بود، همه ی بخشش ها ی خود را نابود می کند. 5) آری، زمان، شکوه جوانی را از بین می برد و پیشانی زیبا را پر از چین و چروک می نماید (انسان را پیر می گرداند) و همه ی چیزهای ارزشمند (جوانی ، جلوه های زیبا و ...) را نابود می کند. 6) هیچ موجود زنده ای از آسیب روزگار در امان نیست به جز شعر من که در آینده بر جای می ماند تا روزگارِ ستم پیشه بر خلاف میل خود، بزرگی و ارج تو (جوانی یا شعر شاعر) را مورد ستایش قرار دهد.      درس دوازدهم  چشم به راه   1) خدایا کسانی که همه چیز دارند اما تو را ندارند، آن هایی که فقط تو را دارند را مسخره می کنند (کافران، مؤمنان را مورد تمسخر قرار می دهند). 2) تولد هر کودک حاوی این پیام است که خداوند هنوز از انسان ناامید نشده است (خداوند هنوز امیدوار است که انسان در صراط مستقیم قرار گیرد زیرا اگر ناامید می شد، دیگر هیچ کودکی را نمی آفرید). 3) خداوند به انسان می گوید: تو را شفا می دهم به این جهت که به تو آسیب می رسانم، و تو را دوست دارم زیرا با بلا و سختی، مجازات و امتحانت می کنم. 4) کسانـی کـه از حقیقت و عوامـل هدایـت روی برمی گرداننـد و آن را انکـار می کننـد، خـود دچـار گمراهی می شوند. 5) انسان های بخشنده و ایثارگر، خوبی و روشنایـی را به دیگـران می دهند و رنـج و بلا را برای خود نگه می دارند (دیگران را بر خود ترجیح می دهند). 6) انسان های خودخواه و سودجو تصور می کنند که همه چیز برای منفعت آن ها خلق شده و باید در خدمت آن ها باشد. 7) خداوند نه به خاطر نعمت های آسمانی و زمینی، بلکه به خاطر عشق و محبتی که به ما نثار می کند، منتظر عشق ورزی و سپاسگزاری است (گل ها، دعوت نامه هایی به بندگان برای روی آوردن و بازگشتشان به سوی آفریدگار است).     درس سیزدهم  امید دیدار   1) روز جدایی از یار اگر با بی وفایی همراه نباشد، روز خوشی خواهد بود. 2) اگر چه جدایی و دوری از یار تلخ و دشوار است/ امّا امید دیدن یار در آن شیرین و دلپذیر است. 3) تحمّل غم و اندوه تنهایی خوب است/ اگر امید دیدار دوباره ی یار وجود داشته باشد. 4) اگر صد سال (زمان بسیار طولانی) غم و اندوه بخورم، چیز زیادی نیست/ وقتی که یک روز چهره ی دوست را ببینم. 5) اگر فقط یک روز را با معشوق به خوشی سپری کنی/ غم و اندوه صد ساله و طولانی خود را فراموش خواهی کرد. 6) ای دل، تو از باغبان کمتر نیستی/ و عشق تو به معشوق نیز کمتر از عشق باغبان به گلستان نیست. 7) آیا نمی بینی وقتی باغبان گلی می کارد/ چقدر غم و غصّه می خورد تا گل را پرورش دهد؟ 8) او روز و شب بی خواب و خوراک است و آرام و قرار ندارد/ گاهی گل را پیرایش و زینت می کند و گاهی به آن آب می دهد. 9) گاهی به خاطر آن گل بی خواب می شود/ و گاهی نیز از خار آن گل دستش زخمی می گردد. 10) او به این امید، آن همه غم و رنج می بیند/ که سرانجام روزی این گل به بار بنشیند و گل های آن شکفته شود. 11) آیا نمی بینی کسی که بلبلی دارد/ که از آواز آن دل انسان شادی و نشاط می یابد، 12) شب و روز (پیوسته) به آن بلبل آب و دانه می دهد/ و از چـوب های خوشبو و مرغـوب برایش آشیانه می سازد؟ 13) همیشه به وجود آن بلبل شاد و خوش و خرّم است/ به امید آن که آواز خوشی برای او بخواند. 14) همیشه تا زمانی که ماه و خورشید طلوع می کند ( تا جهان به هستی خود ادامه می دهد)/ من به وصال یار خویش امیدوار هستم. 15) در دل من، درخت عشق و مهربانی/ به سرو بوستان شباهت دارد. 16) نه شاخه ی آن به هنگام سرما خشک می گردد/ و نه برگ آن به هنگام گرما زرد می شود. 17) بلکه همیشه سرسبز و نیکو و باطراوت است/ به گونه ای که انگار هر روز آن بهاری است. 18) در دل تو، درخت عشق و مهربانی/ به گلزار پاییزی شباهت دارد. 19) که برهنه و بی برگ و بار مانده/ و گل و برگ هایش از بین رفته و فقط خار آن باقی مانده است. 20) من همانند شاخه ای تشنه در فصل بهار هستم/ و تو نیز همانند هوای ابری و بارانی هستی که من برای زنده ماندن به تو نیازمندم. 21) ای معشوق، هیچ گاه از تو قطع امید نمی کنم/ تا جان شیرین از من جدا نشود ( زندگی من به امید وصال تو وابسته است و اگر قطع امید کنم، می میرم). 22) از زمانی که عشق، صبر را از دل من بیرون رانده و مرا بی آرام و شکیب کرده است/ جان من به امید وصال تو باقی مانده است. 23) جان من به یکباره در تب و تاب و حرارت آتش جدایی نخواهد سوخت/ زیرا امید وصال تو مایه ی آرامش و تسکین تب و تاب جانم است. 24) وای بر جانم اگر امیدی برای من باقی نماند و ناامید شوم/ زیرا حتّی یک لحظه نیز بدون امید زنده نخواهم ماند.    آفتاب وفا   1) ای صبح دم، ببین که تو را به کجا می فرستم/ تو را به عنوان پیک نزد معشوق می فرستم. 2) این نامه ی سربسته و مهر و موم شده را که حاوی اسرار عشق است، به آن یار مهربان برسان/ و به کسی اطّلاع نده که تو را کجا می فرستم. 3) تو پرتو صفا و نور خلوصی از سرای معشوق هستی/ و من تو را به سوی همان بارگاه (سرای معشوق) روانه می کنم. 4) ای صبح دم، باد صبا دروغگو است و تو صادق و راستگو هستی/ و من بر خلاف میل باد صبا تو را به سرای معشوق می فرستم. 5) از ابر سحرگاهی زرهی برای قبای زرّین خود فراهم کن/ زیرا تو را هماننـد پیک بسته قبا (آماده و مهیّا) می فرستم. 6) هوا و هوس خود را بـه رشته ی جان گـره زده است/ ای صبح دم، تو را به نزد گـره گشای عشق (خـدا) می فرستم که مرا از بند هوا و هوس برهاند. 7) جان انسان یک لحظه هم درنگ نمی کند، بلکه می گذرد/ و به همین سبب تو را با این شتاب به سوی معشوق می فرستم. 8) به یکایک این دردهایی که در دل خاقانی وجود دارد، نگاه کن زیرا تو را برای تهیّه ی داروی این دردها به نزد معشوق می فرستم.     درس چهاردهم  پروانه ی بی پروا   1) شبی پروانه ها جمع شدند/ و در مجلس مهمانی ای خواهان شمع شدند. 2) همه می گفتند: یکی از ما باید برود/ و خبری از معشوق (شمع) بیاورد. 3) یکی از پروانه ها تا قصری دور رفت/ و در فضای آن قصر نوری از شمع (نشانی از معشوق) را یافت. 4) برگشت و به شرح آن چه دیده بود، پرداخت/ و به اندازه ی درک و فهم خود شمع را توصیف کرد. 5) سخن شناسی که در آن جمع، مقام و منزلتی داشت/ گفت: او به حقیقت شمع را نشناخته است. 6) یکی دیگر از پروانه ها رفت و از نور عبور کرد/ و خود را از دور بر شمع زد. 7) این پروانه در حالی که پرواز می کرد در نور شمع رفت/ و معشوق (شمع) بر او غلبه کرد و او مغلوب شد.   ۸) او نیز برگشت و مقداری از اسرار معشوق را بیان کرد/ وچیزهایی از وصال شمع را شرح داد. 9) سخن شناس به او گفت: ای عزیز، این نشانه های شناخت معشوق نیست/ و تو نیز همانند پروانه ی پیشین هیچ نشانه ای از معشوق نداری. 10) پروانه ی دیگری بلند شد و با سرمستی رفت/ و با شادی و نشاط بر سر آتش نشست. 11) این پروانه، آتش شمع را به آغوش کشید/ و با شمع درآمیخت و خود را کاملاً فراموش کرد. 12) وقتی آتش سراسر وجود او را فراگرفت/ اعضای بدن او همانند آتش سرخ شد و به رنگ آتش درآمد. 13) آن سخن شناس وقتی او را از دور دید/ که شمع او را به رنگ خود درآورده، 14) گفت: فقط این پروانه کارآزموده است/ هیچ کس دیگر نمی داند، تنها او خبر دارد و بس. 15) آن کسی که در راه عشق، خود را فراموش کرد و اثری از او باقی نماند/ تنها اوست که از میان همه، از معشوق خبر دارد. 16) تا زمانی که هستی ِ خود را فراموش نکنی و به جسم و جان توجّه داشته باشی/ هیچ خبری از معشوق نخواهی یافت.    سخن تازه   1) آگاه باش که سخن تازه بگویی تا هر دو جهان تازه و باطراوت شود/ سخنی که از حدّ جهان مادّی فراتر رود و حدّ و اندازه ای نداشته باشد. 2) کسی که از دم عیسایی تو زنده و باطراوت نشود، بدبخت است/ چنین کسی یا دچار رنگ (زرق و برق و فریب) می شود یا دچار آوازه (شهرت طلبی). 3) هر کس به تو متوسّل شود، به زودی به گنج دست خواهد یافت (به همه چیز دسترسی می یابد)/ به ویژه که تو او را بپذیری و محرم خود کنی. 4) آب و خاک (عناصر سازنده ی وجود انسان) از کجا می دانستند روزی گوهر گوینده (نفس ناطقه ی انسان) و غمزه ی غمّازه (نشان دهنده ی رازهای الهی) می شوند. 5) اگر لطف و عنایت تو نباشد، کسی شاداب و مؤفّق نخواهد شد/ و اگر کسی بدون لطف و عنایت تو به شادابی و مؤفّقیّت برسد، آن شادابی و مؤفّقیّت، فریب و غیر واقعی و ناپایدار است. 6) وقتی شتر حضرت صالح از دل کوه بیرون آمد، من یقین پیدا کردم/ که کوه در پی مژده ی تو به شتر تندرو تبدیل می شود (عشق الهی موجب تحرّک همه ی پدیده ها می شود). 7) رازهای الهی را پنهان کن و خاموش باش اگر چه خاموشی تلخ و دشوار است/ آن چه که درون خود پنهان کـرده ای و تـو را رنج می دهـد، دوباره تـو را زنـده و شاداب خواهـد کرد (راز عشق با وجـود دردآوری، درمان بخش است).     درس پانزدهم  کبوتر طوقدار   1) حکایت کرده اند که در ناحیه ی کشمیر شکارگاهی خوش و چمنزاری باصفا وجود داشت که از تابش و انعکاس آن، پر سیاه کلاغ همانند دم طاووس زیبا به نظر می رسید و در مقابل زیبایی آن، دم طاووس به پر سیاه و زشت کلاغ شباهت داشت. بیت: گل لاله در آن جا همانند چراغی می درخشید/ ولی به خاطر دود این چراغ، درون آن سیاه شده بود. بیت: گل شقایق بر ساقه ی خود به گونه ای ایستاده/ که انگار جام شراب سرخ بر شاخه ی زمرّد قرار گرفته است. 2) و در آن شکارگاه، شکار فراوانی وجود داشت و صیّادان پی در پی آن جا رفت و آمد می کردند. کلاغی در پیرامون آن شکارگاه، بر درخت بزرگ و انبوهی لانه داشت. نشسته بود و به چپ و راست نگاه می کرد. ناگهان صیّادی تندخو در حالی که لباسی خشن بر تن و دامی بر گردن و عصایی در دست داشت، به آن درخت روی نهاد. کلاغ ترسید و با خود گفت: این مرد کاری دارد که می آید و نمی توان فهمید که قصد شکار مرا دارد یا کس دیگری را. من به هر حال در جای خود می مانم و نگاه می کنم که چه کار می کند. 3) صیّاد جلو آمد و دام را پهن کرد و دانه انداخت و در کمین نشست. مدّتی منتظر ماند؛ گروهی کبوتران رسیـدنـد و رئـیس آن هـا کـبـوتـری بـه نـام مطـوّقه بـود و در اطـاعـت و فرمـانبـرداری از او روزگـار را سپـری می کردنـد. کبوتران همین که دانـه را دیدنـد، غافلانه پایین آمدنـد و همه در دام افتادنـد و صیّاد شاد شد و جلوه کنان و با ناز شروع به دویدن کرد تا آن ها را گرفتار کند و کبوتران بی قراری می کردند و هر کدام برای رهایی خود تلاش می نمودند. مطوّقه گفت: «جای جدال و ستیزه نیست؛ باید به گونه ای باشد که همگان رهایی یاران را از رهایی خود مهم تر بدانند و اکنون سزاوار آن است که همه به شیوه ی یاری و همدستی نیرویی به کار ببرید تا دام را از جا برداریم زیرا رهایی ما در این کار است.» کبوتران فرمان مطوّقه را به جا آوردند و دام را کندند و راه خود را در پیش گرفتند و صیّاد به دنبال آن ها رفت، به آن امید که سرانجام خسته و درمانده شوند و بیفتند و کلاغ با خود فکر کرد که به دنبال آن ها بروم و معلوم کنم که سرانجام کارشان چه می شود زیرا من نیز ممکن است به چنین حادثه ای گرفتار شوم و می توان از تجربه ها، سلاح هایی برای دفع حوادث روزگار ساخت. 4) و مطوّقه وقتی دید که صیّاد به دنبال آن ها است، به یاران خود گفت: «این لجوج و گستاخ در صید کردن ما جدّی است و تا از چشم او ناپدید نشویم ما را رها نمی کند. راه چاره آن است که به طرف مکان های آباد و پر درخت برویم تا دیگر نتوانـد ما را ببیند، ناامیـد و بی بهره بازگردد که در این نزدیکـی موشی از دوستان من است؛ به او می گویم تا این بندها را ببرّد.» کبوتران فرمان مطوّقه را راهنمای خود ساختند و راه را کج کردند (تغییر مسیر دادند) و صیّاد بازگشت. 5) مطوّقه به محلّ سکونت موش رسید. به کبوتران دستور داد که: «فرود بیایید.» کبوتران از فرمان او اطاعت کردند و همه نشستند و نام آن موش زبرا بود که دارای زیرکی و هوشمندی کامل و عقل فراوان و تجربه ی بسیار بوده و خوبی و بدی احوال روزگار را مشاهده کرده بود و در آن مکان ها برای فرار در هنگام خطر و حادثه، سوراخ های بسیاری ساخته و برای هر سوراخ راهی در سوراخ دیگر باز کرده بود و متناسب با دانش و مصلحت از آن مواظبت می کرد. مطوّقه فریاد زد که «بیرون بیا.» زبرا پرسید که: «کیست؟» مطوّقه نام خود را گفت؛ زبرا او را شناخت و با شتاب بیرون آمد. 6) وقتی موش مطوّقه را گرفتار بلا دید، اشک از چشم جاری کرد و اشک فراوانی بر چهره ریخت و گفت: «ای دوست عزیز و رفیق سازگار، چه کسی تو را در این رنج گرفتار کرد؟» مطوّقه جواب داد که: «سرنوشت و تقدیر آسمانی مرا در این گرفتاری انداخته است.» موش این سخن را شنید و زود شروع به بریدن بندهایی کرد که مطوّقه به آن بسته بود. مطوّقه گفت: «ابتدا بند دوستانم را باز کن.» موش به این سخن توجّهی نکرد. مطوّقه بار دیگر به موش گفت: «ای دوست، اگر ابتدا بند دوستان را باز کنی سزاوارتر است.» موش گفت: «این سخن را زیاد تکرار می کنی؛ آیا تو به جان خود نیازی نداری و برای آن حقّی قایل نیستی؟» مطوّقه گفت: «مرا به سبب این کار نباید سرزنش کرد زیرا من ریاست این کبوتران را به عهده گرفته ام و به همین سبب آن ها حقّی بر گردن من دارند و چون آن ها با اطاعت و خیرخواهی، حقوق مرا به جا آوردند و با یاری و پشتیبانی آن ها از دست صیّاد رهایی یافتم، من نیز باید از عهده ی وظایف ریاست برآیم و وظایف و اعمال سـروری را بـه جـا آورم و می ترسـم کـه اگـر از باز کـردن گـره های من آغـاز کنـی، خستـه شـوی و بعضـی از کبوتران در بند باقی بمانند امّا وقتی من در بند بسته باشم - اگر چه بسیار خسته شده باشی- سستی در حقّ مرا جایز نمی دانی و دلت به آن (سستی در حقّ من) راضی نمی شود و هم چنین چون به هنگام بلا و گرفتاری با یکدیگر مشارکت داشته ایم، به هنگام آسایش نیز همراهی و سازگاری سزاوارتر است، وگرنه سرزنش کنندگان و عیب جویان فرصت سرزنش و بدگویی می یابند. 7) موش گفت: «عادت جوانمردان همین است و به سبب این خلق و خوی پسندیده و روش ستوده ات نظر و عقیـده ی دوستـان درباره ی دوستی و محبّـت تـو پاک تر می گـردد و اعتماد یاران نسبت به بزرگـواری و پیمان داری تو بیشتر می شود.» و آن گاه با جدّیّت و رغبت بندهای آن ها را به طور کامل برید و مطوّقه و یارانش، آزاد و در امان بازگشتند. از ماست که بر ماست   1) روزی عقابی از روی سنگ به هوا بلند شد/ و در جست و جوی طعمه پر و بال خود را حرکت داد و پرواز کرد. 2) به راستی بال های خود نگاه کرد و گفت:/ «امروز همه ی پهنه ی جهان زیر پر من است و بر تمام جهان تسلّط دارم. 3) وقتی بر اوج آسمان پرواز می کنم، با نگاه تیز خود/ حتّی ذرّه ای را نیز در ته دریا می بینم. 4) حتّی اگـر پشـه ای بـر روی خـار و خـاشاک حـرکـت کنـد/ حـرکت آن پشـه در نظـرم آشکـار است و آن را می بینم». 5) بسیار از خود سخن گفت و تکبّر ورزید و از سرنوشت نترسید/ نگاه کن که از این روزگار ستمگر چه بلایی بر سر او آمد. 6) ناگهان از قضا و سرنوشت بد، تیراندازی ماهر و بی رحم از کمین گاه، تیری را مستقیم به سوی عقاب پرتاب کرد. 7) آن تیر دردناک و کاری به بال عقاب خورد/ و او را از آسمان به زمین فرود آورد و پایین انداخت. 8) عقاب بر خاک افتاد و همانند ماهی شروع به غلتیدن کرد/ و آن گاه پر خود را از چپ و راست گشود. 9) گفت: «جای شگفتی است که از چوب و آهن (تیر)/ چگونه این تیزی و سرعت و شتاب به وجود آمده است!؟» 10) به سوی تیر نگاه کرد و پر خود را بر آن دید/ گفت: «نباید از کسی بنالم زیرا هر چه بر سرم آمده، از جانب خودم است!»      درس شانزدهم  زاغ و کبک   1) کلاغی به سبب آن که دنبال آسایش بود/ از باغ به صحرایی سفر کرد و در آن جا اقامت نمود. 2) عرصه و میدانی را در دامنه ی کوه دید/ و دامن پر از گل و سبزه ی کوه، نشان از گنج نهفته در دل کوه داشت. 3) کبکی کمیاب و بسیار زیبا/ زیباروی آن گلزار فیروزه ای رنگ بود. 4) آن کبک دارای گام های سریع و تندرو و دونده و خوش حرکت بود و زیبا می پرید و با ناز راه می رفت. 5) هم حرکات کبک با هم متناسب و هماهنگ بود/ و هم گام هایش نزدیک به هم و زیبا بود. 6) کلاغ وقتی آن راه رفتن و حرکت و جنبش نرم و آهسته را دید، 7) با دلی گرفتار درد و شیفته ی حرکات کبک/ به تقلید از راه رفتن او پرداخت. 8) کلاغ شیوه ی راه رفتن خود را ترک کرد/ و شروع به تقلید از کبک نمود. 9) همانند کبک، گام می نهاد/ و از شیوه ی راه رفتن او تقلید می کرد. 10) خلاصه، کلاغ چند روزی در آن چمنزار، بر این شیوه به دنبال کبک رفت و از او تقلید کرد. 11) سرانجام به سبب خام بودن و ناپختگی خود ضرر کرد/ و راه رفتن کبک را نیز نیاموخت. 12) کلاغ شیوه ی راه رفتن خود را فراموش کرد/ و از این کار خود (تقلید از کبک) زیان دیده ماند.     درس هفدهم  هجرت   1) سرگذشت انقلاب را با من بخوان زیرا چیزهای دیگر همه افسانه ای بیش نیست/ من این سرگذشت را بارها خواندم، سرگذشتی عاشقانه است. 2) دوره ی استبداد و خفقان بود و بلا و مصیبت از هر سو هجوم می آورد/ و در مبارزه با این ظلم و ستم، هر روز مانند عاشورا و هر جا مانند کربلا به نظر می رسید. 3) ستمگران و عمّال ستمشاهی پیوسته بر ظلم و ستم دامن می زدند/ و علی رغم سختگیری آنان، ستمدیدگان در فکر انقلاب بودند. 4) جان مردم از شدّت ظلم و استبداد و خفقان دلگیر می شد/ و دل نیـز در رسیـدن به آرزوها پیر و فرسوده می گشت و به آرزوهایش نمی رسید. 5) همه ی امیدها در ناامیدی و محرومیّت به درد و غم تبدیل می شد/ و عشق و محبّت رونق خود را از دست می داد. 6) شب های غفلت و خواب زدگی را تبدار (پر از التهاب و آماده ی انقلاب) دیدم/ و در میان جهل زدگان رهبری آگاه و فرزانه و مبارز یافتم. 7) مردی که با آیینه هم صحبت بود (پاک و زلال بود)/ و از روزن شب (عصر ستم و بیداد) به گذشته ی درخشان اسلام می نگریست. 8) مردی که با همّت و اراده ی قوی خود، بلاها و حوادث را پایمال کرد/ و همه ی مردم جهان، شکوهِ همّت و اراده ی قوی او را ستایش می کردند. 9) مردی که پنهانی با روح و معنویّت هم پیمان شده/ و همانند حضرت نوح در طوفان حوادث انقلاب قرار گرفته بود. 10) مردی که با مردانگی، به مبارزه با ظلم و ستم پرداخت/ و در میان استبداد و خفقان، فریاد اعتراض سر داد. 11) مردِ ابراهیم گونه ای که به اسلام فراموش شده، جان تازه ای داد و آن را احیا کرد/ و در خاموشی و خفقان ندای اسلام را سر داد. 12) که ای مردم پریشان حال و پراکنده، تا کی می خواهید این گونه مضطرب و متفرّق باشید/ جهان به سبب فتنه و آشوب، افسرده شد شما تا کی می خواهید در جهل و غفلت و بی خبری به سر برید. 13) این چه روش و قاعده ای است که ابر نبارد/ و این چه ننگی است که شمشیر خاصیت بریدن را از دست داده باشد. 14) یاد جنگ احد و آن بزرگی ها و پهلوانی ها و شجاعت ها که انجام دادیم به خیر باد. 15) نبرد و شجاعت ما در روز جنگ خیبر یاد باد/ و یاد باد روزی که خشم خداوند در خشم علی (ع) تجلّی یافت.    آفتاب پنهانی   1) امام زمان (ع) که همچون آفتاب پنهانی است/ از سرزمین عرفانی مکّه ظهور خواهد کرد. 2) دوباره دلم به اضطراب و تپش درآمده است، این نشانه ی آن است که کسی به مهمانی دل ِ من می آید (عشق کسی در دلم جای می گیرد). 3) کسی که از هزاران بهار، سرسبزتر و باطراوت تر است/ انسانی بسیار شگفت آور، آن چنان که تو خودت می دانی. 4) تو آغازگر پرواز (رهایی) و پایان بخش سفر عشق هستی (پایان بخش خطّ انبیا و اولیا هستی). 5) تو بهانه ی گریستن دل های دردمند ِ منتظران هستی/ بیا و ظهور کن تا این غم و گریه به پایان برسد. 6) تو متعلّق به سرزمینی هستی که همه جایش آباد است (هر کجا که تو باشی، آباد می شود)/ ظهور کن و بیا زیرا این جهان رو به تباهی و ویرانی نهاده است. 7) عشق در کنار نام تو به مقصد می رسد و به تو منتهی می شود/ بیا و ظهور کن زیرا یاد تو آرامشی است که در دل ها شور و هیجان به پا می کند.     قرآن مصوّر   1) جهان همانند قرآنی است که به تصویر کشیده شده است و پدیده های طبیعت که به منزله ی آیات آن هستند، در آن به جای این که بنشینند، ایستاده اند. 2) هر کدام از پدیده های طبیعت اعم از درخت، دریا، جنگل، خاک، ابر، خورشید، ماه و گیاه مفاهیم جهان هستند. 3) با نگاه و بینشی عاشقانه و ژرف بیا تا جهان را که همانند قرآن مصوّر است، بشناسیم و آن را تلاوت کنیم.     درس نوزدهم  نیاز روحانی   1) به خاطر داشتن دلی غمگین و چشمانی اشکبار/ خلوت و تنهایی من پر از نور و روشنایی است. 2) کسی که شکوه و عظمت او در جهان نمی گنجد و فراتر از جهان است/ مهمان دل من شده است. 3) او غمی بزرگ و کهن به کهنگی تاریخ همه ی دردهای انسان و دلی بزرگ به وسعت گستره ی وجود انسانی داشت (غمخوار درد بشریّت بود و سعه ی صدر داشت). 4) امام همانند صاعقه ای بود که بسیار تند و سریع و اثربخش از سر ِ روزگار گذشت/ و یا همانند عبوری طوفانی بود که خواب و غفلت مردم جهان را به هم زد و آنان را بیدار کرد. 5) غم او برای همیشه و تا وقتی که زنده هستم، اصیل تر و حقیقی تر از یک نیاز روحانی در وجودم جای گرفته است. 6) هنوز دل من صدای اندوهگین امام را به روشنی آیه های قرآنی می شنود (صدای امام همانند آیه های قرآن، روشن است).    چشم های زمین   1) ای دل، بار گناه من و تو سنگین شد/ صبح فرا رسید امّا تاریکی گناه من و تو به روشنی تبدیل نشد. 2) تا زمانی که در یک نیمه شب آه و ناله و دعا و مناجات ما به آسمان بلند نشود، کار ما به سامان نمی رسد و غم و اندوهمان پایان نمی پذیرد. 3) فردای قیامت که عاشقان زخم های سرخ و خونین خود را شاهد و گواه می آورند/ افسوس که ما زخمی بر تن نداریم که شاهد و گواهمان باشد (در مبارزه و ایثار شرکت نکردیم). 4) ای دل، این ایثارگری ها و فداکاری ها، جوش و خروش گرم عشق است پس آرام ننشین و شتاب کن که آن را دریابی/ زیرا سرانجام خواهیم مرد و خاک سردی آرامگاه ما خواهد شد. 5) آن گورهایی که هنوز برای ما کنده نشده و با شور و التهاب فراوانی ما را به سوی خود می کشد/ همانند چشم های زمین است که منتظر ِ آمدن ماست. 6) ای دل، با من تا اوج نور و روشنایی و وصول به کمال همراه و همسفر باش/ که در این سفر، عشق حامی و یاریگر و پشتیبان ماست.   چند رباعی  بر موج بلند   1) زمان به سختی می گذشت و سپری می شد/ و همه ی پدیده های آفرینش و موجودات غمگین بودند. 2) تابوت شهید که بر روی دست های بلند مردم قرار داشت، به خاطر خون شهید و گل و شکوفه ی ریخته شده بر روی آن رنگین بود.    ساز شکسته   1) اگر چه دل من از آینـه هم باصفاتر و پاک تر است/ ولی از خاطر و اندیشـه ی غنچه ها نیـز تنگ تر و گرفته تر است. 2) ای عشق، دل بیچاره ی ما را بشکن/ زیرا ناله ای که از دل شکسته و غمگین بیرون می آید، دلنشین تر و مؤثّرتر است.    تقدیمی   1) سرسبزترین و زیباترین بهار و آواز خوش بلبل تقدیم تو باد. 2) می گویند که روییدن و تولّد عشق در یک لحظه است/ آن یک لحظه (لحظه ی تولّد عشق) هزاران بار تقدیم تو باد.     اجازه   1) صفا و خلوص و طراوت و بوی تازه و سوزنده ترین گرمی و سوز را از عشق بگیر. 2) ای دل من، یادت نرود که در هر لحظه ای که می تپی (در تمام لحظات زندگی) از عشق اجازه بگیری و زندگی ات با عشق باشد.     درس بیست و سوم  اقلیم عشق   1) چشم دل خویش را بگشا و بینش و بصیرت پیدا کن تا بتوانی جان و هر آن چه را که غیر قابل دیدن است، ببینی. 2) اگر به سرزمین عشق روی بیاوری (عاشق شوی)/ همه جا در نظرت همانند گلستان، زیبا جلوه می کند. 3) در سرزمین عشق، گردش زمین و آسمان بر وفق مراد و به کام عاشقان است. 4) در سرزمین عشق هر چه را که می بینی، دلت همان را می خواهد/ و هر آن چه را که دلخواه توست و آرزو می کنی، خواهی دید. 5) گدای بی سر و پای عالم عشق را/ در مقابل مُلک جهان بی اعتنا (سرگران) می بینی ( گدای عالم عشق به جهان و آن چه در آن است، اعتنا نمی کند). 6) در سرزمین عشق، گروهی پابرهنه و تهیدست را/ می بینی که آن چنان بلند همّت هستند که پای بر سر ِ فرقدان نهاده و به اوج عظمت و کمال معنوی رسیده اند. 7) اگر دل هر ذرّه را بشکافی و آن را تجزیه و تحلیل کنی/ می بینی که آفتابی در میان آن وجود دارد ( در هر ذرّه ای از پدیده ها، اسرار و مظاهر گوناگون حق نهفته است). 8) اگـر جان خویش را در آتش عشق بسـوزانی/ عشـق را هماننـد کیمیایـی می بینی کـه جان تـو را بـه کمال می رساند. 9) اگر از تنگنای زندگی دنیوی درگذری و فراتر روی/ وسعت عالم غیب را که بی مکان و غیر مادّی است، مشاهده خواهی کرد. 10) در سرزمین عشق هر آن چه را که تاکنون گوش تو نشنیده، می شنوی/ و هر آن چه را که چشم تو تاکنون ندیده، می بینی. 11) عشق تو را به مرحله ای از شناخت و بصیرت می رساند که از تمام جهان و جهانیان، فقط خدای یگانه را می بینی. 12) از دل و جان، فقط عاشق خدای یکتا باش/ تا در حالت عین الیقین آشکارا ببینی، 13) که در سراسر ِ جهان ِ هستی فقط خدای یکتا وجود دارد و غیر از او کسی و چیزی نیست/ خدا یکی است و خدایی جز او نیست. 14) ای خردمندان، خداوند آشکار و بدون حجاب از تمام پدیده های آفرینش جلوه می کند و خود را می نمایاند. 15) تو می خواهی خداوند را با عقل بشناسی در حالی که وجود با عظمت خداوند همانند آفتابی نورانی در همه جا آشکار است/ حقیقت روشن است و تو در گمراهی مانده ای. 16) چشم خود را به گلستان باز کن و ببین/ که آب صاف و بی رنگ چه زیبایی ها و رنگارنگی هایی در گل و خار به وجود آورده است. 17) ببین که در آن گلزار، از آب بی رنگ صدها هزار گل ِ رنگارنگ به وجود آمده است. 18) با عشق در راه طلب قدم بگذار/ و توشه ی لازم را برای این راه و رسیدن به مقصد بردار. 19) کارهایی که در نزد عقل دشوار است، با عشق آسان می شود. (تقابل عقل و عشق) 20) با عشق به مرحله ای از کمال می رسی که فکرو خیال به آن جا راه ندارد و نمی تواند آن را درک کند. 21) اجازه ی ورود و حضور در محفلی را می یابی که حتّی جبرئیل امین نیز اجازه ی ورود به آن مرتبه را ندارد (اشاره به معراج پیامبر که در آخرین مرحله ی آن، جبرئیل از همراهی ایشان بازماند). 22) راه عشق و توشه و مقصد آن مشخّص است/ اگر مرد راه عشق هستی، بیا و هنر خود را نشان بده. 23) ای هاتف، عارفان که دیگران گاهی آنان را مست و گاهی هوشیار می خوانند، 24) از به کار بردن اصطلاحاتی چون می، بزم، ساقی، مطرب، مغ، دیر، شاهد و زنّار، 25) قصدشان رازهای پنهانی است/ که گاه آن را با اشاره بیان و آشکار می کنند. 26) اگر به راز آنان پی ببری، خواهی فهمید/ که سرّ ِ این اسرار همین است، 27) که در سراسر ِ جهان ِ هستی فقط خدای یکتا وجود دارد و غیر از او کسی و چیزی نیست/ خدا یکی است و خدایی جز او نیست.     درس بیست و چهارم  موسی و شبان   1) موسی (ع) چوپانی را در راه دید/ که پیوسته می گفت: «ای خداوند و ای پروردگار، 2) تو کجایی که من چاکر و بنده ی تو شوم/ و کفش تو را بدوزم و سرت را شانه کنم. 3) به دستت بوسه زنم و پای تو را مالش دهم/ و چون وقت خواب فرا رسید، جای خوابت را جارو کنم. 4) ای خدا، همه ی بزهای من فدای تو باد/ و همه ی هی هی و های های من (فریادهای من) به یاد تو است». 5) آن چوپان به این شیوه سخنان بیهوده می گفت/ موسی (ع) گفت: «ای فلانی، با چه کسی سخن می گویی؟» 6) چوپان گفت: «با آن کسی سخن می گویم که ما را آفرید/ و این زمین و آسمان را خلق کرده است». 7) موسی (ع) گفت: «های، ابله و گستاخ شده ای/ و نه تنها مؤمن نشده ای بلکه کافر گشته ای. 8) این چه سخنان بیهوده و کفرآمیزی است که می گویی؟/ پنبه ای در دهان خود بگذار و خاموش باش. 9) چارق (کفش چرمی) و پاپیچ لایق توست/ این چیزها شایسته ی خداوند نیست. 10) اگر دهانت را از گفتن این سخنان بیهوده نبندی/ آتش قهر الهی فرو می آید و همه را می سوزاند». 11) چوپان گفت: «ای موسی، دهانم را دوختی و مرا خاموش کردی/ و به سبب پشیمانی از سخنانم، جانم را سوزاندی و مرا رنجاندی». 12) لباس خود را پاره کرد و آهی گرم و سوزان کشید/ و سر در بیابان نهاد و رفت. 13) از خداوند به موسی (ع) وحی آمد/ که بنده ی ما را از ما جدا کردی. 14) تو برای نزدیک کردن و وصل نمودن بندگان به خدا مبعوث شدی/ نه برای جدا کردن آنان از خداوند. 15) من در وجود هر کسی خوی و عادتی قرار داده ام/ و به هر کسی شیوه ای آموخته ام تا با آن منظور و مقصود خود را بیان کند. 16) سخنان ِ به ظاهر کفرآمیز چوپان از زبان وی مدح و شیرین و از زبان تو (موسی) نکوهش و سمّ است. 17) ذات ما (خداوند) از پاکی و ناپاکی و سستی در عبادت و رغبت به آن بی نیاز است. 18) من بندگان را نیافریدم تا سود و بهره ای ببرم/ بلکه خواستم به آنان بخشش و کرم کنم. 19) همان گونه که شهید ِ به خون تپیده به غسل نیاز ندارد/ خطای چوپان ِ صافی ضمیر (سخنان ِ به ظاهر کفرآمیز او) نیز از صدها عمل ِ نیک پسندیده تر است. 20) مذهب و آیین عشق از همه ی دین ها جداست/ و مذهب و آیین عاشقان، خداوند است. 21) لعل به ذات خود ارزشمند است و مهم نیست که نقش مُهر داشته یا نداشته باشد/ عشق نیز به ذاتِ خود با غم و اندوه همراه است و به همین دلیل، حتّی از دریای غم هم هراسی ندارد. 22) بر دل موسی (ع) سخنان الهی وارد شد/ و بر بینش او افزوده گشت به گونه ای که شنیدن کلام وحی برای او با نوعی شهود همراه شد. 23) وقتی موسی (ع) این سرزنش را از خداوند شنید/ در بیابان به دنبال چوپان دوید تا او را بیابد. 24) سرانجام موسی چوپان را یافت و او را دید/ و به وی گفت: مژده بده که از خداوند برای تو اجازه ای رسید. 25) به دنبال هیچ آداب و رسوم و نظم و ترتیبی نباش/ بلکه هر سخنی که دلت می خواهد با خداوند بگو.   درس بیست و پنجم  شبنم عشق   1) مجموعه ای از هر دو عالم روحانی و جسمانی لازم بود که هم عشق و بندگی و هم علم و شناخت را در حدّ کمال داشته باشد تا بار امانت (ولایت حضرت علی، معرفت یا عشق) را مردانه و عاشقانه بر دوش جان خود حمل کند. 2) خداوند متعال وقتی انواع موجودات را می آفرید، از دنیا و آخرت و بهشت و دوزخ، در ساختن ِ هر چیز از واسطه و وسیله ای استفاده کرد. وقتی کار به آفرینش آدم رسید، گفت: «من بشری از گِل می آفرینم» من قالب و جسم آدم را خود بدون هیچ واسطه ای می سازم؛ زیرا گنج معرفت و شناخت را در آن قرار خواهم داد. 3) پس خداوند به جبرئیل دستور داد که برو، از روی زمین یک مشت خاک بردار و بیاور. جبرئیل - علیه السّلام- رفت؛ خواست که یک مشت خاک از روی زمین بردارد. خاک به او سوگند داد: سوگند به عزّت و عظمت و بزرگواری خداوند که مرا نبر زیرا من طاقت نزدیکی به خداوند را ندارم و نمی توانم آن را تحمّل کنم. 4) جبرئیل وقتی ذکر سوگند را شنید به درگاه حق بازگشت و گفت: خداوندا، تو داناتری و می دانی که چه روی داده است، خاک راضی نمی شود و قبول می کند که بیاید. خداوند به میکائیل دستور داد: تو برو. میکائیل رفت؛ و خاک او را نیز همان گونه سوگند داد. خداوند به اسرافیل دستور داد: تو برو. اسرافیل رفت؛ و خاک او را نیز همان گونه سوگنـد داد؛ اسرافیل بازگشت. خداونـد متعال بـه عزرائیل دستور داد: تو برو؛ اگر خاک با میل و اراده ی خود نمی آید، او را به زور و اجبار بگیـر و بیاور. عزرائیل آمد و با خشم یک مشت خاک از روی همه ی زمین برگرفت. 5) همه ی فرشتگان در آن حالت، متحیّر و متعجّب شدند. لطف الهی و حکمت خداوندی به باطن و قلب فرشتگان می گفت: «من چیزی می دانم که شما نمی دانید.» شما نمی دانید که ما با این یک مشت خاک، از ازل تا ابد چه کارهایی داریم؟ 6) شما معذورید زیرا با عشق سر و کار نداشته اید. 7) چند روز اندک صبر کنید تا من بر این یک مشت خاک از روی قدرت، تصرّف و دستکاری کنـم، تا شما جلـوه های گوناگـون و نقش های رنگارنگ در آینـه ی آفرینش انسان ببینیـد. نخستین نقشـی که در این آینه می بینید آن است که همه باید او را سجده کنید. 8) پس خداوند از ابر کرم و بخشش خود، باران عشق و محبّت بر خاک آدم بارانید و خاک را تبدیل به گِل کرد و با دست قدرت خویش، در آن گِل دلی از گِل آفرید. بیت: خاک آدم با عشق سرشته شد/ و با خلقت آدم فتنه و شور فراوانی در جهان به وجود آمد. بیت: عشق را همچون نیشتری بر رگ روح آدم زدند و آن را شکافتند (آمیختگی عشق با روح انسان)/ در نتیجه، یک قطره خون از آن فروچکید و آن قطره خون را دل نامیدند. 9) همه ی موجودات عالم بالا، فرشتگان مقرّب و روحانی، در آن حالت با شگفتی می نگریستند که خداوند بزرگ با خداوندی خویش، در آب و گِل آدم چهل شبانه روز دستکاری و تصرّف می کرد. 10) خداوند به سرشتن گِل آدم پرداخته که «انسان را از گل خشکِ همچون سفال آفرید» و در هر ذرّه از آن گِل، دلی قـرار می داد و آن را بـا نظـر عنایـت و توجّـه خویـش پرورش می داد و حکمـت آن را با فرشتـگان می گفت: شما به وجود جسمانی آدم که از گِل آفریده شده، نگاه نکنید؛ بلکه به دلی که در این گِل قرار دارد، نگاه کنید. 11) هم چنین جسم آدم چهل هزار سال میان مکّه و طایف افتاده بود. 12) وقتی که کار دل به این کمال رسید، گوهری در خزانه ی غیب وجود داشت که خداوند آن را از فرشتگان پنهان داشته و خزانه داری آن را خود به عهده گرفته بود. فرمود که هیچ خزانه ای جز درگاه ما یا دل آدم، شایسته ی آن گوهر نیست؛ آن گوهر چه بود؟ گوهر عشق و محبت بود که آن را در صدفِ امانتِ شناخت قرار داده و بـر مُلک و ملکوت (ظاهـر و باطـن جهان) عرضـه کـرده بودند اما هیچ کس شایستگـی نگهبانـی و خزانه داری آن گوهر را نیافت. دل آدم شایسته ی نگهبانی آن بود زیرا با توجه و عنایت الهی پرورده شده بود و برای خزانه داری آن جان آدم شایسته بود زیرا چندین هزار سال از پرتو نور خداوندی پرورش یافته بود. 13) هر چند که فرشتگان هوش و فراست خود را برای درک و شناخت آدم به کار می انداختند، نمی دانستند کـه ایـن چـه مجمـوعـه ای است تـا ایـن کـه شیطـان پرحیـله یـک بار به دور ِ آدم می گـردیـد و با آن یک چشـم، اعورانه (مثل آدم یک چشم) به او نگاه می کرد (نویسنده، شیطان را یک چشم می داند چون او انسان را تنها از بعد جسمانی می نگریست). 14) پس وقتی شیطان گردِ همه ی جسم آدم گشت، هر چیزی را که از آن اثری دید، فهمید که چیست اما وقتی به دل رسید، دل را همانند قصری یافت که در پیش آن، سینه همچون میدانی قرار داشت همانند خانه ی پادشاهان. شیطان هر چند تلاش کرد که راهی بیابد تا درون دل وارد شود، هیچ راهی نیافت. با خود گفت: هر چه دیدم آسان بود؛ کار ِ مشکل این جاست. اگر زمانی به ما از این قالب و جسم آسیبی برسد، از این جایگاه (دل) خواهد رسید و اگر خداوند متعال با این جسم سر و کاری داشته باشد یا بخواهد چیزی در آن قرار دهد، در این جایگاه (دل) قرار خواهد داد. با اندیشه های فراوان و ناامید از دل بازگشت. 15) چون به شیطان اجازه ی ورود به دل آدم ندادند و دست رد به روی او نهادند، نزد همه ی جهانیان مردود شد. 16) فرشتگـان بـه خداونـد گفتنـد: چندین زمان است کـه در این یک مشت خـاک با قدرت و خداونـدی خود دست کاری و تصرف می کنی و جهان دیگری از این یک مشت خاک آفریدی و در آن خزانه های بسیار مدفـون و پنهان کردی و به ما هیچ آگاهی ندادی و هیچ کس از ما را محرم این ماجرا نساختی؛ به هر حال به ما بگو این چه خواهد بود. 17) خطاب خداوند ارجمند رسید که «من در زمین جانشینی قرار می دهم» من در زمین، برای حضرت خداوندی جانشینی می آفرینم اما هنوز آن را کامل نکرده ام. این چه شما می بینید، در واقع خانه و منزلگاه و محل نشستن او (جسم و قالب او) است. وقتی او را بر تخت جانشینی بنشانم، همه به او سجده کنید.    
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 19:50  توسط حسین امیدی  | 

امتحان تاریخ ادبیات2 درس به درس

درس اول
درامدی بر عصر حافظ:
1.    علت پراکندگی فرهنگی در عصر حافظ چه بود؟
2.    پیامدهای فتنه ی مغول در زمینه ی فرهنگی چه بود؟
3.    فساد ناشی از حمله مغول در قلمرو ادبیات چگونه خود را نشان داد؟
4.    هرج ومرج در قلمرو ذوق و اندیشه در عصر حافظ بازتاب چه عواملی است؟
5.    گروه های مذهبی به چه علت توانستند اعتقادات خود را در عصر مغول آزادانه آشکار کنند؟
6.    فضای باز عقیدتی دوره ی ایلخانان برای کدام مذاهب زمینه ی رشد را فراهم آورد؟
7.    هدف افرادی مانند خواجه نصیر از نفوذ در دستگاه حکومتی چه بود؟
8.    مذهب شیعه در دوره ی ایلخانان چه وضعی داشت؟
9.    هرات مرکز فرمانروایی کدام پادشاه تیموری بود وچه نقشی در احیای فرهنگی ایران داشت؟
10.    فرمانروای فرهنگ پرور تیموری که خود نیز اهل هنر بود چه نام داشت؟
11.    مهمترین آثار فرهنگی که در دوره ی بایسنقری به وجود آمد کدام اند وهم اکنون چه وضعی دارند؟
12.    زیستگاه وقلمرو بالندگی زبان وفرهنگ فارسی در عصر حافظ  در چه حدودی امتداد داشت؟
13.    چند فرهنگ شهر عصر حافظ را نام ببرید.


وضع عمومی شعر در عصر حافظ:
14.    موضوع ومضمون قصیده در عصر حافظ چه بود؟
15.    در چه زمینه هایی در شعر عصر حافظ پیشرفت و ابتکار دیده می شود؟
16.    تقلید در عصر حافظ چه وضعی داشت ؟
17.    تقلید در عصر حافظ به چند صورت دیده می شد؟
18.    از شاعران دوره های پیش در عصر حافظ سبک و شیوه ی کدام شاعران مورد تقلید قرار می گرفت؟
19.    منظومه سرایی در عصر حافظ به تقلید کدام شاعر رواج پیدا کرد ؟
20.    منظومه ها و خمسه های عصر حافظ از چه نظر نتوانستند به جایگاه خمسه ی نظامی دست یابند؟
21.    کدام شاعران عصر حافظ در استقبال از شعر شاعران گذشته به روش و شگردی خاص دست پیدا کردند؟
22.    نظیره گویی  چیست ؟
23.    نظیره گویی شاهنامه در عصر حافظ به چه دلیل گسترش پیدا کرد؟
24.    کدام انواع ادبی تازه در عصر حافظ گسترش پیدا کرد؟
25.    ساقی نامه چیست؟
26.    معما چیست؟
27.    ماده تاریخ چیست؟
28.    از میان بیت های زیر کدام معما ،معما با استفاده از حروف ابجد و ماده تاریخ است؟
چو نامش بپرسیدم ، از ناز ،زود           به دامن، چو برخاست ، بربط بسود
به تازی بدانستم آن رمز او                  که نامش ز بربط بسودن چه بود
**
نام بت من اگر بپرسی                      سیبی است نهاده بر سر سرو
**
چو سی با ده گرفتم بعد هفتاد               یقین دان نام او صدبار گفتم
29.    صور هشت گانه حروف جمل را بنویسید.
30.    عدد متناسب با هر حرف را برای حروف ابجد تعیین کنید:
ابجد ،هوز،حطی،کلمن،سعفص،قرشت،ثخذ،ضظغ
31.    هریک از دسته عددهای زیر متناسب با کدام حروف است؟
از الف تا ط :                      از ی تا ص:                 از ق تا غ:
32.    ماده تاریخ «عدل مظفر» را به دست آورید.
33.    طنز وانتقاد اجتماعی در شعر کدام شاعران عصر حافظ وجود دارد؟
34.    زبان شعر در عصر حافظ چه وضعی داشت؟
35.    زبان شعر در عصر حافظ از چه نظر دچار تباهی و فساد است؟
36.    عمومیت یافتن در کوچه وبازار چه تأثیری بر زبان شعر گذاشت؟
فخرالدین عراقی :
37.    فخرالدین چرا به عراقی شهرت پیدا کرد؟
38.    عراقی در کدام شهر به کسب معرفت ودانش اندوزی پرداخت؟
39.    عراقی از طریق کدام شخصیت با افکار ابن عربی آشنا شد؟
40.    عراقی در شهر قونیه با کدام شاعر بزرگ روبرو شد وچه ارتباطی بین آنها برقرار شد؟
41.    دیوان فخرالدین عراقی بیشتر شامل کدام قالب های شعری است؟
42.    ده نامه به کدام قالب ادبی سروده شده است؟
43.    ده نامه ی عراقی بر وزن کدام منظومه معروف سروده شده است؟
44.    ساختار کتاب ده نامه عراقی چگونه است؟
45.    ده نامه به چه نوع شعری اطلاق می شود؟
46.    موضوع کتاب لمعات عراقی چیست؟
47.    لمعات به نثر است یا نظم ؟
48.    معروف ترین شرح وتفسیر لمعات چه نام دارد و از چه کسی است؟
49.    تفاوت مثنوی و قصاید عراقی با غزل های او از لحاظ مضمون و تأثير گذاری چیست؟
درس دوم
خواجوی کرمانی:
1.    این که  سعدی و حافظ پیش و پس از خواجو ظهور کرده اند، از چه جهت درخور توجه است و از چه جهت برای خواجو نا خجسته است؟
2.    بیت زیر چه واقعیتی را از طرز شاعری خواجو بیان می کند؟
استاد غزل سعدی است نزد همگان اما       دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو
3.    چرا خواجو تخلص خواجو را برای خود برگزید؟
4.    چرا خواجو را نخل بند شاعران لقب داد ه اند؟
5.    علت تأثیر پذیری شدید حافظ از خواجو چیست ؟
6.    خواجو در چه سالی درگذشت و آرامگاه او کجاست؟
7.    آثار خواجو را به چند دسته می توان تقسیم کرد؟نام ببرید.
8.    دیوان خواجو شامل چند بخش است ؟
9.    دیوان خواجو شامل چه قالب هایی است ؟
10.    خمسه ی خواجوشامل کدام مثنویات است؟
11.    مهم ترین آثار منثور خواجو کدام اند؟
12.    نوع نثر مناظره های خواجو چگونه است؟
13.    محتوای مناظره های سه گانه ی خواجو را بنویسید.
14.    محتوا ی قصاید خواجو چیست؟
15.    خواجو مطالب و مسائل اجتماعی و انتقادی را در کدام قالب جای داده است؟
16.    خواجو در قصیده وغزل به چه شاعرانی نظر دارد؟
17.    در هرکدام از انواع ادبی زیر خواجو کدام شاعر را سرمشق قرار داده بود؟
قصیده :           غزل:                حماسه:                  داستان غنایی:
18.    شعر خواجو در مقایسه با الگوهای او چگونه ارزیابی می شود؟
با توجه به بیت زیر از خواجو به پرسش های زیر پاسخ دهید.
گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی
گفتم به می پرستی جستم ز خود رهایی
19.    شاعر از چه فن ادبی در شعر استفاده کرده است؟
20.    بیت زیر با توجه به اشتراک مضمون با بیت قبل  از کدام شاعر پس از خواجو می تواند باشد؟
به می پرستی از آن نقش خود بر آب زدم              که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن
ابن یمین:
21.    ابن یمین چه مذهبی داشت و در کجا زاده شد؟
22.    چرا ابن یمین شاهان و امرای سربداری را می ستود؟
23.    خصوصیات اخلاقی ابن یمین چه بود؟
24.    عمده هنر ابن یمین در سرو دن کدام نوع شعر است؟
25.    با توجه به محتوای اخلاقی و اشاره به شغل دهقانی در بیت زیر در جای خالی تخلص شاعر را حدس بزنید.
این جهان مزرعه ی آخرت است           هرچه خواهد دلت ای دوست بکار
دهقنت پیشه گرفت ........                  تا هم از کشت خودش آرد بار
26.    موضوع قصیده های ابن یمین چیست؟
27.    ارزش ادبی قصاید و غزلیات ابن یمین چگونه است؟
28.    در شعر ابن یمین کدام ارزش های اخلاقی مورد تأکید قرار گرفته است؟
سیف فرغانی:
29.    فرغانی مصادف با کدام واقعه ی تاریخی و در کجا زاده شد؟
30.    سیف فرغانی چرا به فرغانی شهرت یافت ؟
31.    کدام دو شاعر بزرگ قرن با سیف فرغانی همزمان بوده اند ونوع ارتباط سیف با آنها چگونه بود ؟
32.    سبک  وشیوه ی سیف از چه جهت به شیوه ی شاعران خراسان نزدیک است ؟
33.    سیف در قصیده از کدام شاعران الهام گرفته است ؟
34.    سیف چگونه در سرودن، گرفتار هنر نمایی های شاعرانه شده است ؟
35.    غزلهای سیف به تقلید از کدام شاعر است؟
36.    علت گرایش سیف به غرلسرایی چیست؟
37.    سیف در استفاده از ذوق شاعری به شاعران دیگر چه سفارشی می کند؟
38.    چه چیزی نشانگر ارادت سیف به امامان شیعه است؟
عبید زاکانی:
39.    عبید در چه زمان و در کدام شهر زاده شد؟
40.    چرا عبید به زاکانی معروف شد؟
41.    عبید با کدام امرای عصر خو دارتباط داشت ؟
42.    پیامدهای اخلاقی واجتماعی حمله ی مغول در عصر عبید خود را چگونه نشان داد ؟
43.    عیب رکیک بودن سخنان عبید چگونه جبران یا توجیه می شود؟
44.    بیت زیر از عبید هدف روی آوردن شاعر به طنز را چه چیزی اعلام می کند؟
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز        تا داد خود از مهتر و کهتر بستانی
45.    آثار عبید به نظم است یا به نثر ؟
46.    اشعار جدی عبید شامل چه آثاری است ؟
47.    دیوان عبید شامل چه قالب هایی است ؟
48.    ارزش ادبی آثار جدی عبید نسبت به پیشینیان چگونه است؟
49.    نام مثنوی معروف عبید که به شیوه ی ده نامه سروده شد ه است ،چیست؟
50.    از میان آثار منظوم عبید کدام منظومه ی او اهمیت خاصی دارد؟
51.    در منظومه موش وگربه کدام طبقات اجتماعی مورد نقد قرار می گیرد؟
52.    درچه صورت می توان موش وگربه را اثری کاملاً سیاسی دانست؟
53.    آثار طنزآمیز منثور عبید به ترتیب اهمیت کدام اند؟
54.    چرا بیش تر طنزهای عبید را نمی توان در همه جا نقل کرد؟
55.    چه ویژگی هایی در شعر عبید شدت فساد وتباهی های روزگار او را نشان می دهد؟
56.    عبید در پرداختن هزلیات خود به کدام شاعران نظر داشته است؟
57.    چرا موقعیت عبید در ادب انتقادی فارسی شاخص وممتاز باقی مانده است؟
درس سوم
حافظ
1.    نام اصلی حافظ چه بود ؟
2.    چرا شاعر تخلص حافظ را برای خود برگزید ؟
3.     حافظ  به چه لقب هایی معروف است؟
4.    زادگاه حافظ کجاست؟
5.    حافظ در چه زمان به دنیا آمد؟
6.    درباره ی اصل ونسب حافظ چه می دانید؟
7.    محل اقامت حافظ کجا بود؟
8.    حافظ به چه جاهایی سفر کرد؟
9.    تفاوت سلیقه حافظ با سعدی در سفرچیست؟
10.    تاریخ وفات حافظ را بنویسید.
11.    علوم قرآنی چه تأثیری بر  سبک حافظ داشت؟
12.    حافظ  از دانش های زمان چه  بهره ای داشت؟
13.    شاهان معاصر حافظ کدام اند؟
14.    مرگ فرزند  چه نمودی در شعر حافظ داشت ؟
15.    شاهی که حافظ دوستش می داشت که بود؟
16.    منظور حافظ از نماد محتسب  کیست ؟
17.    علت نفرت حافظ از محتسب چیست؟
18.    آثار حافظ کدام اند؟
19.    دلیل نادیده انگاشته شدن قصاید ومثنوی های حافظ چیست؟
20.    سر مشق حافظ  در غزل سرایی که بود؟
21.    علت اینکه برخی حافظ را خاتم شعرای ایران دانسته اند چیست؟
22.    شباهت وتفاوت لحن حافظ با شاعران منتقد دیگرچیست؟
23.    راه  نو حافظ در غزل چه بود؟
24.    تلفیق فرهنگی در شعر حافظ چه نمودی دارد؟
25.    بهترین مضمون در شعر حافظ چیست؟
جامی
26.    نام شاعر چه بود؟
27.    جامی به چه لقب هایی معروف بود؟
28.    شاعر تخلص جامی را به چه مناسبت برگزید؟
29.    تولد جامی در چه سالی اتفاق افتاد ؟
30.    زادگاه جامی کجاست ؟
31.    جامی چند بار و به کجاها سفرکرد؟
32.    شاهان معاصر جامی را نام ببرید.
33.    دوران دانش پژوهی چگونه گذشت؟
34.    جامی در چه سالی وفات کرد؟
35.    جایگاه معنوی شاعر در عصر خویش چگونه بود؟
36.    اثار منظوم شاعر:   الف)                            ب)
37.    به کدام مناسبت جامی دیوان خود را  به سه بخش تقسیم کرد؟
38.    مثنوی های هفت گانه جامی کدام اند؟
39.    الهام بخش جامی در مثنوی ها کیست؟
40.    موضوع هر یک از مثنوی ها ی جامی چیست؟
41.    آثار منثور جامی کدام اند؟
42.    در نگارش بهارستان کدام کتاب الگوی جامی بود؟
43.    موضوع آثار مثنوی جامی را بنویسید.
44.    ارزش ادبی هفت اورنگ و بهارستان چیست؟
درس چهارم
درآمدی بر عصر خواجه رشیدالدین
1.    چرا پادشاهان مغول و تیموری مورخان را حمایت و تشویق می کردند ؟
2.    فرزانگان ایرانی عصر مغول به چه علت به نگارش تاریخ وقایع گذشته اقدام می کردند ؟
3.    کاربرد واژگان ترکی در عصر خواجه رشیدالدین در نثر فارسی چگونه بود ؟
4.    چرا وجود کلمات ترکی در زبان فارسی نتوانست مشکل عمده ای ایجاد کند ؟
5.    علت موج عربی مآبی که در دوره ی صفویه پیدا شد چیست ؟
6.    از میان زبان های عربی و ترکی و مغولی کدام تأثیر بیشتری در نثرفارسی عصر خواجه رشید الدین گذاشت؟
7.    تأثیر زبان عربی در اثر خواجه رشیدالدین در چه حوزه هایی خود را نشان داد؟
8.    مهم ترین اثر تاریخی و ادبی عطا ملک چه بود؟
9.    نوع نثر جهان گشا چیست؟ ویژگی های آن چیست ؟
10.    عطا ملک جوینی چگونه به دربار مغولان راه یافت؟
11.    ربع رشیدی در کجا تاسیس شد؟
12.    چرا ربع رشیدی به این نام معروف شد؟
13.    مهم ترین خدمت فرهنگی خواجه رشیدالدین فضل الله در عصر مغول چه بود؟
14.    سرانجام خواجه رشیدالدین فضل الله در دربار مغول چه بود؟
15.    مهم ترین اثر خواجه نصیرالدین فضل الله چیست؟
16.    کتاب جامع التواریخ در چه سالی به پایان رسید ؟
17.    ویژگی های نثر جامع التواریخ چیست؟
18.    چرا جامع التواریخ را از نمونه های سالم نویسندگی در سده ی هشتم باید دانست؟
درس پنجم :
درآمدی بر عصر صائب                                                       
1.    چرا صفویان به زبان ترکی تعلق خاطر داشتند؟
2.    پدر شعر ترکی کیست؟
3.    چه عاملی سبب ترویج دوباره ی زبان عربی در عصر صفویه شد؟
4.    رواج عربی در عصر صفوی چه تأثیری بر زبان فارسی گذاشت؟
5.    در دسترس عوام قرار گرفتن شعر چه تأثیر منفی و مثبتی بر ادبیات گذاشت؟
6.    مناطق عمده ی رشد و پرورش زبان و ادب فارسی کجا بود؟
7.    زبان فارسی در دستگاه حکومتی هند چه وضعیتی داشت؟
8.    چه عواملی سبب مهاجرت شاعران ایرانی به هند شد؟
9.    علت توجه سلاطین بابری هند به شاعران فارسی زبان چه بود؟
10.    زبان فارسی تا چه دوره ای در هند رواج داشت و چه زبان های دیگری جایگزین شدند؟
11.    قالب عمده ی شعر در عصر صفویه چیست؟
12.    موضوع شعر در عصر صفویه چیست؟
13.    مشخصات کلی سبک عصر صائب چیست؟
14.    خصوصیات اخلاقی وحشی بافقی چه بود؟
15.    مثنوی های وحشی را نام ببرید.
16.    شهرت شاعری وحشی مرهون چیست؟
17.    کدام مثنوی بافقی ناتمام ماند؟
18.    شاعری محتشم چند رویه دارد؟
19.    طولانی ترین ترکیب بند ادبی فارسی از کیست؟
20.    مجموعه غزلیات محتشم چه نام دارد؟
درس ششم:
1.    چرا کلیم همدانی به کاشانی مشهور شد؟
2.    کلیم در چه عهدی به هند رفت و در چه عهدی ملک الشعرا شد؟
3.    کلیم در اواخر عمر کدام مثنوی را به نظم کشید؟
4.    شهرت کلیم در چیست؟
5.    چه ویژگی هایی در سخنان کلیم برجسته بود؟
6.    چه چیزی شعر و غزل کلیم را میان اقران متمایز ساخت؟
7.    چرا به کلیم خلاق المعانی ثانی لقب دادند؟
8.    صائب در دربار کدام پادشاه به عنوان ملک الشعرا دست یافت؟
9.    مثنوی صائب چه نام دارد؟
10.    شاهکار شاعری صائب چه چیز است؟
11.    علت دشواری مضمون های شعرهای صائب چیست؟
12.    بیدل چرا از خدمت دربار کنار رفت؟
13.    آثار منثور بیدل کدام اند ؟
14.     مثنوی های بیدل چه نام دارند؟
15.    رنگ عرفانی در کدام نوع شعرهای بیدل نمود بیشتری  دارد؟
16.    ویژگی عمده شعر بیدل چیست ؟
درس هفتم:
1.    میرزا مهدی خان استر آبادی با نوشتن کدام کتاب ها به شیوه ی تاریخ وصّاف رفت ؟
2.    میرزا مهدی خان دره نادری را به تقلید کدام کتاب نوشته است؟
3.    چرا زبان فارسی در عصر قائم مقام فاسد شد؟
4.    قائم مقام در نثر از کدام شاعر الهام گرفته است؟
5.    مهم ترین نوشته های قائم مقام  بیش تر شامل چیست؟
6.    اختصاصات نثر قائم مقام چیست؟
7.    سبک نویسندگی قائم مقام به چه عللی مورد توجه قرار گرفت؟
8.    چه عواملی به تحول نثر فارسی و رواج ساده نویسی پس از قائم مقام کمک کرد؟
9.    کدام افراد آگاهانه از شیوه ی نویسندگی پیشینیان انتقاد و اسلوب های ساده نویسی غربی استفاده کرد؟
10.    نویسنده ی کتاب حاجی بابا اصفهانی کیست؟
11.    موضوع کتاب حاجی بابا اصفهانی چیست؟
12.    مترجم کتاب حاجی بابا اصفهانی کیست؟
13.    چه عواملی در توفیق و شهرت حاجی بابا تأثیر داشت؟
14.    نوع ادبی مسالک المحسنین چیست؟
15.    موضوع کتاب مسالک المحسنین چیست؟
16.    چرا در اواخر دوره ی قاجار روشن فکران و اصلاح طلبان در استانبول گردهم می آمدند؟
17.    نوع ادبی کتاب زندگی من چیست؟
18.    نام دیگر کتاب شرح زندگی من چیست؟
19.    هدف عبدالله از نوشتن زندگی من چه بود؟
درس هشتم:
1.    چرا در روزگار آشفته ی صفویه توجه به شعر و غزل برای طبقات مختلف پذیرفته و ممکن نبود؟
2.    شاعران پس از صفویه با چه توجیهی از شیوه ی هندی دست برداشتند؟
3.    اعضای انجمن ادبی مشتاق چه کسانی بودند؟
4.    کار انجمن مشتاق از چه جهت در تغییر سبک اهمیت داشت؟
5.    وضع غزل و قصیده در عصر هاتف چگونه بود؟
6.    غزل و قصیده عصر هاتف چه تفاوتی با غزل و قصیده سبک هندی داشت؟
7.    با وجود اصرار نادر شاه بر اتحاد شیعه و سنی چرا مردم همچنان به شعر مذهبی گرایش داشتند؟
8.    دعوت به بازگشت در نثر هاتف چه تحول شگرفی در فضای شعر فارسی پدید آورد؟
9.    تقلید در عصر هاتف چه وضعی داشت؟
10.    چه دلایلی نشان می دهد که اصفهان همچنان در عصر هاتف اهمیت و مرکز یت خود را حفظ کرد؟
11.    مشتاق در شیوه ی شاعری خود به کدام شاعر پیشین از خود نظر داشت؟
12.    گرایش به صنایع بدیعی در شعر مشتاق چه تفاوتی با شعر عصر صائب داشت؟

درس نهم:
1.    ارتباط آذر بیگدلی با دستگاه حکومت معاصر خود چه بود؟
2.    آذر عضو کدام انجمن بود؟
3.    آذر اصول شعر را از چه کسی آموخت؟
4.    قصاید و غزلیات آذر به شیوه ی کدام شاعران بود؟
5.    آذر در کدام اثر خود از تأثیر سبک دوره ی صائب برکنار نبود؟
6.    مهم ترین اثر آذر بیگدلی چه بود؟
7.    چرا آذر به دیر پسند معروف شد؟
8.    پیش آهنگ سبک بازگشت کیست؟
9.    پیشینه ی اصلی هاتف چه بود؟
10.    شاخص ترین سخنور سبک بازگشت کیست؟
11.    هاتف پزشکی و شعر را پیش چه کسانی آموخت؟
12.    اخوانیات هاتف خطاب به چه کسانی بود؟
13.    هاتف به چند زبان شعر می گفت؟
14.    هاتف در غزل از چه کسانی تبعیت می کرد؟
15.    چرا هاتف با وجود تعداد کم اشعارش در میان شاعران هم عصر خود از همه برتر شمرده می شود؟
16.    شاهکار سخنوری هاتف چه بود؟
17.    هاتف در سرودن ترجیع بند خود به شیوه ی شاعری کدام شاعر نظر داشت؟
18.    ترجیع بند هاتف مشتمل بر چند بند است؟
19.    چه عواملی ترجیع بند هاتف را در زمره ی نامورترین اشعار مستقل زبان فارسی قرار داده است؟
20.    هاتف در ترجیع بند خود از چه سخن می گوید و انسان های عصر خود را به چه می خواند؟
21.    هاتف در دعوت به سعه ی صدر به چه واقعیت هایی از عصر خود نظر داشته است؟
22.    هاتف در ترجیع بند خود راه چاره اختلاف مذاهب را در چه می دانست؟
23.    چراباید فروغی بسطامی را واپسین شاعر طرز  هاتف و مشتاق دانست؟
24.    فروغی بسطامی در غزل سرایی از چه کسی پیروی می کند؟
25.    اولین تخلص فروغی چه بود؟
26.    فروغی بسطامی مورد توجه کدام شاه قاجار قرار گرفت؟

درس دهم:
1.    چه عواملی موجب استمرار شیوه ی شعر علما و به ویژه مدیحه سرایی در قالب قصیده شده است؟
2.    تفاوت دوران صفوی و قاجار از نظر رواج شعر در میان طبقات جامعه چه بود؟
3.    چرا گرایش طبقات پایین پیشوایان به شعر در دوره ی قاجار کاهش یافت؟
4.    کتاب براهین العجم را چه کسی نوشت و به اشاره ی کدام شاعر معروف دست به این اقدام زد؟
5.    تخلص شیخ احمد نراقی چیست؟ و آثار او کدام اند؟
6.    رواج کتاب براهین العجم عصر قاجار نشانگر چه تحولاتی در اقبال به شعر و شاعری است؟
7.    میرزا محمود مازندرانی کیست؟
8.    چند تن از مجتهدان شاعر دوره ی قاجار را نام ببرید.
9.    چرا علما نیز در عصر قاجار به شیوه ی شاعری روی آوردند و آن را کسر شان نمی دانستند؟
10.    چرا تصوف در قاجار در بین عامه نفوذ در خوری پیدا نکرده بود؟
11.    مهم ترین تغییر جغرافیایی در حوزه ی شعر و ادب چیست؟
12.    فتحعلی شاه به چه دلیل به شاعران خود توجه خاصی داشت؟
13.    حلقه ی شاعران دربار قاجار چه کسی بود؟
14.    شاعران دوران قاجار از لحاظ اشتغال به شعر و شاعری به چند گروه تقسیم می شوند؟
15.    ارزش ادبی شعر دوره ی قاجار در مقایسه با ادوار گذشته چگونه ارزیابی می شوند؟
16.    قالب های عمده ی شعر در عصر قاجار کدام اند؟ و به چه سبکی سروده می شوند؟
17.    وضع عرفان در شعر دوره ی قاجار چگونه است؟
18.    وضع شعر از نظر محتوا و مضمون در دوره ی قاجار چگونه است؟
19.    علت گرایش به حماسه در دوره ی قاجار چیست؟
20.    کدام شاعر قاجار حلقه ی اتصال به عصر هاتف است؟
21.    آثار صبا کاشانی را نام ببرید.
22.    گلشن صبا به تقلید کدام اثر سعدی خلق شده است؟
23.    طرز مدیحه سرایی صبا سبک کدام شاعر را به یاد می آورد؟
24.    چه کاستی هایی در شعر صبا دیده می شود؟
25.     مضمون قصاید صبا چیست؟
درس یازدهم :
1.    نشاط علاوه بر زبان مادری چه  زبان هایی را فرا گرفت ؟
2.    نشاط علاوه بر شعر به کدام هنر دیگر آراسته بود؟
3.    نشاط از کدام دانش های زمان خود بهره ور بود؟
4.    نشاط از هوا خواهان کدام سبک شعر بود؟
5.     نشاط چگونه  به معتمدالدوله ملقب شد؟
6.    مجموعه آثار منظوم و منثور نشاط چه نام دارد؟
7.    نشاط از چه نظر در بین هم روزگاران خود کم نظیر است؟
8.    غزل های نشاط چه ویژگی هایی دارد؟
9.    معایب و محاسن قصاید نشاط را بگویید؟
10.    وصال با اتکا بر چه عواملی به محافل انس راه پیدا کرد؟
11.    وصال از چه راهی روزگار می گذارند ؟
12.    وصال از نظر علاقه به سفر چه شباهتی با حافظ دارد؟
13.    دیوان وصال شامل چه قالب هایی است ؟
14.    دو مثنوی وصال را نام ببرید.
15.    وصال کدام مثنوی ناتمام مانده  وحشی را به پایان برد؟
16.    ارزش ادبی فرهاد و شیرین وصال چگونه است ؟
17.    وصال با کدام شاعر هم شهری خود ارتباط نزدیکی داشت ؟
18.    شاعر آواره عنوان کدام شاعر عصر صباست ؟
19.    یغما چرا از به کار بردن واژه های عربی پرهیز می کرد؟
20.    سره نویسی چیست؟
21.    اولین تخلص قاآنی چه بود ؟
22.    قاآنی چگونه  تخلص قاآنی را برای خود بر گزید؟
23.    قاآنی چگونه به لقب حسان العجم معروف شد ؟
24.    وضع قاآنی در دوره ی امیر کبیر چگونه بود ؟
25.    قاآنی با چه زبان های غربی آشنایی داشت و چه تأثیری بر شعر فارسی گذاشت ؟
26.    دیوان قاآنی شامل چه اشعاری است ؟
27.    کدام نوع شعر قدرت طبع او را  نشان می دهد؟
28.    چرا با وجود بی توجهی قاآنی به معنا شعر او مورد توجه خوانندگان قرار می گیرد؟
29.    نسبت لفظ و معنا در شعر قاآنی چگونه است ؟
30.    نسبت امور  عقلی وحسی در شعر قاآنی چگونه است ؟
31.    قاآنی از میان قدما به کدام شاعران نظر دارد ؟
32.    تقاوت قاآنی با معاصران خود را دراستفاده از قصص چیست ؟
33.    کتاب قاآنی چه نام دارد و به تقلید کدام شاعر نوشته شده است ؟
34.    این بیت چگونه نسبت لفظ و معنا را در شعر قاآنی نشان می دهد؟
رفیق جو ، شفیق جو ، عقیق لب ، شقیق رو
رفیق دل ، دقیق مو،چه موز مشک تارها
درس دوازدهم:
1.    عواملی را که به بیداری جامعه ایران در زمان مشروطیت انجامید ،نام ببرید.
2.    تحصیل کردگان چگونه و از چه طریقی بر جریان نوگرایی و اجتماعی – فرهنگی ایرانیان تأثیر می گذاشتند؟
3.    چه عواملی سبب رشد عرب گرایی در جامعه ایرانی شد؟
4.    علمای شعیه چگونه بر حرکت های اجتماعی عصر قاجار تأثیر می گذاشتند؟
5.    استبداد صغیر به کدام دوره از تاریخ ایران اطلاق می شود؟
6.    چرا شعر دوره ی بیداری را باید امری عمومی دانست نه پدیده ای تجسمی ؟
7.    ویژگی های شعر دوره ی بیداری از نظر کارکرد و شمول چیست؟
8.    جهان شناسی شاعران دورۀ بیداری چگونه شکل می گرفت و چه ویژگی هایی داشت ؟
9.    از نظر ساخت فنی شاعران دوره ی بیداری چند گروه بودند؟
10.    نمونه ی تازه ی تخیل در عصر بیداری را در شعر  کدام شاعر می توان مثال زد؟
11.    هر کدام از گروه شاعران عصر بیداری به کدام قالب های شعر فارسی توجه نشان می دادند؟
12.    چرا شاعران مردم گرای عصر بیداری به موازین ادبی پای بندی چندانی نداشتند؟
13.    شاعران گروه های مردم شعر را وسیله ی دانستند یا هدف؟
14.    ویژگی شعر بیداری از لحاظ محتوا و درون مایه چیست ؟
15.    چرا غزل گویی در دوره ی بیداری از رواج افتاد؟
16.    شاخص ترین درون مایه های شعر فارسی در عصر بیداری را نام ببرید.
17.    ادبیات کارگری چیست ؟

درس سیزدهم :
1.    نام اصلی ادیب الممالک فراهانی چیست؟
2.    چه کسی ادیب الممالک را به این لقب ملقب کرد؟
3.    ادیب الممالک درچه روزنامه ای فعالیت  می کرد ؟
4.    فعالیت اصلی ادیب الممالک درچه زمینه ای بود؟
5.     بیش تر اشعار ادیب الممالک در چه زمانی منتشر شد؟
6.    چرا اشعار ادیب در روزنامه ها چاپ می شد؟
7.    ادیب درکدام قالب شعری بیش تر درخشید ؟
8.    شیوه ی ادیب الممالک در قصیده سرایی چگونه بود؟
9.    چه عواملی فهم شهر ادیب را برای عموم مردم دشوار می سازد؟
10.    مضامین شعر ادیب الممالک عمدتاً چیست ؟
11.    واژه ها ی دساتیری چیست؟
12.    بهار چگونه ملک الشعرا نامیده شد؟
13.    بهار فنون شعر و ادب را از چه کسانی آموخت ؟
14.    بهار چگونه به عالم سیاست روی آورد؟
15.    بهار کدام روزنامه ها را در دوران استبداد به چاپ رساند ؟
16.    بهار در تهران کدام جمله ی ادبی را تأسیس کرد؟
17.    بهار پس از کودتای رضا شاه به چه فعالیت هایی دست زد؟
18.    آثار بهار را نام ببرید.
19.    درون مایه مثنویات بهار چیست ؟
20.    مثنوی های بهار تحت تأثیر کدام شاعران پیشین قرار دارد؟
21.    چه عواملی  کهنگی صورت و قالب مثنوی های بهار را جبران می کند؟
22.    بهار در حبسیاتش یاد آور کدام شاعران پیشین است ؟
23.    بهار در کدام قالب شعری توفیق چندانی نداشته است ؟
24.    بهار در قالب قصیده و چه تحولی به وجود آورد؟
25.    بهار از هر کدام  از شاعران قصیده سرای دوره های پیش چگونه تأثیر پذیرفته است ؟
26.    در کدام شعرهای بهار مسائل  دینی مطرح شده است ؟
27.    تفاوت اشعار دینی با دیگر اشعار در این زمینه چیست ؟
28.    دو مضمون عمده شعر بهار کدام است ؟
29.    دهخدا با کدام زبان غربی آشنایی داشت و این آشنایی چگونه فراهم شد ؟
30.    دهخدا در آغاز مشروطیت به همراه چه کسی فعالیت می کرد؟
31.    پس از قتل میرزا جهانگیرخان دهخدا چه کرد؟
32.    دهخدا برای اولین بار به  نمایندگی کدام شهر به مجلس راه یافت ؟
33.    دهخدا پس از جنگ جهانی اول به چه فعالیت هایی مشغول شد؟
34.    آثار دهخدا به چند دسته  تقسیم می شود؟
35.    مهم ترین آثار ادبی دهخدا کدام اند؟
36.    دهخدا در چرند و پرند از کدام شاعر طنز پرداز و همشهری خود تقلید کرد؟
37.    مهم ترین آثار تحقیقی دهخدا را نام ببرید .
درس  چهاردهم
1.    سیداشرف الدین چگونه به گیلانی مشهورشد؟
2.    نسیم شمال در چه زمانی و در کدام شهر انتشار یافت ؟
3.     چگونه سید اشرف الدین گیلانی به نسیم شمال معروف شد؟
4.    سرانجام کارسیداشرف گیلانی چه شد؟
5.    مهم ترین اثر ادبی سیداشرف گیلانی چیست؟
6.    شعر سید اشرف الدین گیلانی از لحاظ فنی چگونه ارزیابی می شود؟
7.    ویژگی عمده شعر سید اشرف الدین گیلانی چیست؟
8.    سید اشرف الدین در اشعار نسیم شمال از کدام روزنامه تقلید کرد؟
9.    انتقادها و طنزهای منظوم روزنامه ملانصرالدین از چه کسی بود؟
10.    عارف از چه سنی به شعر روی آورد؟
11.    مضمون نخستین اشعار عارف چه بود؟
12.    عارف چرا مورد توجه مظفرالدین شاه قرار گرفت ؟
13.    چرا عارف شاعر برجسته ای نبود؟
14.    چه عاملی ارزش ترانه های میهنی عارف را دو چندان ساخته است ؟
15.    عرصه ی هنری مسلم عارف چیست ؟
16.    چرا تصنیف سازی عرصه ی هنری مسلم عارف است ؟
17.    عشقی  کدام روزنامه را در همدان دایر کرد؟
18.    عشقی چگونه به کوشش های سیاسی روی آورد؟
19.    منظومه ی جمهوری نامه را عشقی در ضدیت با چه کسی سرود؟  
20.    روند توصیف و انتشار روزنامه ی قرن بیستم چگونه بود؟
21.    مضامین شعری عشقی چه بود ؟
22.    ارزش ادبی شعر عشقی چگونه است ؟
23.    چرا عشقی را پیشوای سبک جدید دانستند؟
24.    چرا در عصر بیش تر از همیشه نیازها و تمایلات عامه ی مردم در شعر منعکس گردید؟
25.    کدام شاعر در گروه خواص یا خانواده های اشرافی با شاعران مردمی همقدم همسوی بود؟
26.    ادبیات کارگری پیش از حکومت پهلوی چگونه جولان پیدا کرد؟
27.    دیوان کدام شاعر همدم فرخی بود؟
28.    کدام شاعر طبع شاعری فرخی را شکوفا ساخت ؟
29.    علت دوخته شدن لب فرخی چه بود ؟
30.    فرخی یزدی در تهران کدام روزنامه را منتشر کرد؟
31.    چرا فرخی ایران را ترک کرد؟
32.    سرانجام کار فرخی چه شد؟
33.    شعر فرخی در مقایسه با  اشعار عارف و نسیم شمال چه ویژگی هایی دارد؟
34.    فرخی بیش تر در کدام قالب شعر می سرود؟
35.    محتوای غزل های فرخی چیست ؟
36.    مایه ی اصلی شعر فرخی چیست؟
37.    تفاوت فرخی با شاعران عصر خود از لحاظ فکری چه بود ؟
درس پانزدهم :
1.    شعر دوره ی بیداری تنها از چه لحاظ با جنبش مشروطیت همگام شد؟
2.    چرا سیر و تحول محافظه کارانه ، از نوع آن چه در شعر مشروطه رخ داد در عصر نیما به هیچ وجه بسنده نبود ؟
3.    چرا در عصر بیداری ، نیازهای عامه ی مردم بیش تر در شعر جلوه گر شد؟
4.    چرا قالب های سنتی دیگر قدرت بیان مسائل حیات اجتماعی معاصر را نداشتند ؟
5.    کدام قالب ها در عصر بیداری کم و بیش توفیق به دست آورند؟
6.    چرا سنت گرایان در عصر بیداری می کوشیدند موضوعات تازه را در قالب های شعر سنتی جای دهند؟
7.    سنت گرایان عصر بیداری در غزل و قصیده به جای مفاهیمی چون معشوق ، اسب ، قاطر درباره ی چه چیزی سخن می گفتند ؟
8.    چه تحولی در شعر فارسی به وجود آمد ؟
9.    ایرج میرزا چگونه به سبک جدیدی دست یافت ؟
10.    چرا عشقی و لاهوتی و ایرج نتوانستند راه نوی در شعر فارسی بیابند؟
1.    کشمکشهای بین دو جناح نوگرا و سنت پرست ریشه در چه داشت؟
2.    اعضای انجمن دانشکده چه کسانی بودند و هدف  آن ها چه بود؟
3.    مقاله ی مکتب سعدی چه محتوایی داشت و چه واکنشی را برانگیخت ؟
4.    نظر تقی رفعت درباره ی ادبیات گذشته ی ایران چه بود؟
5.    تقی رفعت در کدام روزنامه قلم می زد؟
6.    نخستین نظریه پرداز شعر نو نیمایی کیست؟
7.    چرا باید تقی رفعت  را باید نخستین نظریه پرداز شعر نو نیمایی دانست؟
8.    چرا نام آذربایجان را به آزادیستان تغییر داده بودند ؟
9.    نخستین اشعار خامنه ای در چه قالبی بود و چه ویژگی هایی داشت ؟
10.    نخستین شعر نو شمس کسایی در کدام روزنامه منتشر شد و چه ویژگی هایی داشت ؟
11.    مرکز عمده نو گرایان در کدام شهر و کدام نشریه ها بود ؟
12.    عاقبت رفعت چه شد ؟
13.    با مرگ تقی رفعت انتشار کدام شعر نوید ادامه ی راه او را می داد؟

درس شانز دهم                        
1.    نخستین منظومه ی نیما چه بود ودر چه سالی سروده شد ؟
2.    کدام  ویژ گی قصه رنگ پریده را از اشعار سنتی جدا کرد؟
3.    کدام شعر را بشارت دهنده ی شعر نیمایی می توان دانست؟
4.    چه کسی نیما را در خط  شاعری انداخت ؟
5.    اشنایی با زبان فرانسه چه تأ ثیری بر نیما گذاشت ؟
6.    نیما از کاروکردار کدام شاعران تجربه می اندوخت ؟
7.    نیما در اغاز به چه سبکی شعر می گفت ؟
8.    منظومه قصه رنگ پریده در چه سنی سرود ؟       
9.    قطعه ی ای شب در چه روز نامه ای منتشر شد ؟
10.    افسانه در چه سالی و در چه روزنامه ای منتشر شد؟
11.    نظام وفا در شکل گیری شعر افسانه چه نقشی داشت ؟        
12.    سال 1301 از چه نظر اهمیت داشت ؟
13.    انتشارافسانه چه واکنش هایی را در پی داشت ونیما درمقا بل آن چه کرد؟
14.    اصول کلی شعر فارسی منظومه افسانه نیما چگونه رعایت شد ؟
15.    تفاوت افسانه با شعر عصر بیداری در چیست ؟
16.    ویژگی های افسانه از نظر خود نیما چیست ؟
17.    قطعات تمثیلی کهنیما  پیش از شعر ققنوس سروده بود ، چه نام دارند ؟
18.    بهترین شعر نیما در فاصله سروده شدن افسانه  تا ققنوس چه بود ؟
19.    نخستین شعر نیما که کاملآاز لحاظ شکل و محتوا با شعر گذ شتگان کاملا
20.    متفاوت بود، چه نام دارد ؟
21.    ویژگی های شکلی و محتوایی شعر ققنوس چیست ؟
22.    قطعه های تمثیلی نیما پس از شعر ققنوس را نام ببرید .
23.    مفهوم دگرگونی از نظر نیما چیست ؟
24.    چرا نیما برای شعر زمانه ی خود محتوای اجتماعی پیشنهاد  کرد؟
25.    چرا نیما معتقد بود که از صورت های قا لبی تکراری باید پرهیز کرد؟
26.    نظر نیما در مورد قافیه چیست؟
   

درس هفدهم
1.    شعرسنتی درعصر نیما در چه گروه هایی رواج داشت ؟
2.    کدام قالب ها درشعر سنتی عصر نیما رونق داشت و کدام قالب ها از رواج افتاد؟
3.    درشعر سنت گرای معاصر چند جریان متفاوت وجود داشت ؟
4.    جلوه های تازه درشعر سنت گرای معاصر چگونه نمود می یابد ؟
5.    قطعه ی گوزن تاک ازکیست وچه جلوه ی تازه ای در آن دیده می شود ؟
6.    شعر امواج سند از کیست و از چه نظر دارای اهمیت است ؟
7.    چه عاملی سبب تنوع وتغییر در شعر سنت گرای عصر نیما شده است ؟
8.    چه عواملی در پرورش استعداد شعری پروین نقش داشتند ؟
9.    پدر پروین چگونه اورا تمرین شاعری می داد ؟
10.    نا کا می در ازدواج چه تأ ثیری درشعر پروین گذاشت ؟
11.    قصاید پروین به شیوه ی کدام شاعر است ؟
12.    کدام سبک ها در شعر پروین ترکیب شده اند ؟
13.    پروین در قطعات خود به کدام شاعران نظر داشت ؟
14.    پروین در قطعات خود از کدام فن ادبی استفاده کرده است ؟
15.    با وجود اقتبا س پروین ازدیگران چه چیزی منا ظره های او را ممتازمشخص کرده است ؟
16.    منظور از عرفان جدید  در شعر پروین چیست؟
17.    زن بودن پروین خود راچگونه نشان می دهد ؟
18.    پروین اوضاع اجتماعی را در شعر خود چگونه منعکس کرد ؟
19.    چرا شهریار تحصیل پزشکی را رها کرد ؟
20.    شعر زیارت کمال الملک به چه منا سبت سروده شد ؟
21.    شهریار تا ایَام باز نشستگی خود چه شغلی داشت ؟
22.    پس از انقلا ب چه تغییری درشعر او پدید آمد؟
23.    شهریار کدام شعرها را در شیوه ی نیمایی سرود ؟
24.    دراشعار نیمایی شهریارچه مسائل عا طفی واحساسی بیان می شود ؟
25.    کدام اثر شهریاردر ادبیات ترکی  شاهکار شمرده می شود ؟
26.    شهریار به کدام شاعران طراز اوَل فارسی عشق می ورزید ؟
27.    از میان شاعران شعر فارسی ، شهریاربه کدام شاعر شیفتگی بیشتری نشان می دهد ؟
28.    شهریاربیشتر در کدام قالب شعری شعر می سرود ؟



درس هجدهم

1.    چه مضمونی بیشتر از سایر مفاهیم در شعر امیری دیده می شود و چرا؟
2.    امیری بیشتر اشعارش را در چه سنی سرود؟
3.    امیری فیروزکوهی به کدام شاعر پیش از خود ،علاقه وتعصب خاص داشت ؟
4.    امیری از شیوه کدام شاعر  در شعر تقلید می کرد ؟
5.    از نظر امیری  تفاوت سبک در قصیده وغزل چیست ؟
6.    امیری کدام منظومه را در قالبی دوبیتی  پیوسته سرود ؟
7.    درشعر امیری چه مضامینی دیده می شود ؟
8.    رهی دوران خدمت اداری خود را چگونه گذراند ؟
9.    چرا رهی در پاکستان وافغانستان ،شهرت بسیار به هم رسانید ؟
10.    رهی در شعر خود کدام سبک ها را به هم آمیخته است ؟
11.    رهی از کدام شاعران تأثیرپذیرفته است ؟
12.    چه عواملی کلام رهی رااز سبک هندی متمایز می سازد؟
13.    عمده ی هنر رهی در چیست؟
14.    فکا هیات رهی باچه امضایی در مطبوعات منتشر می شد ؟
15.    حمیدی شیرازی تحصیلات خود را تا چه مرحله ای ادامه داد؟
16.    موضوع شعرهای دهه اول حیات شا عرانه حمیدی چه بود ؟
17.    شعرهای حمیدی را که شامل اشعار عا شقانه او هستند نام ببرید ؟     
18.    حمیدی در شعرهای عاشقانه خود به چه  سبکی  گرایش نشان می داد؟
19.    چه مضا مین دیگری غیرازعشق در شعر حمیدی وجود دارد ؟  
20.    چند مجموعه شعر حمیدی را با محتوا ی وطنی  نام ببرید .
21.    کدام مجموعه اشعار حمیدی مراحل برتری از پختگی شعر حمیدی را نشان می دهد؟
22.    حمیدی کدام کتاب را درزمینه ادبی نوشت؟
23.    نوشته های منثور حمیدی را نام ببرید .
24.    سبک شعر حمیدی متمایل به کیست وچه تفاوتی با آن دارد ؟
25.    حمیدی درباره شعر نو چه نظری داشت ؟
26.    حمیدی از کدام قالب ها در شعر خود استفاده می کرد ؟
27.    مشهور ترین شعر حمیدی درقالب دو بیتی پیوسته کدام است ومضمون آن چیست ؟
28.    حمیدی کدام منظومه را با الهام از داستان حضرت ابراهیم سرود ؟
29.    نام اصلی مهرداد چیست اوستا در آغاز شاعری به چه شیوه ای شعر می سرود ؟
30.    موفق ترین اثر ادبی اوستا در شیوه ی نیمایی چه نام دارد ؟
31.    اوستا از میان قا لب ها کدام قالب را ترجیح می داد ؟
32.    سبک قصیده گویی اوستا را چه می توان نام نهاد ؟
33.    آثار اوستا را نام ببرید .


تاریخ ادبیات جهان
درس نوزدهم

1.    جوهره وستون فقرات هنر وادبیات قرن بیستم چیست ؟
2.    علل طرح ادعای مدرن بودن کدام اند؟
3.    چرا کار مورخان ادب در ترسیم طرحی روشن از آغاز قرن بیستم بسیار دشوار است؟
4.    چشمگیر ترین ویژگی ادب قرن بیستم چیست؟
5.    مکتب دادائیسم در کدام زمان ظهور کرد؟
6.    دادائیسم ها در باره عقل چه نظری داشتند؟
7.    مکتب دادائیسم از کدام جهت اهمیت بیشتری دارد؟
8.    بنای مکتب سوررئالیسم بر چیست؟
9.    سوررئالیست ها از نظرکدام دانشمند بهره می بردند؟
10.    زرافه ی شعله ور اثر کیست؟
11.    منظور از شیوه باز نمایی غیر باز نمایی یا غیر شیئی در مکتب سوررئالیسم چیست؟
12.    رولان بارت در باره ی شعر چه نظری دارد؟
13.    چرا هنر وادبیات قرن بیستم راه طغیان در پیش گرفت؟





**درس بیستم**
1.    نام مکتب دادائیسم چگونه انتخاب شد؟
2.    بهترین نظام از نظر مکتب دادائیسم چیست ؟
3.    نظر دادائیسم درباره تخیَل چه بود ؟
4.    نظر آندره برتون درباره ی ضعف دادا ئیسم را بنویسید.
5.    منظور بروتون از دالا ن حلقوی دادائیسم چیست؟
6.    نام چند مجله از مجلات دادائیسم ها را بنویسید .
7.    توصیه دادائیسم به نویسندگان درباره روش نوشتن چه بود ؟
8.    عاقبت تزارا ومکتب دادائیسم چه شد ؟
9.    چه چیزی باعث پیدایش مکتب دادا شد؟
10.    ستون فقرات سوررئا لیسم کیست ؟
11.     جنگ چه تحوَلی در شخصیَت آندره برتون برجا گذاشت ؟
12.     آندره برتون چگونه با نظریات جدید فروید آشنا شد؟
13.     جوهره سوررئالیسم چه بود ؟
14.     نخستین کتاب سوررئالیستی چه نام دارد وچه کسی آن را منتشر کرد ؟
15.     اندیشه وهدف بنیان گذاران مکتب سوررئالیسم چه بود ؟
16.     فرا واقعیت چیست ؟
17.     نظر سوررئالیسم درنظارت عقل واخلاق چیست ؟
18.     آندره برتون درباره زیبایی چه می گوید؟
19.     اساس شعر لورکا برچیست ؟
20.     لور کا با کدام کتاب به سوی سوررئالیسم روی آورد ؟
21.     معاصران لورکا اورا چگونه شاعری می دانستند؟
22.     کدام شاعر فارسی زبان آراگون را تحت تأثیر قرار داد؟
23.     آرا گون کدام منظومه را به تقلید از جامی سرود ؟  

« درس بیست و یکم »
1.    کتاب انحطاط  غرب اثر کیست و در آن درباره ی تمدن غربی  چه چیزی  پیش بینی شده است ؟
2.    چرخه ی طبیعی  تمدن غربی از نظر اسوالدا اشپنگلرچیست ؟
3.    مفهوم پست مدرنیسم را نخستین بار چه کسی به کار برد؟
4.    درفرهنگ امریکن هری تیج دربرابر واژه ی پست مدرنیسم چه مطالبی  بیان شده است ؟
5.    پست مدرنیسم چیست ؟
6.    عناصر معنابخش چهارچوب زندگی ما قبل پست مدرنیسم کدام اند ؟
7.    چرا پست مدرنیسم معنی داری عناصر سازنده ی مدرنیسم را انکار می کند ؟
8.    اصول پست مدرنیسم کدام اند ؟
9.    تنها اصل پست مدرنیسم کدام است ؟
10.    چند نویسنده پست مدرنیسم را نام ببرید .
11.    مهمترین اثر پست مدرن بکت چه نام دارد و خلاصه ی آن را بنویسید؟
12.    نوع ادبی در انتظار گودو چیست ؟
13.    درون مایه ی در انتظار گودو چیست ؟
14.    شاهکار فاکنر در رمان نویسی چیست ؟
15.    روش نویسندگی در کتاب خشم و هیاهو چیست ؟
16.    چه چیزی  به داستان خشم و هیاهو جذابیت بخشیده است ؟
17.    خلاصه ی داستان خشم و هیاهو چیست ؟
18.    بزرگترین رمان نویس بین دو جنگ جهانی کیست ؟
19.    چرا ویلیام فاکنز بزرگترین رمان نویس آمریکایی بین دو جنگ جهانی شد؟
20.    آثار ارنست همینگوی را نام ببرید .
21.    مهمترین اثر همینگوی چه نام دارد ؟
22.    کدام اثر ارنست مهمتر از اختراع پیل دانسته شده است ؟
23.    پیام ارنست در کتاب پیرمرد و دریا چیست ؟
24.    خلاصه ی داستان پیرمرد و دریا چیست ؟
25.    در داستان پیرمرد و دریا ماهی نماد چیست ؟
26.    پیام کتاب زنگ ها برای که به صدا در می آید چیست ؟
27.    بیت( چو عضوی به درد آورد روزگار//دگر عضوها رانماند قرار) چه وجه اشترکی با کتاب زنگها دارد؟
28.    اثر مشهورتی . اس. الیوت چه نام دارد و با چه نام هایی به فارسی ترجمه شده است ؟
29.    مضمون منظومه ی The Waste Land چیست؟
30.    چرا جیمز جویس بیشتر از طریق صداها حساسیت خود را به اطراف نشان می دهد ؟
31.    شهرت و اعتبار جویس به  خاطر کدام کتاب های اوست ؟
32.    جویس کدام روش های نویسندگی را در کتاب های خود به منتهای کمال رساند؟
33.    برای درک آثار کدام نویسنده آگاهی از افسانه های ایرلندی و اصطلاحات کولی لازم است ؟
34.    اثر مشهور کامو چه نام دارد؟
35.    اثر مضمون و درون مایه ی بیگانه چیست ؟
36.    آثار کامو را نام ببرید .
37.    کامو چه کسی را دموکرات می داند یا تعریف او از دموکرات چیست ؟
38.    سه رمان نا تمام کافکا چه نام دارند؟
39.    نام کافکا با کدام کتاب او همراه است ؟
40.    خلاصه ی داستان مسخ چیست ؟
41.    مضمون یا درون مایه ی کتاب مسخ چیست ؟
42.    هسه از چه تاریخی با فلسفه و عرفان آشنا شد ؟
43.    چرا آثار هسه رنگ و بویی  عرفانی  دارد ؟
44.    درون مایه بیشتر آثار هسه چیست ؟
45.    آثار هسه را به ترتیب محبوبیت نام ببرید.
46.    هسه در چه سالی  جایزه نوبل را برد ؟
درس بیست دوم
1.    چرا عرب  جاهلی مجالی برای پرداختن به انواع هنر نداشت ؟
2.    بیت زیر کدام واقعیت از زندگی عرب جاهلی را بیان می کند ؟
پزشکی گزیدند مردان یونان                  عرب برره شعر دارد سواری
3.    چرا شعر عرب از صداقت و عاطفه سر شار است ؟
4.    دروه ی جاهلی به  کدام دوره  از شعر و ادب عرب گفته می شود؟
5.    کلیات فرهنگ و ادب جامعه ی جاهلی شامل چه مواردی بود ؟
6.    ویژگی های شعر عصر جاهلی کدام اند ؟
7.    بازار عکاظ در شعر عرب چه نقشی دارد؟
8.    معلقات به چه شعری گفته می شود ؟
9.    معلقات سبعه چیست ؟
10.    شاعران صاحب معلقه کدام اند ؟
11.    شعر عرب پس از اسلام چه وضعی پیدا کرد و چرا؟
12.    شاعران مخضرم به چه شاعرانی گفته می شد ؟
13.    سر آمد شاعران  مخضرم کیست ؟
14.    چرا امویان  تنوانستند مسائل عصر جاهلی را دوباره  زنده کنند؟
15.    چرا دوره ی عباسی را دوره ی طلایی اسلام باید دانست ؟
16.    مسلمانان ملل دیگر چگونه  به گسترش زبان و ادب عرب کمک کردند ؟
17.    ادب مولد یا محدث چیست و چرا به این نام معروف  شده است ؟
18.    در ادب عباسی چه فنون و مضامینی  راه یافت ؟
19.    زبان و ادب عرب پس از دوره ی عباسی  چگونه رو به  خاموشی و انحطاط گذاشت ؟
20.    چه حادثه ای سیاسی – تاریخی  اعراب مصر را از خواب  غفلت بیدارکرد؟
21.    چه عاملی روح وطن پرستی و آزادی خواهی را در ملت مصر بیدار کرد ؟
22.    کدام ملت عرب زودتر از همه با اروپا ارتباط بر قرار کرد و چگونه ؟
23.    آشنایی با فرهنگ وسیاست غربی چه تأثیری بر فرهنگ عرب  گذاشت ؟
24.    کلاسیک ها کدام  گروه از شاعران عرب را تشکیل می دهند ؟
25.    کدام گروه از شاعران عرب  را می توان با شاعران بازگشت ادبی در شعر فارسی  مقایسه  کرد  ؟
26.    مجمع آپولو چگونه تشکیل شد ؟
27.    شاعران بلاد مهجر چه شاعرانی بودند ؟
28.    چه مضامینی در شعر شاعران مهجر وجود دارد؟
29.    شاعران  بلاد مهجر را نام ببرید ؟
30.    کدام انقلاب در ادبیات عرب مسائل تازه ای به  وجود آورد ؟
31.    چه عاملی مسئله ی تعهد را در ادبیات و هنر عرب   مطرح کرد ؟
32.    در شعر عرب  چه کسانی در شعر سفید به تجربه هایی  دست زدند؟
33.    کدام شاعر عرب شعر نوی عربی را تجربه کرد ؟
34.    دفتر شعر نازک الملائکه چه نام دارد ؟
35.    از نظر نازک الملائکه آزادی مجاز شاعر در شعر چیست ؟
36.    نیما یوشیج شعر عرب  کیست ؟
درس بیست و سوم
1.    اللاجئه اثر کیست ؟
2.    شعر اللاجئه از چه نظر در شعر عرب دارای اهمیت است ؟
3.    چرا شعر شاعران فلسطینی به عواطف اعراب فلسطین نزدیک تر است ؟
4.    نخستین کسانی که به رویدادهای فلسطین واکنش نشان دادند ،که بودند؟
5.    حضور مذهب در کدام دوره ی شعر فلسطین چشمگیر است؟
6.    چرا در شعر پس از 1948 توجه کمتری به یهودیان وصهیونیست ها نشان داده شد؟
7.    در اشعار پس از 1967شاعران با چه نگرش  و روشی به تجزیه و تحلیل مشکل فلسطین دست زدند ؟
درس بیست و چهارم
1.    در دوران جدید چند گرایش عمده در ادبیات داستانی عرب  وجود داشت ؟
2.    شیوه ی داستانی جرجی زیدان چیست ؟
3.    آثار جرجی زیدان را نام ببرید .
4.    چه عاملی سبب شدکه شعر عربی حوزه ی مسائل عاشقانه  و عارفانه  به سمت گرایش های رئالستیی سوق پیدا  کند؟
5.    دو ضعف  عمده ی منفلوطی چیست ؟
6.    عامل توفیق  و شهرت منفلوطی چیست ؟
7.    درون مایه و زمینه ی بیشتر قصه های منفلوطی  چیست ؟
8.    آثار مشهور منفلوطی را نام ببرید .
9.    جبران خلیل جبران  کدام انجمن را به راه  انداخت ؟
10.    جبران خلیل جبران  به چه زبان هایی می نوشت ؟
11.    مشهورترین کتاب جبران چه نام دارد و به  چه زبانی  است ؟
12.    دفتر های شعر جبران چه  نام دارد ؟
13.    سه دوره ی فکری  جبران را نام ببرید .
14.    نظر نزار قبانی در باره ی شکست ژوئن چیست ؟
15.    چه کسی نخستین قدم های داستان نویسی  به سبک نوین را برداشت ؟
16.    یک اثر قابل توجه  محمود السید را نام ببرید .
17.    کدام نویسنده ی عرب  برنده ی جایزه ی اصلی نوبل شد ؟
18.    ویژگی آثار نجیب  محفوظ چیست ؟
19.    آثار نجیب محفوظ را نام ببرید .
20.    آنتوان چخوف عرب کیست ؟
21.    یوسف  ادریس در مورد مرگ چه می گوید ؟
22.    آثار مهم یوسف ادریس را نام ببرید.
23.    یوسف ادریس را با چه  نویسندگان غربی  می توان  مقایسه  کرد؟
24.    کدام دو رمان غادۃ السمان به همه ی زبان های مهم  دنیا ترجمه شد ؟
25.    موضوع رمان کابوسهای بیروت چیست؟
26.    آثار غادۃ السمان را نام ببرید .
27.    بزرگترین رمان نویس نسل جدید عرب  کیست ؟
28.    قهوه خانه ی باشوره اثر کیست ؟
29.    خلاصه ی داستان قهوه  خانه ی باشوره را بنویسید؟
30.    کتاب های جمال بنوره را نام ببرید.
31.    ادریس در مقایسه با نجیب محفوظ چه ویژگی هایی دارد؟
32.    نخستین داستان ادریس چیست ؟ و در کجا نوشت ؟ 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 19:46  توسط حسین امیدی  |